آنچه در این مقاله میخوانید
مقدمه
هفتم تیرماه، در تقویم انقلاب اسلامی ایران، روزی است که با خون شهیدان، جاودانه شده است. در چنین روزی در سال ۱۳۶۰، دشمنان این مرز و بوم، در اقدامی کوردلانه، دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی را هدف قرار دادند تا شاید از این طریق، اراده ملت ایران را در هم بشکنند. اما آنچه رخ داد، نه تضعیف انقلاب، که نقطه عطفی در استحکام و تعمیق ارزشهای آن شد. در رأس شهیدان این واقعه، شخصیتی بینظیر قرار داشت: آیتالله سید محمد حسینی بهشتی، مردی که در ابعاد علمی، سیاسی و معنوی، نمونهای از یک مجاهد نستوه و دانشمندی متعهد بود. این مقاله، نگاهی است به زندگی پربار این شهید بزرگوار و یاران باوفایش، که با خون خود، درخت تنومند انقلاب را آبیاری کردند.
دوران کودکی و تحصیل؛ بنیانهای یک شخصیت برجسته
سید محمد بهشتی، در دوم آبان ماه سال ۱۳۰۷ هجری شمسی، در شهر اصفهان و در خانوادهای روحانی دیده به جهان گشود. پدرش، سید فضلالله، از مدرسان حوزه علمیه اصفهان بود و فضای مذهبی و علمی خانواده، تأثیر عمیقی بر شکلگیری شخصیت او داشت. او از سنین کودکی به مکتب رفت و قرآن و سواد ابتدایی را آموخت. علاقه و استعداد سرشار او در تحصیل علوم دینی، موجب شد تا در سن چهارده سالگی، دبیرستان را رها کرده و راهی حوزه علمیه شود تا به طلبگی بپردازد.
تحصیلات حوزوی و دانشگاهی؛ تلفیق فقه و فلسفه
بهشتی جوان، پس از فراگیری مقدمات در اصفهان، در سال ۱۳۲۵ برای تکمیل تحصیلات خود عازم قم شد. در حوزه علمیه قم، در محضر اساتید برجستهای همچون آیات عظام بروجردی، خمینی و محقق داماد تلمذ کرد و به درجه اجتهاد نائل آمد. همزمان با تحصیلات حوزوی، بهشتی به فراگیری علوم جدید نیز اهتمام داشت. او در سال ۱۳۲۷ دیپلم ادبی خود را گرفت و سپس در رشته فلسفه و حکمت اسلامی دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و در سال ۱۳۳۰ موفق به اخذ مدرک لیسانس شد. او بعدها تحصیلات خود را تا مقطع دکترا ادامه داد و در سال ۱۳۵۳ از پایاننامه خود با عنوان «مسائل مابعدالطبیعه در قرآن» دفاع کرد. تسلط او به زبانهای انگلیسی، آلمانی و عربی، نشاندهنده دغدغه او برای آشنایی با اندیشههای نوین و ارتباط با جهان پیرامون بود.
مبارزات پیش از انقلاب؛ از قم تا هامبورگ
شهید بهشتی، نه تنها یک محقق و فقیه برجسته، بلکه یک مبارز و سیاستمدار تمامعیار بود. او در دهه ۴۰ و ۵۰، در صف مقدم مبارزات علیه رژیم پهلوی قرار داشت. فعالیتهای سیاسی و افشاگرانه او بارها موجب دستگیری و بازداشتش توسط ساواک شد. یکی از مقاطع مهم زندگی او، سفر به آلمان و سرپرستی مسجد و مرکز اسلامی هامبورگ بود. این مأموریت که به دعوت آیتالله حائری و آیتالله میلانی صورت گرفت، فرصتی فراهم کرد تا او در خارج از کشور نیز به ترویج معارف ناب اسلامی و ایجاد تشکلهای مذهبی بپردازد و در این مدت، سفرهایی به عربستان، سوریه، لبنان و عراق داشت.
همراهی با امام و نظریهپردازی ولایت فقیه
بهشتی از شاگردان نزدیک و مورد اعتماد امام خمینی (ره) بود و در زمره نظریهپردازان اصل ولایت فقیه قرار دارد. او با حضور در جلسات بحث و گفتوگو، در شکلگیری ابعاد نظری نظام سیاسی اسلام نقش اساسی ایفا کرد. پس از اوجگیری مبارزات، او همراه با دیگر روحانیون مبارز، به عنوان نماینده تامالاختیار امام خمینی در داخل و خارج از کشور فعالیت میکرد و هماهنگی میان مبارزات در ایران و رهبری امام در نجف و سپس پاریس، بر عهده او و یارانش بود.
نقش در پیروزی انقلاب و تأسیس نظام جمهوری اسلامی
با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، دوران جدیدی از فعالیتهای شهید بهشتی آغاز شد. او به فرمان امام خمینی، به عضویت شورای انقلاب درآمد و یکی از بنیانگذاران و دبیرکل حزب جمهوری اسلامی شد؛ حزبی که برای تجمیع نیروهای انقلابی و تدوین اهداف و برنامههای نظام شکل گرفته بود. بهشتی در تدوین قانون اساسی جدید، بهعنوان نایبرئیس مجلس خبرگان قانون اساسی، نقشی کلیدی ایفا کرد و تلاش داشت تا ساختار حکومتی بر مبنای موازین اسلامی و با محوریت ولایت فقیه تنظیم شود.
ریاست شورای انقلاب در مقطع حساس
پس از استعفای دولت موقت در آبان ۱۳۵۸، بهشتی به عنوان رئیس شورای انقلاب، اداره امور اجرایی کشور را در یک مقطع بسیار حساس و پرآشوب بر عهده گرفت. او با تدبیر و درایت خود، این مسئولیت سنگین را تا زمان استقرار دولت جدید مدیریت کرد. این دوران، نشاندهنده توانایی بالای مدیریتی او در کنار جامعیت علمی و فقهیاش بود.
ریاست قوه قضائیه و تلاش برای تحقق عدالت اسلامی
یکی از مهمترین مناصب شهید بهشتی پس از انقلاب، ریاست دیوان عالی کشور و شورای عالی قضایی بود. او در اسفندماه ۱۳۵۸ با حکم امام خمینی به این سمت منصوب شد و تا لحظه شهادت، در این جایگاه انجام وظیفه میکرد. او در دوره مسئولیت خود، گامهای اساسی برای تحول در نظام قضایی کشور برداشت. از جمله، ارائه طرحهایی برای هماهنگی قوه مجریه و قضائیه و تصویب لایحه قصاص که از اقدامات مهم و تأثیرگذار او در راستای پیادهسازی احکام اسلامی محسوب میشود.
مبارزه با فساد و قانونمداری
شهید بهشتی در دستگاه قضا، به شدت بر قانونمداری و پرهیز از هرگونه بیعدالتی تأکید داشت. نقل شده است که او در برخورد با متخلفان و مفسدان، حتی اگر از نزدیکان و یارانش بودند، هرگز کوتاه نمیآمد و با قاطعیت تمام از کیان عدالت اسلامی دفاع میکرد. این رویه، چهرهای جدید از دستگاه قضایی ترسیم کرد که تا پیش از آن سابقه نداشت.
فاجعه هفتم تیر؛ شهادت در اوج مسئولیت
در شامگاه هفتم تیرماه ۱۳۶۰، شش روز پس از عزل ابوالحسن بنیصدر از ریاستجمهوری، جلسهای مهم در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی در محله سرچشمه تهران با حضور اعضای برجسته حزب، وزرا و نمایندگان مجلس در حال برگزاری بود. شهید بهشتی در حال ایراد سخنرانی بود که انفجاری مهیب، سالن را ویران کرد. در این حادثه، ۷۳ نفر از یاران و همکاران شهید بهشتی به شهادت رسیدند. عامل این بمبگذاری، سازمان مجاهدین خلق (منافقین) شناسایی شد که یکی از اعضای خود به نام محمدرضا کلاهی را به عنوان عامل اجرایی، نفوذ داده و بمبها را در محل جلسه کار گذاشته بودند.
شهادتی که انقلاب را متحول کرد
شهادت آیتالله بهشتی و یارانش، ضربهای سنگین به پیکره نظام نوپای جمهوری اسلامی وارد ساخت. اما همانگونه که امام خمینی (ره) فرمودند، این خونها موجب آبیاری نهال انقلاب و بیداری بیشتر ملت شد. پس از این حادثه، شورای موقت ریاستجمهوری با پیامی، از ملت خواست تا با حضور در صحنه، توطئه دشمنان را خنثی کنند و تأکید کرد که «با شهادت شخصیتها سیل خروشان انقلاب شما باز نمیایستد». این رویداد، به یکی از نقاط عطف تاریخ انقلاب تبدیل شد و مفهوم «هفتم تیر» را در فرهنگ سیاسی ایران ماندگار ساخت.
یاران شهید؛ کاروان ۷۲ نفره هفتم تیر
فاجعه هفتم تیر، تنها به شهادت آیتالله بهشتی خلاصه نشد، بلکه جمع کثیری از مدیران و کارگزاران نظام اسلامی را نیز با خود همراه ساخت. تعداد شهدای این واقعه به ۷۲ تن رسید که یادآور تعداد شهدای کربلا بود. در میان شهدا، ۲۷ نماینده مجلس، چهار وزیر (از جمله دکتر حسن عباسپور وزیر نیرو، دکتر محمود قندی وزیر پست و تلگراف و تلفن، موسی کلانتری وزیر راه، و دکتر محمدعلی فیاضبخش وزیر مشاور) و ۱۲ معاون وزیر به چشم میخوردند.
اسامی برخی از شهدا و مجروحان
از جمله نمایندگانی که در این حادثه به شهادت رسیدند، میتوان به رحمان استکی (نماینده شهرکرد)، دکتر سید رضا پاکنژاد (نماینده یزد)، غلامحسین حقانی (نماینده بندرعباس)، دکتر عبدالحمید دیالمه (نماینده مشهد) و عباسعلی ناطق نوری (نماینده نور) اشاره کرد. از مجروحان این حادثه نیز میتوان به علیاصغر باغانی (نماینده سبزوار) که سالها بعد به عنوان «شهید زنده» شناخته شد و حجتالاسلام مسیح مهاجری (سردبیر روزنامه جمهوری اسلامی) اشاره کرد. این شهدا و مجروحان، حکایت از آن دارند که این فاجعه، چگونه لایههای مختلف مدیریت کشور را هدف گرفته بود.
جمعبندی
شهید آیتالله سید محمد بهشتی و یاران باوفایش، در هفتم تیرماه ۱۳۶۰، با خون پاک خود، صفحهای زرین در تاریخ انقلاب اسلامی رقم زدند. بهشتی، مردی که در ابعاد علمی (با درجه اجتهاد و دکترای فلسفه)، سیاسی (بهعنوان یکی از پایهگذاران نظام و رئیس قوه قضائیه) و عرفانی، یک شخصیت کامل و جامع بود، به دست دشمنان قسمخورده انقلاب به شهادت رسید. اما راه او، همچون جبهه حق، هر روز پررونقتر گشت. او مظلوم زیست و مظلوم مرد؛ چراکه در زمان حیاتش، کمتر کسی به عمق شخصیت و تأثیرگذاری او پی برد. امروز، یاد و خاطره این شهید بزرگوار و کاروان ۷۲ نفره هفتم تیر، همواره بر تارک انقلاب اسلامی میدرخشد و به ما میآموزد که برای تحقق عدالت و حفظ استقلال کشور، باید از هرگونه وابستگی و نفوذ دشمن پرهیز کرد و با اتحاد و هوشیاری، در مسیر آرمانهای والای نظام اسلامی گام برداشت.
گردآورنده: واحد تحقیق و پژوهش موسسه فرهنگی قرآن و عترت اسوه تهران

Fa
En

