جمعه, 05 آذر 1400 18:39

نظم و حال خوب (قسمت یازدهم) مطلب ویژه

نوشته شده توسط
این مورد را ارزیابی کنید
(2 رای‌ها)

بسم الله الرحمن الرحیم
 نظم و حال خوب (قسمت یازدهم)

ضروریات مسیر سفرطلایی
در این سری از مقالات ، ما از عناصر ضروری برای رسیدن به هدف سخن گفتیم، از استمداد از خداوند ، ازعزم و سحرخیزی گرفته تا عنصر بسیار مهم برنامه ریزی؛ نوبتی هم که باشد نوبت عناصر دیگر این سفر مهم است:
پرهیز ازتنبلی، استفاده از فرصتها ، همنشینی با افراد هدفمند و عنصری بسیار مهم به نام امید و عدم یاس و...
پرهیز از تنبلی
تنبلی همان سستی در امور است ؛ یک موریانه موذی که ریزریز، لحظات مارا می خورد و پیامدی جز حسرت و ناکامی به دنبال نخواهد گذاشت؛ در قسمت نظم و حال خوب شماره 5 به آن پرداختیم وراهکاری ساده و در عین حال مهم هم درآن جا ذکرکردیم...
استفاده از فرصتها، سحرخیزی و همنشینی با افراد هدفمند هم به بیاناتی متفاوت بررسی شد لکن در مورد امید و عدم یاس باید سخن بگوییم:
امید و عدم یاس
امید همان موتور فعال ماشین زندگی است ، چطور می توان امید را از زندگی حذف کرد وقتی که حتی دانه های زیر خاک هم با آن به تکامل می رسند و سر از خمودگی خاک بیرون می آورند، آن هم به امید بهار؟ ... امید در لابلای کلمات کودکانه فرزندم کاملا واضح است ؛ وقتی که به کمک آن قد می کشد و مثل یک نهال ظریف و زیبا به آسمان رخ می نماید وبه سمت جلو پیش میرود...
امید در تمام ورق زدن های کتاب ها، در روزهای زندگی ، نفس های مادر و پدر ، در لابلای تمام انتظارها مخفی شده و کاملا معلوم است که ضربان هستی ماست، چرا که امید هدیه خداوند متعال است تا با استمداد از این نیروی محرکه ی جادویی به لحظه بعد سفر کنیم...
امید یک داروی شفا بخش برای بیماران هم هست ؛ چرا که عناصر مهم و حیات بخش زندگی را در تمام سلولهای بی جانشان تزریق می کند. امید حتی می تواند پدر را ازتمام خستگی های روزانه اش بیرون بیاورد و او را سر سفره شام ،کنار فرزندانش بنشاند ، امید در ترک های دستان مادر ، در چشمان کم سوی مادر بزرگ و در پس عینک ذره بینی پدربزرگ هم مثل خورشید می درخشد...
امید را درگندمزاری خیس ، در سفره هفت سین، در شب یلدا دورکرسیِ یک خانه ی محقر روستایی، در جهیزیه یک تازه عروس ، در پشت درب اتاق عمل ، در لحظه ناب افطار و حتی در کارت بنزین هم می توان دید...
به راستی اگر این عبارت کوچک زیبا نبود چطور سفرها پایان می پذیرفت؟ چطور کتابها تمام میشد؟ چطور خانه تکانی طاقت فرسای آخر سال به سرانجام می رسید؟ حتی چطورکفشهای نو از فرط دیدو بازدیدهای پیاپی پاره می شدند ؟
امید است که همه این لحظه ها را به سمت آینده و حرکت سوق می دهد و مثل دستان پرمهر مادر، روی تمام دردهای ما دست نوازش می کشد و دردهای زندگی را هدفدار جلوه می دهد...
به راستی دیدن نوری در دل تاریکی شب ، شمارا به چه چیزی وا می دارد؟ آیا جز امید می تواند ما را به سمت جلو هدایت کند؟
پس ما ، بارها و بارها لذت امید داشتن را تجربه کرده ایم؛در تمام مثالهایی که زدم امید مثل یک رود زیبا و شفاف جریان داشت؛ پس چطورممکن است در راه رسیدن به هدف های بزرگمان، امیدگم شود و ما ناامید شویم و بااین حال خراب جلو برویم؟ مگر دنیا تمام شده است؟ مگر مرگ ما فرا رسیده است؟ مگر خدای توانگرِ قادرِ متعالِ بزرگ ما نیست که ما را یاری کند؟
پس چرا ناامید باشم؟ چرا مطمئن نباشم که گندم تلاش من ، حتما حتما ، روزی از لابلای تاریکی خاک و از قهقرای لحظات سخت زندگی بیرون می زند و من ثمره تمام زحمتهایم را در راه رسیدن به هدفم خواهم دید؟
پس وقتی خدا هست، امید جریان دارد، من خواسته ام که به هدفم برسم، چرا که نه؟
اگر در طول مسیر، با وجود امید، شکست هم بخورم مشکلی نیست ؛ چرا که باز هم ضربان امید بعد از مدتی کوتاه ، من را به سمت حرکت سوق خواهد داد... چراکه خداوندمهربانم به او فرمان داده است تا سر انگشتان من را بگیرد و من را تا بالای سکوی افتخار ، در کسب خوبیها بالا ببرد...
یادمان نرود : شکست ها پل های محکم و پر تجربه ی پیروزی های بزرگ هستند ؛ اصلا مگر می شود بدون گذر از سنگلاخ های تیز به قله رسید؟
ادامه دارد...

نویسنده : فاطمه صالحی

تعداد بازدیدکنندگان 115 نفر آخرین ویرایش در جمعه, 05 آذر 1400 19:21

نظرات (1)

5 از 5 براساس 1 رای
This comment was minimized by the moderator on the site

باز هم عالــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــی

  1. 5 / 5
هنوز نظری ارسال نشده است

  1. بهتر است نام و نظر خود را فارسی تایپ کنید ( برای انتشار سریع نظر یا افزودن فایل پیوست، باید وارد حساب کاربری خود شوید )
Rate this post:
پیوست (0 / 3)
انتشار موقعیت
کد تصویری را وارد کنید

ارتباط با ما

 آدرس : تهران، میدان انقلاب، خیابان کارگر جنوبی، پایین‌تر از چهارراه لشکر، روبروی دانشگاه علامه طباطبایی (یا پمپ بنزین) کوچه شهید علی غیاثوند قیصری- بن بست آریا- پلاک 6 - زنگ سوم
مدیریت: 02155377676 - 09911135529
ایمیل: info@osveh.org ساعت کاری موسسه: شنبه تا چهارشنبه 8 الی 16

تماس با واحدهای اسوه

02155390120
02155482025
واحد وام، داخلی   1
واحد فرهنگی و ازدواج، داخلی   2
واحد رفاهی و خدماتی، داخلی   4

شبکه های اجتماعی اسوه

logo-samandehi

whatsapp telegram instagram baleh
Fatima Co