آثار غیبت امام مهدی عج

 آثار غیبت امام مهدی عج

 آثار غیبت امام مهدی عج

توسط / مهدویت / چهارشنبه, 01 اسفند 1397 ساعت 22:41

همانطور که در ضمن بعضی از روایات بیان شده دوره غیبت امام(ع) دارای آثار و پیامدهایی است که امروزه حداقل بخشی از آنها را بعینه مشاهده می کنیم.

حضرات معصومین(ع) سالها پیش از تولد امام عصر(ع) به این پیشامدها و اثرات آنها اشاره کرده اند و ارائه هشدارها این واقعیت را تأیید می کند که مردم اگر برنامه ریزی و عملکرد مناسبی را در پیش بگیرند از پیامدهای منفی آن می توانند در امان باشند والاّ دلیلی ندارد که در دهها روایت از وقایع و فجایع آخرالزمان سخن به میان آید. این مسایل مطرح شده است تا مردم پیشاپیش آمادگیهای لازم را در خود ایجاد کنند تا گرفتار تبعات منفی این امور نشوند. در لابلای مجموعه رهنمودهای معصومین(ع)، به برخی آثار و معضلات مهم دوره غیبت اشاره شده است که در اینجا چند مورد از آنها به عنوان نمونه ذکر می شود:

1-خالی شدن صلب کافران از مومنان
2-رسیدن به کمال
3-مشکل شدن دینداری
4-سرگردان شدن مردم
5- تردید در وجود امام زمان
و...

1-خالی شدن صلب کافران از مومنان
هنگامی كه امام(ع) ظهور می‌كند باید در اصلاب كفّار، مؤمنی نباشد چنان‌كه شیوه ائمه اطهار(ع) چنین بود، زیرا ایشان گویا می‌دیدند كه مؤمنی در اصلاب كافران وجود دارد.
ابن مسرور، عن ابن عامر، عن عبدالله بن عامر، عن ابن ابی عمیر، عمن ذکره، عن ابی عبدالله علیه السلام قال: قلت له: «ما بال امیرالمؤمنین علیه السلام لم یقاتل مخالفیه فى الاول؟» . قال: «لایة فی کتاب الله عزوجل «لو تزیلوا لعذبنا الذین کفروا منهم عذابا الیما،[71]
قال: قلت: «وما یعنی بتزایلهم؟» قال: «ودائع مؤمنین فی اصلاب قوم کافرین، وکذالک القائم علیه السلام، لن یظهر ابدا حتى تخرج ودایع الله عزوجل، فاذا خرجت ظهر على من ظهر من اعداء الله عزوجل جلاله، فقتلهم[72]
ابن ابى عمیر، از امام صادق علیه السلام نقل مى‏کند که از اباعبدالله (امام صادق علیه السلام) پرسیدم: «چرا امیرالمؤمنین علیه السلام در ابتداى امر، با مخالفان خود کارزار و جنگ نکرده؟» . فرمود: «به جهت آیه‏اى که در کتاب خداوند عزوجل بوده: «اگر مؤمنان و کفار (در مکه) از هم جدا مى‏شدند، همانا کافران را عذاب دردناکى مى‏کردیم.» گوید: گفتم : مقصود از «تزایلهم (جدا شدن) چیست؟» . فرمود: «مقصود نطفه‏هاى مؤمنانى است که در صلب‏هاى کافران به ودیعت گذاشته شده‏اند همین طور قائم هم مادامى که ودایع خداوند عزوجل آشکار نشده، ظهور نخواهد کرد. پس وقتى مؤمنان از صلب‏هاى کافران، آشکار شدند، او نیز ظهور مى‏کند و بر دشمنان خداوند عزوجل غلبه یافته و آنان را مى‏کشد»
شیخ صدوق، در کتاب علل الشرایع این روایت را به سند دیگر از ابراهیم کرخى، از امام صادق علیه السلام نقل کرده است.
امام صادق بر اساس این حدیث فرموده اند :
« به موجب این آیه، خداوند در اصلاب مردم کافر و منافق ودیعتهایى دارد که همان فرزندان صالح هستند و از نسل آنان پدید می آیند، از این رو على(علیه السلام) آن پدران را نمیکشت تا آنکه ودیعتهاى الهى خارج شوند. بعد از خروج آن ودایع بود که بر هرکس از آنان غلبه می یافت او را می کشت. و چنین است قائم ما اهل البیت که ظهور نمی کند تا آنکه همه نسلهاى پاک و مؤمن که ودیعتهاى خدایند، ظاهر شوند. آن زمان است که ظهور می کند و بر هرکس غلبه یابد می کشد.»[73]
.[71] فتح: 25.
.[72] علل الشرایع، ج 1، ص 147; بحارالانوار، ج 52، ص 97، ح 19.ینابیع الموده ج 3 ص 84 ،الامام المهدی ص 56 ،الزام الناصب ص 30 و127،بشارة الاسلام ص 256 ومنتخب الاثر ص 290
.[73] علل الشرایع، ح 1، ص 147.

2- رسیدن به کمال
غیبت حاصل رفتارها و عملکرد بشریت بوده است و تغییر و اصلاح این رفتارها می تواند خود مهمترین عامل ظهور باشد .
به عبارت دیگر ظهور با تغییر و دگرگونی فکری و عملی ما صورت می گیرد چرا که:
ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم . [74]
خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر اینکه خود، آن را تغییر دهند .
اما نکته ای که نباید فراموش کنیم:
گرچه غیبت سلب نعمت ظهور و دیدار امام است و در واقع اثر بی توجهی ها و غفلتهای بشریت بوده است، اما از بعد دیگر، مقدمه یک کمال است; چرا که: غیبت می تواند مقدمه یک احساس نیاز در مردم باشد . بهتر است برای روشن شدن مطلب مثالی بزنیم:
انسانی را در نظر بگیرید که در خانه خود آب روانی را در اختیار دارد به طوری که هر زمانی که بخواهد می تواند از آن آب بهره مند گردد . اما او مادامی که در کنار آب بوده است قدر آن را ندانسته و استفاده لازم را از آن نکرده است، اما همین انسان اگر آب قطع گردد و در سرچشمه خود باقی بماند، احساسی در او زنده می گردد و آن احساس نیاز به آب است، احساسی که به صورت یک امر جدی و واقعی در درونش ظهور می یابد . به طوری که اگر محرومیت ادامه یابد، فشار تشنگی از یک طرف و نیاز به تطهیر از طرف دیگر او را وامی دارد که به حرکتی بیندیشد، تلاشی برای دستیابی به آب، همان آبی که چون به راحتی آن را در اختیار داشت ارزش و قدر آن را درک نمی کرد و از آن بهره نمی گرفت . دست به کار حفر قنات می شود، از همه ابزارهای ممکن برای این امر کمک می گیرد، دیگران را به یاری می طلبد، حتی جان خویش را به خطر می افکند تا شاید جرعه آبی برای رفع تشنگی بیابد . در تحمل این رنجها و سختیها به باور دیگری درباره آب دست می یابد .در اثنای کار که با مشکلات دست و پنجه نرم می کند و نمناکی زمین به واسطه نزدیکی به آب را حس می کند تشنگی اش بیشتر شده و شوق رسیدن به آب همه وجودش را دربر می گیرد، شوقی که هرگز در زمان بودنش در کنار آب آن را درک نکرده بود .
حال انسان عصر غیبت نیز چنین است، وجود امام، آب حیاتی بود که تاریخ گذشته آنطور که شایسته بود نسبت به آن احساس عطش نکرد و از آن بهره نبرد . جامعه بشری باید می فهمید که قرآن باید در کنار ولی خدا باشد و آنچه می توانست به بشریت در درک این معنا کمک کند، نفس مسئله غیبت بود .
غیبت عامل یک تلاش ویژه در فهم دین می گردد، نه اینکه حاصل این تلاش می تواند جایگزین ظهور امام باشد، اما می تواند باعث گردد که در یک محدوده ای مردم به طور جدی به دین بیندیشند، برای دستیابی به آن تلاش کنند و با واقعیتها روبرو شوند تا در نهایت به نقطه ای نزدیک شویم که عده ای امام را درک کنند و بخواهند که از او اطاعت نمایند . لذا شک نداریم که اگر امروز ظهور امام تحقق یابد، سؤالات بسیاری از مردم دیگر از سنخ سؤالاتی که در آن عصر از حضرت امیر (ع) پرسیدند، نخواهد بود . [75]
بنابراین، غیبت می تواند احساس نیازی را در بشر زنده کند، که اگر واقعی باشد همان مفهوم انتظار است . انتظار هیچ چیزی جز احساس یک عطش و حرکت برای رفع آن نیست، هر چقدر که جوامع بشری پیچیده تر می شوند این نیاز و عطش خود را بیشتر نشان می دهند .
در واقع انتظار مرحله ای از کمال بشر است که مقدمه اش نیاز و واقعیتش تلاش و حرکت برای دستیابی به راه هدایت و اطاعت آن است . به همین دلیل است که انتظار را «افضل العبادة » [76] نامیده اند . امام صادق (ع) می فرماید: من مات منکم و هو منتظر لهذا الامر کمن هو مع القائم فی فسطاطه، لابل کمن قارع معه بسیفه، لا والله الا کمن استشهد مع رسول الله (ص) . [77]
هر کس از شما بمیرد در حالی که منتظر ظهور او باشد مانند کسی است که با حضرت قائم در خیمه ایشان بوده است، نه، بلکه مانند کسی است که همراه با حضرت شمشیر بزند، به خدا قسم نیست مگر مانند کسی که همراه رسول خدا (ص) شهید شده است .
در همین راستا می توانیم بگوییم که منتظر واقعی و مشتاق ظهور کسی است که از یک طرف بیشتر به دنبال فهم دین و شناخت آن است و از طرف دیگر پیوندی گسست ناپذیر با اهداف و آرمانهای امام موعود خود دارد . به طوری که در راه آن اهداف گام برداشته، جهت گیریها و گرایشهایش در چهارچوب آن اهداف شکل می گیرد .
[74] . سوره رعد (13) آیه 11 .
[75] . زمانی که حضرت امیر (ع) بر منبر فرمود: «سلونی قبل ان تفقدونی » شخصی برخاست و پرسید در سر و روی من چند مو وجود دارد ؟!
[76] . منتخب الاثر، فصل 10، باب 2، ح 16 .
[77] . بحارالانوار، ج 52، ص 126، ح 18 .

3- مشکل شدن دینداری
پایبندى به احکام و مقررات دینى، فضا و بستر مناسبى لازم دارد. به دلالت روایتهاى فراوان، یکى از گرفتاریهاى دوران غیبت آن است که پایبندى به ارزشهاى دینى بسیار کم خواهد شد و این مسئله ناشى از عواملى است که کم و بیش به آنها هم در لابلاى سخنان معصومین(ع) اشاره شده است. امام على(ع) در روایتى می فرمایند:
سوگند به خدایى که حضرت محمد(ص) را به حق براى پیامبرى برگزیده و او را به همه مخلوقات فضیلت و برترى داده است مسئله ظهور امام عصر(عج) واقع نخواهد شد مگر پس از یک دوران سخت حیرانى و سرگردانى که در آن شرایط کسى جز افراد خالص و پاکیزه که یقین را با تمام وجود خود لمس کرده باشند، در پایبندى به دین استوار و پابرجا نخواهند ماند. پروردگار عالم از چنین کسانى که با وجود آن همه نابسامانیها در دین ثابت قدم اند براى ولایت ما پیمان گرفته و در دلهاى آنها ایمان را تثبیت کرده است وبا عنایات خاصى که به آنها دارد مورد تأئیدشان قرار داده است.[78]
در روایت دیگر آن حضرت با تشبیه محسوسى، سختى دیندارى را در دوران غیبت به تصویر کشیده، مى فرمایند:
براى صاحب الامر(ع) دوره غیبتى هست که در آن زمان هر کس که به دین خود چنگ بزند و در آن استوار باشد همانند کسى است که با دست خود بخواهد بوته هاى خار را بکند. به راستى چه کسى مى تواند با دست خود بوته هاى خار را لمس کند؟[79]
در یکى از روایتها، امام على بن ابى طالب(ع)، پس از اشاره به سختیهاى دوره غیبت از نظر پایبندى به احکام دینى در ضمن تصریح مى کنند که همه این پیشامدها به منظور امتحان و آزمایش انسانهاست تا میزان تقوى و ایمان آنها معلوم گردد؛ چرا که به یک تعبیر هدف از خلقت جهان، امتحان انسان است. آن حضرت مى فرمایند:
براى صاحب این امر دوره غیبتى هست که باید انسانها (افراد) در چنان شرایطى تقواى الهى را در پیش گیرند و به دین و احکام و مقررات آن پایبند باشند.[80]
امام على(ع)، آنگاه آیه زیر را تلاوت کرده و بدینوسیله تذکر دادند که سنت دائمى خداوند؛ یعنى امتحان بشر در همه زمانها جریان دارد و تمام پیشامدهاى دوران غیبت نیز در این راستاست:
آیا گمان کردید بى آن که حوادث و وقایعى که براى گذشتگان پیش آمد براى شما پیش آید داخل بهشت مى شوید؟! همان گذشتگانى که آنچنان دچار گرفتاریها و مشکلات شدند که حتى پیامبر و افرادى که به او ایمان آورده بودند با خود مى گفتند: پس نصرت و یارى خداوند چه زمانى فرا خواهد رسید؟ آنگاه به آنها گفته شد یارى خداوند نزدیک است.[81]
[78].کمال الدین، و تمام النعمة، ص 304.
[79]. بحارالانوار، ج 52، ص 111 و 135.
[80]. همان، ص 135.
[81]. سوره بقره(2)، آیه 214.

 

4- سرگردان شدن مردم
امام على بن ابى طالب(ع) در چندین روایت به این گرفتارى اشاره دارند. در یک مورد مى فرمایند:
براى قائم ما دوره غیبتى هست که مدت زمان زیادى طول خواهد کشید. گویى شیعیان را هم اکنون با چشم خود مبینم که در آن دوره همانند گله اى بى سرپرست در دشت و صحرا پراکنده شده اند و دنبال سرپناه و محل امن و راحتى مى گردند امّا آن را پیدا نمى کنند. اى مردم! آگاه باشید در چنان شرایطى اگر کسى در دین خود ثابت قدم باشد و در نتیجه طولانى شدن دوره غیبت قلب او قساوت پیدا نکند در روز قیامت با من خواهد بود.[82]
یا در سخن دیگر مى فرمایند:
در غیبت امام زمان(ع)، مردم آن چنان دچار حیرت و سرگردانى مى شوند که عده زیادى از آنان گمراه مى گردند. تنها کسانى که به دامن عترت پیامبر اکرم(ص) چنگ بزنند نجات پیدا مى کنند و در مسیر هدایت باقى مى مانند.[83]
در جاى دیگر على(ع)، ضمن ارائه تصویرى از دوره غیبت امام مهدى(ع)، مى فرمایند:
فتنه ها و مشکلات گوناگونى در این دوره به وجود خواهد آمد. به عنوان مثال دشمنان شیعیان از آنها بدگویى کرده، افراد فاسق و شرور به شرارت و گمراه سازى مردم از مسیر صحیح خواهند پرداخت و اوضاع به اندازه اى آشفته و پریشان خواهد شد که بعضى مردم دچار حیرت و سرگردانى خواهند شد.[84]
به عبارت دیگر مردم از تشخیص راه درست عاجز خواهند بود. بدیهى است که وقتى امکان تشخیص راه صحیح مشکل بشود اغلب مردم خود به خود یا در اثر تبلیغات گوناگون دشمنان و بدخواهان به مسیرهاى انحرافى سوق داده مى شوند.
[82]. شیخ صدوق کمال الدین و تمام النعمة، ص 203.
[83]. شیخ طوسى، کتاب الغیبة، ص 202.
[84]. بحارالانوار، ج 28، ص 70.

5- تردید در وجود امام زمان
یکى از وقایع بسیار تلخ عصر غیبت آن است که در نتیجه نابسامانیها و شیوع فساد و بى عدالتى، مردم آن چنان دچار یأس و ناامیدى خواهند شد که در این که امام معصومى در چنین شرایطى در روى زمین باشد شک خواهند کرد و با خود خواهند گفت: اگر در روى زمین حجتى از حجتهاى الهى وجود داشت در مقابل این همه ظلم و ستم که انجام مى گیرد ایستادگى مى کرد و نسبت به برطرف ساختن آن اقدام لازم به عمل مى آورد. حضرت على(ع)، به این مسئله اینگونه اشاره مى نمایند:
موقعى که امام غایب از فرزندان من در پس پرده غیبت قرار گیرند... اکثر مردم دچار این توهم خواهند شد که حجت خدا از بین رفته و امامت به پایان رسیده است امّا سوگند به خدایى که على را آفریده است در چنین روزى حجت خدا در میان آنها حضور دارد.[85]
در روایت دیگر مى فرمایند:
صاحب الامر از فرزندان من است. مردم در دوره غیبت او خواهند گفت: وى [صاحب الامر و امام عصر(ع)]، از دنیا رفته است والاّ اگر زنده است پس کجاست؟[86]
علاوه بر موارد مذکور آثار دیگرى نیز براى غیبت امام عصر(ع)، ذکر شده که در اینجا فقط به ذکر عناوین آنها اکتفا مى گردد.
- مردم از یکدیگر در این دوره برائت خواهند جست.[87]
- مردم بى پناه خواهند شد و جاى امنى پیدا نخواهند کرد...[88]
- مردم به نزاع با یکدیگر و آب دهان انداختن به صورت همدیگر خواهند پرداخت.[89]
و...
[85]. نعمانى، کتاب الغیبة، ص 72.
[86]. بحارالانوار، ج 51 ، ص 114، ح 11.
[87]. همان، ج 51 ، ص 111، ح 5.
[88]. نعمانى، کتاب الغیبة، ص 291 و 292.
[89]. على متقى هندى کنزالعمال، ج14، ص 578.

 

نویسنده

Etemadi / اعتمادی

Etemadi / اعتمادی

نظر دادن

Please publish modules in offcanvas position.