علت غیبت امام زمان چیست؟

علت غیبت امام زمان چیست؟

علت غیبت امام زمان چیست؟

توسط / مهدویت / چهارشنبه, 01 اسفند 1397 ساعت 22:41

 اگر چه در تمامی ادیان و مکاتب اعم از الهی و غیر الهی در زمینه ظهور مصلح و منجی جهان کم و بیش مطالبی به چشم می خورد؛

ولی براساس دلیلهای متقن و معیارهای درستی که وجود دارد این حقیقت به اثبات رسیده است که کامل ترین و قابل اعتمادترین اطلاعات در مورد شخصیت و ابعاد گوناگون زندگی موعود جهانی نظیر: تولد، غیبت، ظهور، حکومت و... در مجموعه روایات اهل بیت(ع) ارائه شده است. با توجه به این حقیقت در مقاله حاضر تلاش می شود تا مسئله غیبت منجی عالم بشریت و علل و آثارش با توجه به مجموعه کلمات و رهنمودهای اهل بیت (ع) مورد بررسی قرار گیرد.

مفهوم غيبت
اين که «غيبت» در لغت به چه معناست، خود اهميّت بسزايي دارد. «غيبت»، به معناي «پنهان شدن از ديدگان» است و غايب به کسي گفته مي‌شود که حاضر و ظاهر نيست[1] و در اصل، درباره پنهان شدن خورشيد، ماه و ستارگان به کار مي‌رود[2] همچنين درباره كسي به کار مي‌رود كه مدتي در جايي حضور دارد و پس از آن، از ديدگان رفته و ديگر ديده نمي‌شود.[3] در اصطلاح مهدويّت نيز به پنهان‌زيستي حضرت مهدی(عج(گفته مي‏شود.
بي‌گمان بسياري از روايات و احاديثي كه درباره حضرت مهدي(عج) است، از غيبت او نيز خبر ‏داده است.برخي از اين روايات که با تعبيرهاي مختلفي بيان شده، بدين قرار است:
1. امام علي(ع( به غيبت آن حضرت اين‌گونه اشاره کرده است: الْحَادِيَ عَشَرَ مِنْ وُلْدِي هُوَ الْمَهْدِيُّ الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْضَ عَدْلًا وَ قِسْطاً كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً تَكُونُ لَهُ غَيْبَةٌ وَ حَيْرَة؛[4[ يازدهمين از فرزندان من، مهدي است که زمين را از عدل و قسط سرشار مي‌سازد؛ همان‌گونه که از ظلم و بيداد پُر شده باشد. براي او غيبت و حيرتي است.
2. امام صادق(ع) به روشني غيبت آن حضرت را مورد تأکيد قرار داده، مي‌فرمايد: إِنَّ لِلْقَائِمِ(ع) غَيْبَةً قَبْلَ أَنْ يَقُومَ؛[5] همانا براي قائم غيبتي است، پيش از آن که قيام نمايد.
3. امام رضا(ع) فرمود: ذَاكَ الرَّابِعُ مِنْ وُلْدِي يُغَيِّبُهُ اللَّهُ فِي سِتْرِهِ مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ يُظْهِرُهُ فَيَمْلَأُ بِهِ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ جَوْراً وَ ظُلْماً؛[6[او چهارمين از فرزندان من است. خداوند او را در پرده خويش تا آن‌گاه که بخواهد پنهان خواهد ساخت. آن‌گاه او را ظاهر مي‌سازد؛ پس زمين را سرشار از عدل و قسط مي‌سازد؛ آن گونه که سرشار از ظلم و جور شده باشد.
در برخي روايات، افزون بر واژه «غيبت»، «حيرت» نيز به حضرت مهدي(عج) نسبت داده شده است. اين پرسش پيش مي‌آيد که چگونه ممكن است امام معصوم دچار حيرت شود؟ براي روشن شدن اين نكته، به معناي حيرت اشاره‌اي كوتاه مي‌كنيم. «حيرت» از نظر لغت درباره کسي به كار مي‌رود که در کار خود سرگردان است[7[ و گشايشي در آن نمي‌بيند.[8] اين، به تناسب افراد متفاوت خواهد بود؛ از اين رو سرگرداني آن حضرت، با آنچه درباره عموم مردم گفته شده، به طور کامل متفاوت است. با در نظرگرفتن يکي از معاني لغوي و به دور از معناي عرفي و اصطلاحي، اطلاق آن بر خود حضرت مهدي(ع) نيز بدون اشکال خواهد بود. امام باقر(ع) آن‌گاه که حضرت مهدي(ع) را در دوران غيبت به حضرت يوسف(ع) تشبيه كرد، در پاسخ راوي که از وجه شباهت مي‌پرسد، مي‌فرمايد: «الْحِيرَةُ وَ الْغَيْبَةُ».[9] روشن است که حضرت يوسف همواره در مشکلات و مصيبت‌ها، گشايشي در کار خود نمي‌ديد. بنابراين، بدان سبب که حضرت مهدي(ع)در کار خود گشايشي نمي‌بيند، تا آن زمان که خداوند اراده ظهور فرمايد، در حيرت است.

[1] . فخر الدين طريحی, مجمع البحرين, ج2, ماده غيبت؛ لسان العرب, ج4, ص454؛ زبيدی, تاج العروس, ج3, ص146؛ فيروزآبادی, القاموس المحيط, ج2, ص10؛ جوهری, الصحاح, ج2, ص633..
[2] .جوهری, الصحاح, ج1, ص196.
[3] .ابوهلال عسکری, الفروق اللغوية, ص63.
[4] .شيخ کلينی, کافی, ج1, ص338, ح7.
[5] .همان, ح9؛ نعماني، الغيبة، ص166, ح6.
[6] .شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج2, ص376, ح7.
[7] .جوهری, الصحاح, ج2, ص640.
[8] .طريحی، فخرالدين, مجمع البحرين, ج1, ص604.
[9] .شيخ طوسی, کتاب الغيبة, ص163.

 -----------------------------------------------------------------------------------------------------------

چگونگی غیبت
درباره چگونگی غیبت حضرت مهدی عجل الله فرجه با استفاده از روایات معصومین علیهم السلام و سخنان اندیشوران بزرگ, سه دیدگاه کلّی و قابل توّجه می توان ارائه کرد:
1٫ آن حضرت اگرچه در درون جوامع بشری زندگی می‏کند، مردم جسم ایشان را نمی‌بینند.
۲٫ حضرت مهدی عجل الله فرجه در میان همین جامعه و همین انسان‏ها است، اما به قدرت خدا، از دید معرفتی مردم پنهان است؛ با وجود این که مردم ایشان را می‌بینند, اما نمی‌شناسند.
۳٫ حضرت در بین مردم زندگی می‌کند و مردم نیز ایشان را می‌بینند و نمی‌شناسند، اما در زمان‌هایی که آن حضرت لازم بداند از برابر چشم‏ها ناپدید می‏گردد و دیدگان مردم ـ با این که آن حضرت و حاضر است ـ او را نمی‏بینند.
بررسی دیدگاههای بالا:
دیدگاه اول:دیده نشدن جسم حضرت مهدی عجل الله فرجه در دوران غیبت، به دو گونه قابل تفسیر است:
الف) آن حضرت مانند فرشتگان، ارواح و جنّ، جسمی نامرئی دارد؛ با وجود این که در میان جوامع بشری حضور دارند، دیده نمی‌شوند.
ب)ایشان جسمی مرئی دارد، اما به قدرت الهی در دیدگان مردم تصرف می کنند تا ایشان را نبینند.این کار از اولیای الهی ـ که از سوی خدا دارای چنین قدرتی در جهان آفرینش هستند ـ بعید نیست. در آیات قرآن کریم نیز به امکان پنهان شدن انسان از برابر دیدگان ـ چه به صورت کوتاه مدت یا درازمدت ـ اشاره شده است.[۱0]
به نظر می‌رسد تفسیر نخست، غیر قابل پذیرش باشد، چرا که هیچ دلیلی وجود ندارد که آن حضرت دارای جسمی با این ویژگی باشد، بلکه برعکس، آن حضرت مانند تمامی انسان‌ها دارای جسمی مادی می‌باشد. با این بیان تفسیر دوم مورد پذیرش است.
در یک بررسی جامع در سخنان معصومین علیهم السلام برخی روایات با روشنی بیشتری این موضوع را بیان کرده‌اند. امام صادق علیه السلام فرمودند: «مردم امام خویش را گم می‏کنند، پس آن امام در موسم حج حضور می‏یابد و مردم را می‏بیند، ولی مردم او را نمی‏بینند».[11] عبدالعظیم حسنی هنگامی که عقاید خود را بر امام هادی علیه السلام عرضه کرد، آن گاه که به اعتقاد به ائمه علیهم السلام رسید تا امام هادی علیه السلام را شمرده و اقرار به امامت ایشان کرد. آن‌گاه امام هادی ادامه داد: و پس از من، پسرم حسن است. پس مردم چگونه خواهند بود با جانشین او؟ عرض کردم: چگونه خواهند بود. فرمودند: «لِأَنَّهُ لَا یُرَی شَخْصُهُ»؛[12] به دلیل آن که شخص او دیده نمی‌شود …. از امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند: «هرکس به تمامی ائمه علیهم السلام اقرار کند و مهدی عجل الله فرجه را انکار کند همانند کسی است که به تمامی پیامبران علیهم السلام اعتراف کرده، اما واپسین فرستاده خداوند، رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم را انکار کرده است.» آن گاه از آن حضرت پرسیده شد: ای فرزند رسول خدا، مهدی از کدامین فرزندان شماست؟ آن حضرت فرمودند: «از فرزندان هفتم است. شخص او از شما پنهان می‌شود…».[13] داودبن قاسم می‌گوید از امام هادی علیه السلام شنیدم که فرمودند: «جانشین پس از من حسن است. پس چگونه خواهید بود با جانشین پس از جانشین؟» عرض کردم: خدا مرا قربانت گرداند! برای چه؟ فرمودند: «همانا شما شخص او را نمی‌بینید».[14] از امام رضا علیه السلام وقتی در باره امام مهدی عجل الله فرجه پرسش شد فرمودند: « لَا یُرَی جِسْمُهُ…»؛[15] جسمش دیده نمی‌شود. عبیدالله بن زراره از امام صادق علیه السلام نقل کرده که فرمودند: «برای قائم دو غیبت است که در یکی از آن دو در موسم حج حاضر می‌شود، مردم را می‌بیند ولی مردم او را نمی‌بینند».[16]و نیز در فرازی از دعای ندبه چنین می‌خوانیم: «…عَزِیزٌ عَلَیَّ أَنْ أَرَی الْخَلْقَ وَ لَا تُرَی…».[17]
روشن است که همه روایات بالا و احادیثی مانند آن، بر دیده نشدن آن حضرت دارد و قابل تأویل بر شناخته نشدن نخواهد بود، چرا که صراحت در معنای دیده نشدن دارد.نکته قابل توجه این که این دسته روایات به خلاف دسته بعد تنوع و کثرت بیشتری دارد. بنابراین به روشنی از این روایات استفاده می‌شود که آن حضرت با وجود این که زنده است و در بین مردم زندگی می‌کند و مردم را می‌بیند، خداوند پرده‌ای بین آن حضرت و مردم قرار داده آن حضرت مردم را می‌بینند ولی مردم آن حضرت را نمی‌بینند.
دیدگاه دوم: همان گونه که اشاره شد، در این دیدگاه بیان شده است که آن حضرت افزون بر این که در جوامع انسانی عمر شریف خود را سپری می‌نماید و مردم را می‌بیند، مردم نیز ایشان را می‌بینند اما ایشان را نمی‌شناسند. به تعبیر دیگر فقط از نگاه معرفتی مردم غائب است نه از دید ظاهری. برای این دیدگاه نیز روایاتی مورد استناد قرار گرفته است: شیخ صدوق در کمال الدین و تمام النعمه و نیز در علل الشرایع با ذکر سند از سدیر نقل کرده که امام صادق علیه السلام فرمودند: «در قائم سنّتی از یوسف است… چرا این مردم منکرند که خدای تعالی با حجت خود همان کند که با یوسف کرد؟ در بین ایشان گردش کند و در بازارهای آنها راه رود و بر فرش‌های آنها پا نهد و آنها او را نشناسند تا آن‌گاه که خدای تعالی به او اذن دهد که خود را به آنها معرفی سازد، همانگونه که به یوسف اذن داد…».[18] سخن دیگری نیز در تأیید این دیدگاه نقل شده است که البته سخن معصوم نیست بلکه از نائب خاصّ حضرت مهدی علیه السلام محمّد بن عثمان نقل شده است. ایشان در این باره می‌گویند:«به خدا سوگند، همانا صاحب این امر هر سال در موسم حج حاضر می‌شود، مردم را می‌بیند و آنها را می‌شناسد و مردم او را می‌بینند ولی نمی‌شناسند».[19] از آنجایی که این سخن شبیه روایتی است که در نفی دیده شدن آوردیم، ممکن است همان روایت باشد که تصحیف شده است. و نیز این امکان وجود دارد که مقصود نائب خاص از این مضمون، دوران غیبت صغرا باشد. افزون بر این که، احادیث این دیدگاه کم شمار است, با معنای لغوی غیبت نیز مخالف است، زیرا به کسی که دیده می شود ولی شناخته نمی شود، ناشناس می‌گویند، نه غایب.
دیدگاه سوم: اگر چه علم به چگونگی غیبت حضرت، فقط نزد پرودگار متعال است، از جمع بین روایات می‌توان استفاده کرد، حضرت دارای هر دو نوع پنهان زیستی باشد. حضرت در مواردی که صلاح بداند از چشمان مردم پنهان است؛ البته با تصرفی که ـ به قدرت الهی ـ در دیدگان افراد می‌کنند. نه نامرئی کردن جسم خویش. و در مواردی که آن حضرت مصلحت بداند، به صورت آشکار در جامعه حرکت می کند و مردم ایشان را می‌بینند ولی نمی‌شناسند.

[10] . خداوند در سوره یس(۳۶)، آیه ۹ می‌فرماید: g وَ جَعَلْنا مِنْ بَیْنِ أَیْدیهِمْ سَدًّا وَ مِنْ خَلْفِهِمْ سَدًّا فَأَغْشَیْناهُمْ فَهُمْ لا یُبْصِرُونَ f ؛ و در سوره اسراء (۱۷) آیه ۴۵ می‌فرماید: gوَ إِذا قَرَأْتَ الْقُرْآنَ جَعَلْنا بَیْنَکَ وَ بَیْنَ الَّذینَ لا یُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ حِجاباً مَسْتُوراًf.
[11] . «یَفْقِدُ النَّاسُ اِمامَهُمْ یَشْهَدُ المَوسِمَ فَیَراهُمْ وَلا یَرَوْنَهُ»؛ شیخ طوسی, کتاب الغیبة، ص ۱۶۱، ح ۱۱۹؛ شیخ کلینی, کافی، ج ۱ ص ۳۳۷، ح ۶؛ نعمانی, الغیبة، ص ۱۷۵ ح ۱۴؛ شیخ صدوق, کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، باب ۳۳، ص۳۴۶، ح۳۳٫
[12] . شیخ صدوق, کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۳۷۹٫
[13] . «مَنْ أَقَرَّ بِجَمِیعِ الْأَئِمَّةِ علیهم السلام وَ جَحَدَ الْمَهْدِیَّ کَانَ کَمَنْ أَقَرَّ بِجَمِیعِ الْأَنْبِیَاءِ وَ جَحَدَ محمّداً نُبُوَّتَهُ فَقِیلَ لَهُ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مِمَّنِ الْمَهْدِیُّ مِنْ وُلْدِکَ قَالَ الْخَامِسُ مِنْ وُلْدِ السَّابِعِ یَغِیبُ عَنْکُمْ شَخْصُهُ …»؛ پیشین، ص۳۳۳، ح۱٫
[14] . «الْخَلَفُ مِنْ بَعْدِیَ الْحَسَنُ فَکَیْفَ لَکُمْ بِالْخَلَفِ مِنْ بَعْدِ الْخَلَفِ فَقُلْتُ وَ لِمَ جَعَلَنِیَ اللَّهُ فِدَاکَ فَقَالَ إِنَّکُمْ لَا تَرَوْنَ شَخْصَهُ…»؛ شیخ کلینی, کافی، ج۱، ص۳۲۸؛ شیخ طوسی, کتاب الغیبة، ص۲۰۲؛ شیخ صدوق, کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۳۸۱٫
[15] . شیخ کلینی, کافی، ج۱، ص۳۳۳؛ شیخ صدوق, کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۳۷۰٫
[16] . «لِلْقَائِمِ غَیْبَتَانِ یَشْهَدُ فِی إِحْدَاهُمَا الْمَوَاسِمَ یَرَى النَّاسَ وَ لَا یَرَوْنَهُ»؛ شیخ کلینی, کافی، ج۱، ص۳۳۹؛ نعمانی, الغیبة، ص۱۷۵٫
[17] . سیّد بن طاووس، اقبال الاعمال، ص۲۹۸٫
[18] . «إِنَّ فِی الْقَائِمِ سُنَّةً مِنْ یُوسُفَ … فما تنکر هذه الامة ان یکون الله عز و جل یَفْعَلُ بِحُجَّتِهِ مَا فَعَلَ بِیُوسُفَ أَنْ یَکُونَ یَسِیرُ فِی أَسْوَاقِهِمْ وَ یَطَأُ بُسُطَهُمْ وَ هُمْ لَا یَعْرِفُونَهُ حَتَّی یَأْذَنَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ أَنْ یُعَرِّفَهُمْ نَفْسَهُ کَمَا أَذِنَ لِیُوسُفَ…»؛ شیخ صدوق, کمال الدین و تمام النعمة، ج۱، ص۱۴۴، باب ۵، ح۳٫
[19] . «وَ اللَّهِ إِنَّ صَاحِبَ هَذَا الْأَمْرِ لَیَحْضُرُ الْمَوْسِمَ کُلَّ سَنَةٍ یَرَی النَّاسَ وَ یَعْرِفُهُمْ وَ یَرَوْنَهُ وَ لَا یَعْرِفُونَهُ»؛ شیخ طوسی، کتاب الغیبة، ص۳۶۲؛ شیخ صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۲، ص۵۲۰٫

 -------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

دلایل غیبت حضرت مهدی عج
وقتی از فلسفه غیبت سوال میکنیم منظورمان این نیست که چرا آن غایت هستی نیست،بلکه میخواهیم بدانیم که این حضور بی ظهور چرا اتفاق میافتد؟
پیش از هر سخنی توجه به این نکته ضروری است که از آن جایی که فلسفه و علل غیبت، فرع بر امامت ایشان است، این بحث فقط برای کسانی مفید خواهد بود که اصل امامت ایشان را پذیرفته باشند و اگر کسی امامت و مهدی ـ بودن آن حضرت را قبول نداشته باشد، آگاهی از فلسفه و علل غیبت، برای او فایده ای ندارد. همانگونه که امامت آن حضرت فرع بر وجود ایشان است و کسی که وجود آن حضرت را منکر باشد، بحث درباره امامت آن حضرت بی فایده خواهد بودزیرا هرگونه بخواهیم این مطلب را به اثبات برسانیم در آخر بهانه آورده ومنکر حقیقت امر میشوند البته کسی هم که وجود و امامت ایشان را پذیرفته باشد، نیاز چندانی به آگاهی از فلسفه و علل غیبت آن حضرت ندارد؛ به عبارت دیگر دانستن و یا ندانستن فلسفه و علل غیبت تأثیر چندانی در باور او نخواهد داشت، چه این که ایشان را موجود و امام ـ آن هم با تمام ویژگی های آن ـ می داند. و نصب آن امام را از طرف خداوند باور داشته، تمام آن چه خداوند اراده فرموده را عین حکمت می داند وغیبت آن حضرت نیز به اراده خداوند است. پس به طور قطع، خداوند حکیم در پنهان کردن آن امام، حکمتی را در نظر داشته است.
شیخ طوسی در این باره می‌گوید: «سخن در این موضوعات نظیر سخن گفتن، پیرامون بیماری کودکان و چارپایان و آفرینش حشرات موذی و قیافه های زشت و متشابهات قرآن می ماند که بپرسیم: خداوند به چه دلیل آنها را آفریده است؟ پاسخ این است که، هرگاه پی بردیم خدای متعال، حکیم و داناست و کارهایی که در آن حکمت و مصلحتی نیست انجام نمی دهد، پی خواهیم برد که آفرینش اشیای یاد شده نیز بر اساس حکمتی بوده است؛ هر چند مشخصاً از آن آگاه نیستیم. در باره حضرت صاحب الزمان عجل الله فرجه نیز می‌گوییم: ما می‌دانیم که آن بزرگوار جز بر اساس حکمتی که خدا برایش روا دانسته، غایب نگشته است؛ هر چند به گونه‌ای تفصیلی و مشروح از آن آگاهی نداریم»).شیخ طوسی، الغیبة ،ص 85(
ما، در این نوشتار، سعى داریم که ، روایاتى که در ارتباط با سبب غیبت است، بیان کنیم امید است که در بیشتر شدن اطلاعات خواننده گان مفید وموثر واقع شود :

1- غیبت حضرت مهدی عج ،رازی از رازهای خدا
2- حفظ جان حضرت مهدی عج
3- برعهده نداشتن بیعت ظالمان
4- اجرای سنن انبیا درباره حضرت مهدی عج
5- عدم وجود یار ویاور
6- تنبیه وتنبه مردم(ستم و ظلم مردم به خودشان)
7- ستم به فرزندان امام علی ع
8- عدم آمادگی جهانی برای پذیرش حکومت مهدی عج
9- خالی نماندن زمین از حجت
10- امتحان و آزمایش انسان ها

 

1- غیبت حضرت مهدی عج ،رازی از رازهای خدا
هزاران سرّ نهان در نظام دین و برنامه های مترقی آن وجود دارد که هر یک دلی دریا و چشمی بینا میخواهد تا آنجا که همه پیامبران هم نمیتوانند به همه اسرا رآگاه باشند.
مسئله غیبت امام زمان(عج)نیز یکی از رازهای غیبی خدا ست كه آگاهی بر حقیقت و اسرار آن فراتر از توان و ظرفیت فكر بشری است، ولی با استناد به براهین عقلی و نقلی می‎دانیم كه همه افعال الهی مشتمل بر حكمتها و مصالحی است كه تضمین كننده سعادت بشری می‎باشند، هر چند علم و آگاهی بشر از درك كامل آن ناتوان باشد.
بنابراین، پس از اثبات حكمت و عدل خداوند، و لزوم وجود امام و عصمت او، در مسئله غیبت با مشكلی مواجه نخواهیم شد، و اصولاً نیازی به بحث تفصیلی در این‎باره نیست؛ زیرا علم اجمالی به این‎كه این كار، حكیمانه و عالمانه بوده، و در برگیرنده مصلحت عمومی بشر است، برای اعتقاد به آن كافی است، چنان‎كه در بسیاری از احكام دینی حل برخی امور بر همین پایه استوار است.
مطلب فوق مضمون روایتی است كه مرحوم صدوق از امام صادق ـ علیه السلام ـ روایت كرده است. عبدالله بن فضل هاشمی می‎گوید: از امام صادق ـ علیه السلام ـ شنیدم كه فرمود: «برای صاحب این امر، غیبتی مقرر شده است كه باید به آن عمل كنند، و در زمان غیبت او اهل باطل دچار شك و تردید می‎شوند؟»
به امام ـ علیه السلام ـ عرض كردم: فدایت شوم! این غیبت برای چیست؟
امام ـ علیه السلام ـ پاسخ داد: برای امری است كه ما مأذون به كشف آن نیستیم.
گفتم: پس وجه حكمت الهی در غیبت او چیست؟
امام ـ علیه السلام ـ فرمود: «وجه حكمت آن، جز پس از ظهور او آشكار نخواهد شد، چنان‎كه وجه حكمت سوراخ كردن كشتی، و كشتن جوان، و ساختن دیوار توسط خضر ـ علیه السلام ـ ، برای موسی ـ علیه السلام ـ روشن نشد، مگر هنگام مفارقت آن دو از یكدیگر. ای فرزند فضل! این امر، امری الهی، و سری خدایی و غیبی از غیوب خداوند است. هر گاه ما دانستیم كه خداوند ـ عزوجل ـ حكیم است، تصدیق می‎كنیم كه همه افعال او حكیمانه است، هر چند وجه حكمت آن‎ها برایمان روشن نگردد. [20]»
بی گمان این حکمت اساسی ترین دلیل بر این رخداد بزرگ است.اما از آنجا که برخی همواره این پرسش را مطرح میکردند در سخنان پیشوایان معصوم به برخی از حکمت های ظاهری غیبت آن حضرت اشاره شده است.

.[20]علل الشرایع، باب 179، عله الغیبه، حدیث 8.

2- حفظ جان حضرت مهدی عج
اگرچه بیان سر بودن غیبت برای انسانهای متعبد کافی است، ولی گاهی می شد افرادی علاوه بر آن از اسرار غیبت حضرت مهدی علیه السلام پرسش می کردند و ائمه نیز علاوه بر در نظر داشتن حکمت اساسی آن، به پاره ای از علتهای دیگر نیز اشاره می کردند . یکی از این موارد; حفظ جان حضرت مهدی علیه السلام به وسیله زندگانی مخفیانه است و خداوند به وسیله پنهان ساختن آن حضرت، ایشان را از شر دشمنان حفظ کرد . امام ششم در روایتی کوتاه، به این مسئله اشاره کرده، فرمودند: «ان للقائم غیبة قبل ان یقوم انه یخاف (واوما الی بطنه یعنی القتل) ; .[21] همانا برای قائم قبل از آنکه قیام فرماید غیبتی است; چرا که در هراس است . (و آن حضرت اشاره به شکم خود کرد; یعنی بیم کشته شدن دارد).»

حدثنا محمد بن علی ما جیلویه، رضی الله عنه، عن ابیه، عن ابیه احمد بن ابی عبدالله البرقی، عن محمد بن ابی عمیر، عن ابان و غیره، عن ابی عبدالله علیه السلام قال: «قال رسول الله صلی الله علیه و آله: لابد للغلام من غیبة. فقیل له: ولم یا رسول الله؟ .قال: «یخاف القتل ».] [22
ابان و دیگران، از امام صادق علیه السلام نقل می کنند که رسول الله صلی الله علیه و آله فرمود: «گریزی از غیبت برای غلام و پسر خردسال (اشاره به امام مهدی (عج)) نیست » . عرض کردند: «یا رسول الله! برای چه غیبت می کند؟» .فرمود: «می ترسد او را بکشند» .
ابن عبدوس، عن ابن قتیبه، عن حمدان بن سلیمان، عن محمد بن الحسین، عن ابن محبوب، عن علی بن رئاب، عن زرارة، قال: سمعت ابا جعفر علیه السلام یقول: «ان للقائم غیبة قبل ظهوره.» . قلت: «ولم؟» .
قال: «یخاف - واو مابیده الی بطنه - » . قال زرارة: «یعنی القتل » . [23]
زراره گوید: از ابوجعفر (امام باقر علیه السلام) شنیدم که می فرمود: «همانا برای قائم ما (حضرت مهدی علیه السلام) قبل از ظهورش، غیبتی است.» . گفتم: «برای چه؟» . فرمود: «می ترسد - و با دست به شکم اش اشاره کرد - » . زراره گوید: «مقصود، قتل است (می ترسد او را بکشند) .» .
در کتاب غیبت نعمانی [24]این حدیث، به طریق دیگر، از «زراره » از امام صادق علیه السلام نقل شده است و نیز احادیث زیادی [25] در ارتباط با این وجه وجود دارد که ما به جهت ایجاز، از ذکر آن ها صرف نظر کردیم.
البته این نه به آن معناست که آن حضرت از شهادت و کشته شدن در راه خدا هراس دارد; بلکه به این معناست که چون آخرین ذخیره الهی در زمین است و آن حاکمیت فراگیر و جهانی که در تمامی ادیان وعده داده شده، تنها به دست او تحقق می یابد; بنابراین بر خداوند است که به هر وسیله ممکن او را تا روز موعود حفاظت نماید و حکمت الهی نیز بر پنهان زیستی او تعلق گرفته است .
.[21]ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، دارالکتب الاسلامیه، ج 1، ص 340 و با اندک تفاوتی شیخ طوسی، کتاب الغیبة، موسسة المعارف الاسلامیه، ص 329 و کمال الدین، ج 2، ص 342 .
.[22] علل الشرایع، ج 1، ص 284، باب 179، ح 1; بحارالانوار، ج 52، ص 90، ح 1.
.[23] بحارالانوار، ج 52، ص 91، ح 5; «ان للغلام » .
.[24] غیبت نعمانی، ص 177، باب 10 (فصل چگونگی غیبت آن حضرت)، ح 21.
.[25] همان، ص 176، باب 10، (فصل چگونگی غیبت آن حضرت) ح 18، 19 و 20; همان، ص 172، باب 10 (فصل غیبت آن حضرت و فصول آن) ح 6; کمال الدین، ج 2، ص 481، باب 44، ح 7، 8، 9 و 10; همان، ص 346، باب 33، ح 32; کافی، ج 1، ص 378، باب فی الغیبة، ح 5; و همان، ص 379، ح 9، ص 382، 18 و 29; بحارالانوار، ج 52، ص 91، ح 5; همان، ص 96، ح 16; همان، ص 97، ح 17، 18، 19 و 20; همان، ص 98، ح 21 و22

3- برعهده نداشتن بیعت ظالمان
هر یک از پیشوایا ن ما به دلیل آماده نبودن زمینه برای قیام و نداشتن یاور در زمانی مجبور به قراردادی ظاهری با ستمگر زمان خود بوده اند.ولی برای حضرت مهدی عج چنین نیست.او مامور است وقتی می آید قیام کند و زمین را از عدل و داد پر کند[26].وبایستی بر عهده اش قراردادی نباشد تا هر لحظه ای که شرایط آماده شد ظهور کند ومجبور به پیمان شکنی نشود.
مضمون برخی روایات این است که آن حضرت با غیبت خوداز بیعت با طاغوتهای زمان در امان خواهد بود.
الطبرسی عن الکلینی، عن اسحاق بن یعقوب، انه ورد علیه من الناحیة المقدسة علی ید محمد بن عثمان: «و اما علة ما وقع من الغیبة. فان الله عزوجل یقول: یا ایها الذین امنوا لا تسالوا عن اشیاء ان تبدلکم تسؤکم [27] انه لم یکن احد من آبائی الا وقعت فی عنقه بیعة لطاغیة زمانه وانی اخرج حین اخرج ولابیعة لاحد من الطواغیت فی عنقی...» . [28]
طبرسی در کتاب احتجاج از ثقة الاسلام کلینی «ره » و ایشان نیز از اسحاق بن یعقوب نقل می کند که این مطلب از ناحیه مقدس امام عصر (عج) به واسطه ی علی بن محمد بن عثمان وارد شد: «و اما علت وقوع غیبت، این است که خداوند عزوجل می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید! از چیزهایی نپرسید که اگر برای شما آشکار شود، شما را ناراحت می کند.» . بر گردن همه ی پدران ام، بیعت سرکشان زمانه بود، اما وقتی که من خروج کنم، بیعت هیچ ظالم سرکشی بر گردن ام نیست.» .
محمد بن یحیی، عن احمد بن محمد، عن الحسین بن سعید، عن ابن ابی عمیر، عن هشام بن سالم، عن ابی عبدالله علیه السلام قال: «یقوم القائم ولیس لاحد فی عنقه عهد ولاعقد ولا بیعة » . [29]
هشام ابن سالم از امام صادق علیه السلام نقل کند که امام فرمود: «قائم، قیام می کند در حالی که پیمان و قرار داد و بیعت هیچ کس در گردن اش نیست.» . [30]
این وجه، در احادیث زیادی مطرح گردیده است، به طوری که شیخ صدوق در کمال الدین باب چهل چهار (علة الغیبة) یازده حدیث را نقل کرده است.
.[26]کمال الدین،ج1،ص581،باب 29،ح2
.[27] مائده، 101.
.[28] الاحتجاج، ج 2، 285; کمال الدین، ج 2، ص 485، ب 45، ح 4، بحارالانوار، ج 52، ص 92، ح 7.
.[29] کافی، ج 1، کتاب الحجة، باب فی الغیبة، ص 384، ح 27; مرآة العقول، ج 4، ص 58، ح 27.
.[30] عهد و عقد و بیعت از نظر معنا با هم متقارب و نزدیک هست و گویا هم دیگر را تاکید می کنند. محتمل است که مراد از عهد، وعده با خلفای جور باشد. بدین معنا که آن ها را رعایت، مراعات کند. یا این که مراد، ولایت عهدی باشد، همانند امام رضا ( علیه السلام) و مراد از عقد، پیمان مصالحه و آتش بس باشد، همانند امام حسن ( علیه السلام) و مراد از بیعت، اقرار و اعتراف ظاهری به خلافت غیر باشد. مرآة العقول، ج 4، ص 58.

4- اجرای سنن انبیا درباره حضرت مهدی عج
نهان زیستی و غیبت پیشوایان دین از سنت‌ها و روش های خداوند است و در زندگی برگزیدگانی چون: ادریس، الیاس، موسی، عیسی و خضر علیهم السلام اتفاق افتاده است.واین سنت خداوند است وتغییری در آن رخ نمی دهد وطبق روایات یکی از دلایل غیبت امام زمان (عج) همین اجرای سنت الهی است .
امام باقر(ع) فرموده اند :« هی والله السنن القذة بالقذة ،ومشکاة بمشکاة ، ولا بد یکون فیکم ما کان فی الذین من قبلکم ،ولو کنتم علی امر واحد کنتم علی غیر سنة الذین من قبلکم ...:[31] به خدا سوگند آن سنت خداست وموبه مو اجرا خواهد شد هرآنچه در میان امتهای پیشین واقع شده بدون تردید در میان شمانیز واقع خواهد شد واگر جز این بود شما بر خلاف اقوام قبلی میشدید در صورتیکه سنت خدا تغییر ناپذیر است ...» .
حدثنا عن حنان بن سدیر، عن ابیه، عن ابى عبدالله علیه السلام، قال: «ان للقائم منا غیبة یطول امدها.» . فقلت له: «ولم ذاک، یابن رسول الله؟» . قال: «ان الله عزوجل ابى الا ان یجرى فیه سنن الانبیاء علیهم السلام فی غیباتهم، وانه لابد له - یاسدیر - من استیفاء مدد غیباتهم. قال الله عزوجل: «لترکبن طبقا عن طبق‏» ; اى سننا على من کان قبلکم.» [32] حنان بن سدیر، از پدرش از امام صادق علیه السلام روایت کند که فرمود: «براى قائم ما، غیبتى است که مدت آن به طول مى‏انجامد.» . گفتم: «اى فرزند رسول الله آن، براى چیست؟» . فرمود: «خداوند عزوجل، مى‏خواهد درباره‏ى او، سنت‏هاى پیامبران علیهم السلام را در غیبت‏هایشان جارى سازد. اى سدیر! گریزى از آن نیست که مدت غیبت‏هاى آن‏ها به سر آید. خداوند عزوجل فرمود: همانا، همه‏ى شما پیوسته از حالى به حال دیگر منتقل مى‏شوید» ; یعنى، سنت‏هاى پیشینیان، درباره‏ى شما هم جارى است»
همچنین امام صادق (علیه السلام) دراین مورد فرموده اند : «وجه الحکمة فى غیبته، وجه الحکمة فى غیبات من تقدّمه من حجج اللّه تعالى ذکره:[33] وجه حکمت در غیبت او، همان وجه حکمت در غیبتهایى است که توسط حجّتهاى الهى پیش از او صورت گرفته، به عبارت دیگر میتوان وجه غیبت حضرت مهدى (علیه السلام) را استمرار همان سنّت حکیمانه اى دانست که در ادوار گذشته تاریخ به غیبت بسیارى از انبیاء و اولیاء انجامیده است»
باز هم امام صادق(علیه السلام) فرموده اند : «إنّ سنن الانبیاء(علیهم السلام)بما وقع بهم من الغیبات حادثة فى القائم منّا اهل البیت حذوالنّعل بالنّعل و القذّة بالقذّة:[34] سنتهاى پیامبران نسبت به غیبتهایى که براىشان پیش آمد، همگى به طور تمام و کمال در مورد قائم ما اهل بیت، اتفاق می افتد.»
عن ابی بصیر، قال: قال ابوعبدالله علیه السلام: «ان فی صاحب هذا الامر سنن من سنن الانبیاء علیهم السلام: سنة من موسی بن عمران، و سنة من عیسی، و سنة من یوسف، و سنة من محمد صلی الله علیه و آله. فاما سنة من موسی بن عمران فخائف یترقب، و اما سنة من عیسی فیقال فیه ما قیل فی عیسی، و اما سنة من یوسف فالستر یجعل الله بینه و بین الخلق حجابا، یرونه ولایعرفونه، و اما سنة من محمد صلی الله علیه و آله فیهتدی بهداه ویسیر بسیرته.» . [35]
ابوبصیر از امام صادق علیه السلام نقل کند که فرمود: «همانا در باره ی صاحب این امر، سنت هایی از سنت های انبیا است: سنتی از موسی بن عمران، و سنتی از عیسی و سنتی از یوسف و سنتی از محمد صلی الله علیه و آله. اما سنت او از موسی بن عمران، آن است که او نیز خائف و مراقب و منتظر است و اما سنت او از عیسی، آن است که در حق او نیز همان می گویند که درباره ی عیسی گفتند، اما سنت او از یوسف، مستور بودن است. خداوند، میان او و خلق، حجابی قرار می دهد، او را می بینند، اما نمی شناسند. اما سنت او از محمد صلی الله علیه و آله آن است که به هدایت او مهتدی می شود و به سیره ی او حرکت می کند.
.[31] بحارالانوار ج52 ص 110 ،روزگار رهایی ترجمه علی اکبر مهدی پور ،ص 191
.[32] علل الشرایع، ج 1، ص 245، باب179 ح 7; کمال الدین، ص 481. هر دو کتاب، از شیخ صدوق است. بحارالانوار از هر دو نقل کرده است. بحارالانوار، ج52، ص90، باب20، ح3، منتخب الاثر از بحار و آن از عیون اخبار الرضا نقل می کند. ص 326، ح 18.
.[33] بحار الانوار ج 52 صفه 91 به نقل از علل الشرایع.
.[34] کمال الدین ج 2 باب 33 حدیث 31 صفحه 345.
.[35] الف) کمال الدین، ج 2، ص 350; دلائل الامامة، ص 251; الخرائج، ج 2، ص 936; اثبات الهداة، ج 3، ص 474; بحارالانوار، ج 51، ص 223.
ب) کمال الدین، ج 2، ص 28; اثبات الهداة، ج 3، ص 258.

شاید مراد از «سنن الانبیاء» در این روایات شیوه ها و راه و روش های زندگی انبیای سابق که یکی از آن ها همان غیبت ها و پنهان شدن از مردم بوده است،باشد. این غیبت ها، یا به امر خداوند عزوجل بوده و یا به لحاظ ترس از دشمنان خدا است. این غیبت ها، برای بسیاری از انبیا، به وقوع پیوسته است.
1- حضرت ادریس; ایشان، پس از جریانی که میان ایشان و جباران زمان به وقوع پیوست، به مدت بیست سال، غائب بودند [36] و پس از آن، ظاهر گشتند و به پیروان خود نوید فرج و قیام قائم از فرزندان خود، یعنی حضرت نوح را دادند و سپس از نظرها غایب شدند. خداوند، او را به آسمان برده و پیروان او، قرن ها و نسل ها، پیوسته، منتظر قیام نوح بودند، تا این که حضرت نوح ظاهر گردید.[37]
2- حضرت نوح; ایشان نیز تا سن چهار صدوشصت سالگی، یعنی پیش از بعثت، غیبت در او محقق بود. [38]
3- حضرت صالح; ایشان نیز برهه ای از زمان، از قوم خود غائب گردید و هنگامی که بازگشت، او را نشاختند و مردم، به سه گروه منکر و شاک و اهل یقین، تقسیم شدند. [39]
4- حضرت ابراهیم علیه السلام; مرحوم صدوق می فرماید، غیبت حضرت ابراهیم، شبیه به غیبت حضرت مهدی علیه السلام است، بلکه از آن هم شگفت انگیزتر است. ایشان از هنگام انعقاد نطفه تا زمانی که مامور به تبلیغ شد، در مخفی گاه بود. و پس از آن، دو غیبت دیگر هم داشت.
بار سوم، ایشان به تنهایی، در بلاد سیر و سیاحت می کرد. [40]
5- حضرت یوسف; مدت غیبت ایشان، بیست سال بود. سه روز در چاه و چند سال در زندان و باقی آن را در پادشاهی گذراند. [41]
6- حضرت موسی علیه السلام; به مدت بیست و هشت سال از قوم خود ناپدید شد و پس از آن که او را شناختند، باز هم به مدت پنجاه و اندی سال، غائب گردید. [42]
7- حضرت شعیب; به مدت مدیدی از قوم خود غائب شد و سپس برگشت. [43]
8- حضرت اسماعیل صادق الوعد; ایشان، به مدت یک سال از قوم خود غائب شد. [44]
9- حضرت الیاس; ایشان، به مدت هفت سال، از قوم خود غائب و در بیابان ها متواری بود. [45]
10- حضرت سلیمان; ایشان نیز مدت طولانی از قوم خود غائب بود. [46]
11- حضرت دانیال; ایشان، به مدت نودسال، از قوم خود ناپدید، و در دست بخت النصر، اسیر بود. [47]
13- 12- حضرت لوط و عزیر; [48]
14- حضرت عیسی; ایشان، غیبت های متعددی داشتند که در بلاد به سیاحت می پرداخت. و قوم او، از وی خبری نداشتند. یک بار، غیبت ایشان، در مصر و شام، دوازده سال طول کشید. مجموع غیبات ایشان را تا دویست و پنجاه سال هم گفته اند. [49]
پس مراد از سنن انبیا که در حق مهدی، جاری می شود، همین غیبت های طولانی، و دوری از انظار و چشمان مؤمنان، بلکه همگان است.

.[36] کمال الدین، از ص 127 به بعد; الشیعة والرجعة، ج 1، ص 280.
.[37] کمال الدین، ج 1، ص 127.
.[38] کمال الدین، ح 1، ص 135; الشیعة والرجعة، ج 1، ص 285.
.[39] کمال الدین، ح 1، ص 136; الشیعه والرجعة، ج 1، ص 285.
.[40] کمال الدین، ح 1، ص 139; الشیعه الرجعة، ص 28.
.[41] الشیعة والرجعة، ح 1، ص 288; الکامل فی التاریخ، ح 1، ص 54.
.[42] الشیعه والرجعة، ج 1، ص 288- کمال الدین، ح 1، ص 145.
.[43] الشیعة والرجعة، ح 1، ص 390.
.[44] الشیعة والرجعه، ح 1، ص 290.
.[45] الشیعه والرجعة، ج 1; ص 292.
.[46]الشیعه و الرجعة، ح 1، ص 293.
.[47] الشیعه و الرجعة، ج 1، ص 296.
.[48] الشیعه و الرجعة; ج 1، ص 296- 298.
.[49] الشیعه و الرجعة، ج 1، ص 299.

 

5- عدم وجود یار ویاور
یکی از علت های غیبت حضرت مهدی عج نبود انصار و اصحاب جهت یاری رساندن به آن حضرت است. از روایات مختلف این نکته برداشت می شود که نصاب یاران حضرت 313 نفر می باشد که با تولد و رشد آن ها، یکی از موانع ظهور مرتفع می گردد. انصار و یاران حضرت را می توان به دو گروه تقسیم کرد:
1 - یاران خاص: که 313 نفر می باشند و صفات و شاخصه هایی که در روایات ذکر شده، مربوط به آن ها می باشد و در زمان ظهور و حکومت جهانی حضرت، تصدی مناسب مهم حکومتی را به عهده دارند.
از حضرت علی علیه السلام روایت شده است که فرمودند: «یاران خاص قائم جوانند، بین آنان پیری نیست مگر به میزان سرمه در چشم و یا مانند نمک در غذا که کمترین ماده غذا نمک است.» [50]
از امام صادق علیه السلام روایت شده است که فرمودند: «مردانی اند که گویی قلب هایشان مانند پاره های آهن است. هیچ چیز نتواند دل های آنان را نسبت به ذات خدا گرفتار شک و تردید سازد. سخت تر از سنگ هستند و ....» [51]
2 - یاران عا م: نصاب معینی ندارند. در روایات تعداد آن ها مختلف و در بعضی از آن ها تا 10 هزار نفر در مرحله اول ذکر شده است که در مکه با حضرت پیمان می بندند.
امام زمان علیه السلام با این تعداد از یاران خاص و عام، قیام جهانی خود را شروع می کند.

.[50]علامه مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 333، حدیث 10; غیبت نعمانی، باب بیستم.
.[51] علامه مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 52، ص 308.

6- تنبیه وتنبه مردم(ستم و ظلم مردم به خودشان)
ادب کردن انسان‌ها به ويژه مسلمان‌ها يکي ديگر از فلسفه‌هاي غيبت است؛ چرا که بيشتر آن‌ها در زمان حيات و حضور امامان پيشين، آن‌گونه که شايسته بود از ايشان استفاده و حمايت نکردند. افزون بر آن، گاهي با برخوردهاي ناشايست خود باعث محروم‌شدن جامعه بشري از فيض آن‌ها شدند.
امير مؤمنان، علي(ع) در اين‌باره فرمود:...وَ اعْلَمُوا أَنَّ الْأَرْضَ لَا تَخْلُو مِنْ حُجَّةٍ لِلَّهِ وَ لَكِنَّ اللَّهَ سَيُعْمِي خَلْقَهُ مِنْهَا بِظُلْمِهِمْ وَ جَوْرِهِمْ وَ إِسْرَافِهِمْ عَلَي أَنْفُسِهِم...‏ ؛[52] آگاه باشيد زمين از حجّت الهي خالي نمي‌ماند؛ ولي خداوند به دليل ستم پيشگي و زياده‌روي انسان‌ها، آنان را از وجود حجّت خود محروم مي‌كند.
امام باقر(ع) نيز در اين‌باره مي‌فرمايد: ...وَ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُحِبُّونَّا بِقُلُوبِكُمْ وَ يُخَالِفُ ذَلِكَ فِعْلُكُمْ وَ اللَّهِ مَا يَسْتَوِي اخْتِلَافُ أَصْحَابِكَ وَ لِهَذَا أُسِرَّ عَلَي صَاحِبِكُم‏...؛[53] شما مردمي هستيد كه با دل، ما را دوست مي‌داريد؛ ولي عمل شما با اين محبت، ناسازگار است. به خدا سوگند! اختلاف اصحاب پديد نمي‌آيد و به همين دليل صاحب شما از دست شما گرفته مي‌شود....
همچنین ایشان در نامه‌اي به "محمد بن فرج" چنين نوشت: إِذَا غَضِبَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَي عَلَي خَلْقِهِ نَحَّانَا عَنْ جِوَارِهِمْ[54]؛ در آن هنگام که خداوند بر بندگانش خشمگين شود، ما را از همسايگي آن‌ها دور سازد.
بدين سان غيبت آخرين حجّت خداوند نماد خشم خداوند بر زمينيان است که با چراغ‌هاي هدايت به گونه‌اي ناشايست برخورد کردند.

امام عصر (ع) در بیان تاخیر ظهور می‌فرماید:
«اگرچه شیعیان ما که خداوند توفیق طاعتشان دهد، در راه ایفای پیمانی که بر دوش دارند، همدل می‌شدند، میمنت ملاقات ما از ایشان به تاخیر نمی‌افتاد و سعادت دیدار ما زودتر نصیب آنان می‌گشت، دیداری بر مبنای شناختی راستین و صداقتی از آنان نسبت به ما.» [55]
همچنین ایشان در بیان کیفیت بهره بردن از وجودشان در دوران غیبت مىفرمایند: «و امّا وجه الانتفاع بى فى غیبتى فکالانتفاع بالشمس اذا غیّبها عن الابصار السحاب». «امّا چگونگى بهره ورى از من در دوران غیبتم چونان بهره بردن از خورشید است زمانى که ابرها آن را از دیدگان، مستور می دارند.» [56]
طبق این کلام شریف، وجه غیبت خورشید را باید در وجود ابرها جستجو کرد. خورشید به خودى خود عین ظهور است و یکسره نور افشانى و درخشش دارد. این ابرها هستند که چهره جان فروز آن را از دیدگان مخفى می کنند. و بدین گونه است نهانى آخرین خورشید ولایت و امامت حضرت مهدى (علیه السلام) که در ذات خویش جز مهربانى و لطف و عنایت نسبت به عباد اللّه ندارد. امّا مردم با گناهان خود و با عدم آمادگى براى قبول حکومت الهى او، سبب پنهان ماندن او در پس پرده هاى سیاه ابر غیبت می باشند
بنابراین می‌توان گفت یکی از علل غیبت امام عصر(ع) آماده نبودن اجتماع بشری برای پذیرش وجود پربرکت ایشان و عدم لیاقت مردم برای بهره‌گیری از نعمت حضور امام معصوم در میان خودشان است.
[52]. نعمانی، الغيبة، ص 141، ح2.
[53]. علامه مجلسي، بحار الانوار، ج52، ص110.
[54]. شيخ کلينی, کافی, ج1, ص343, ح3.
.[55]احتجاج جلد2صفحه325، و در نسخه تك جلدي صفحه 499
.[56]بحارالانوار,ج 78,ص 380.

7- ستم به فرزندان امام علی ع
حضرت علي بن ابيطالب ( عليه السلام ) در روايتي از وقايع غيبت و پيامدهاي آن سخن مي گويد و وقايع مربوط به آن دوران را به حوادثي كه براي قوم حضرت موسي ( عليه السلام ) رخ داده است، تشبيه كرده ،تصريح مي نمايد كه سرگرداني و تحير مسلمانان در زمان غيبت حضرت مهدي چندين برابر سخت تر و بيشتر از دوران سرگرداني و تحير قوم حضرت موسي ( عليه السلام ) خواهد بود . آن گاه در اشاره به علت اين پيش آمد مي فرمايد : « و با ضطهادكم ولدي … : شما به دليل ظلم و ستم هايي كه به فرزندان من خواهيد كرد به اين مساله و سختي هاي آن دچار خواهيد شد ». [57]
اما با وجود تصريح امام ( عليه السلام ) به اين موضوع مردم در اثر غرق شدن در دنيا و زخارف آن چند سال بعد از شهادت وي ، امام حسن ( عليه السلام ) و امام حسين ( عليه السلام ) را به آن وضع رقت بار به شهادت رساندند و امامان بعدي را نيزمسموم كردند . در نتيجه وقتي نوبت به آخرين حجت الهي مي رسد خدا به دليل لطفي كه بر بندگان خود دارد، با وجود ناسپاسي آنان ، او را در پس پرده ي غيبت براي هدايت مردم و حفظ نظام هستي ذخيره مي نمايد .
.[57] بحارالنوار. .ج1. ص111. ح6.

8- عدم آمادگی جهانی برای پذیرش حکومت مهدی عج
ظهور حضرت مهدى عج به عنوان «خاتم الاوصیا» و منجى بشریت و کسى که در کره زمین دین اسلام را بر تمامى دین ها پیروز مى گرداند، قطعاً به زمینه و آمادگى جهانى نیازمند است. تشکیل حکومت جهانی و ایجاد جامعه آرمانی، نیاز به آمادگی عموم مردم دارد و این آمادگی نیاز به رشد فکری و اصلاحات اجتماعی و سیاسی دارد که با مرور زمان به وجود می‏آید، زیرا انسان‏ها باید ظلم و ستم‏های‏حکومت ظالمان را تجربه کنند و بدانند که حکومت‏های موجود، حکومت‏های آرمانی نبوده و جامعه‏ای که آنها در آن زندگی می‏کنند، جامعه مطلوب نیست. می‏بایست مردم از تمام حکومت‏ها خسته شده و قطع امید کنند و فقط منتظر امام باشنددر دوران غیبت، مردم جهان به تدریج برای ظهور آن مصلح حقیقی و سامان دهنده وضع بشر، آمادگی عملی و اخلاقی پیدا می کنند. از سوی دیگر حکومت جهانی امام زمان(ع) براساس خدا محوری، عدالت گرایی و قانون گرایی شکل می‏گیرد که پذیرش آن نیاز به زمینه سازی دارد؛ زیرا پذیرش چنین حکومتی را مخالفان و جموداندیشان برنمی‏تابند.
انجام این امور نیاز به تکامل علوم و معارف و ترقی و رشد فکری و اخلاقی بشر دارد، به طوری که قابلیت برای حکومت واحد جهانی در راستای تحقیق احکام الهی فراهم باشد و جامعه بشری به این مطلب برسد که هیات های حاکمه با روش های گوناگون نمی توانند از عهده اداره امور برآیند، و مکتب های سیاسی و اقتصادی مختلف دردی را درمان نمی کنند، اجتماعات و کنفرانس ها و سازمان های بین المللی و طرح ها و کوشش های آنها به عنوان حفظ حقوق بشر نمی توانند نقشی را ایفاء کنند و از تمام این طرح ها که امروز و فردا مطرح می شود مایوس شود. وقتی اوضاع و احوال اینگونه شد و مردم از تمدن منهای دین، معنویت و انسانیت به ستوده آمدند و تاریکی و ظلمت جهان را فرا گرفت، ومردم از حکومت‎ها و سیاستهای مبتنی بر آرا و اندیشه‎های گسسته از وحی و مدیریت و رهبری الهی مأیوس و ناامید گردیده ظهور یک مرد الهی در پرتو عنایت حق، مورد استقبال مردم جهان قرار می گیرد وهمه ملتها از نظر روحی و فکری پذیرای چنان حکومتی با چنان رهبری میشوند . در این شرایط ، پذیرش جامعه از ندای روحانی یک منادی آسمانی بی نظیر خواهد بود، زیرا در شدت ظلمت و تاریکی، درخشندگی نور نمایان تر می گرددو مردم .برای آمدن منجی کل و امام عدل و فضیلت، لحظه شماری نمایند در چنین شرایطی است که اراده و خواسته ملتها مجال هر گونه توطئه‎ای را از قدرتهای شیطانی می‎گیرد و حجت خدا با تکیه بر مشیت خدا و به پشتوانه خواست عمومی ملتها می‎تواند، حکومت عدل‎گستر خویش را برپا نماید. بنابراین مى توان فقدان آمادگى جهان را یکى از فلسفه ها و حکمت هاى غیبت امام مهدى - عجل اللّه تعالى فرجه - بر شمرد.[58]
پس غییت، متاثراز رفتارها و عملکرد یشریّت یوده و تغییر و اصلاح این رفتارها، می‏تواند خود، مهم‏ترین عامل ظهور یاشد.

.[58] ، امامت و مهدویّت ،لطف الله صافى ، ج 3، ص 143ـ150.

9- خالی نماندن زمین از حجت
از سنت های دائمی الهی این است که از آغاز آفرینش، بشر را تحت سرپرستی یک راهنما و رهبر قرا رداده است و برای هر قوم و ملتی رسولی فرستاده تا آن رسول، مردم را از عذاب الهی بترساند و وصی و خلیفه و جانشین و امام پس از او نیز همان سیره و روش پیامبر را عمل کرده و مردم را به اهداف الهی نزدیک کرده است.
حضرت علی علیه السلام فرمود: «لا تخلوا الارض من قائم بحجة الله[59]; هیچگاه زمین از کسی که قائم به امر الهی باشد خالی نخواهد ماند.»
همچنین فرمود: «بدانید زمین از حجت خدا خالی نمی ماند، ولی خداوند به خاطر ظلم و جور و اسراف مردم بر خودشان آن ها را از دیدار او کور خواهد ساخت.»[60]

امام صادق علیه السلام می فرماید: «اگر در دنیا دو نفر وجود داشته باشند، یکی از آن ها امام و حجت خدا است.» [61]
باز می فرماید: «آخرین کسی که از این دنیا خواهد رفت امام است و او حجت خدا بر خلق است و باید او آخرین نفر باشد که از دنیا می رود، برای اینکه کسی بدون حجت و رهبر نماند تا با خدای احتجاج کرده، شکایت نماید که تکلیف خود را در دنیا نمی دانسته است.» [62]
با توجه به روایات فوق و بررسی دوران زندگی امامان معصوم علیه السلام که هیچ کدام با مرگ طبیعی از دنیا نرفتند، اگر آخرین حجت الهی نیز غایب نمی شد و درمیان مردم حضور عادی می داشت، یقینا به سرنوشت امامان دیگر دچار می شد، و مردم برای همیشه از فیض الهی محروم می شدند. خداوند متعال با حکمت بالغه اش آخرین حجت خود را به وسیله غیبت حفظ و صیانت نموده تا زمین از حجت حق خالی نماند.
[59]. کمال الدین، شیخ صدوق، انتشارات مسجد جمکران، دوم، 1382، ج 1، صص 542 ـ 543؛ نهج البلاغة، حکمت 147.
.[ 60] کافی، ج 2، ص 164; ر.ک مکیال المکارم، ص 160.
.[61] الزام الناصب، علامه حائری، ص 4; ر.ک. زندگانی حضرت صاحب الزمان، ص 164.
.[62] همان مدرک.

10- امتحان و آزمایش انسان ها
بدون ترديد، يکي از سنّت‌هاي خداوند، آزمايش انسان‌ها و گزينش انسان‌هاي موفق است؛ از اين رو صحنة زندگي همواره صحنة آزمايش است، تا انسان‌ها در پرتو باورهاي صحيح، انجام دستورهاي الهي و شکيبايي در برابر ناملايمات، تربيت يافته و به کمال برسند. يكي ديگر از حكمت‏هاي غيبت حضرت مهدي(ع) آزمايش مردم است. از آن‌جا كه اين نوع آزمايش، به دليل عدم حضور ظاهري امام، بسيار مشكل و طاقت‌فرسا است، در تكامل روحي انسان‏ها نقش بسيار مهم و مؤثري دارد. با اين آزمايش است که آشكار مي‌شود چه كسي ثابت قدم و استوار، و چه كسي در ايمان و اعتقاد سست و مردد است. جابر جعفي مي‌گويد به امام باقر(ع) عرض کردم فرج شما چه هنگام خواهد بود؟ حضرت فرمود: هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ لَا يَكُونُ فَرَجُنَا حَتَّي تُغَرْبَلُوا ثُمَّ تُغَرْبَلُوا ثُمَّ تُغَرْبَلُوا يَقُولُهَا ثَلَاثاً حَتَّي يَذْهَبَ الْكَدِرُ وَ يَبْقَي الصَّفْوُ؛[63] هيهات، هيهات ]و سه بار تکرار کرد[ فرج ما فرا نمي‌رسد تا زماني که شما غربال شويد، تا خداوند ناخالصي‌ها را محو و نابود كند و آنچه خالص و زلال است باقي نهد.
علي بن جعفر از برادرش امام کاظم(ع) روايت کرده است که فرمود: هرگاه پنجمين پيشوا از سلاله هفتمين پيشوا ناپديد شود، پس خدا را خدا را مواظب باشيد! در حفظ دين و آيين خود. در نظر داشته باشيد، هيچ کس شما را از دينتان جدا نسازد. فرزندم صاحب الأمر، ناگزير داراي غيبتي خواهد بود، تا كسي كه به اين امر قائل است از آن باز گردد. همانا آن، آزمايشي از جانب خدا است كه خداوند خلق خود را به آن وسيله مي‏آزمايد.[64] روشن است كساني در اين امتحان بزرگ سربلند خواهند بود كه داراي مرتبت والايي از ايمان و عمل صالح باشند و كساني‏كه دراين امور دچار کاستي باشند، بيشتر دچار لغزش و سقوط خواهند شد.
امام صادق(ع) تبلور اين حقيقت را چنين بيان كرده است:واين ‏گونه ‏است ‏كه غيبت ‏قائم طولاني خواهد بود، تا اين‌كه حق محض آشكار شود و ايمان از كدورت‏ها و پيرايه‏ها صاف و زلال گردد. اين آشكار شدن، با بازگشت افرادي صورت مي‌پذيرد كه داراي طينت ناپاكي هستند از پيروان ظاهري اهل بيت(ع)؛ يعني همان‏ها كه ترس نفاق بر آن‌ها مي‏رود.[65]
زرارة بن اعین گوید: از امام صادق شنیدم که می فرمود: «همانا برای قائم (پیش از آن که قیام کند) غیبتی است.» . سپس فرمود: «او، منتظری است که مردم; در ولادت اش; به شک و تردید می افتند و بعضی می گویند: «زمانی که پدرش (امام حسن عسکری علیه السلام) رحلت کرد، فرزندی برای او نبود» و بعضی گویند: «دو سال قبل از وفات پدرش; متولد شده است » ; زیرا، خداوند عزوجل، محققا، امتحان خلق اش را دوست می دارد و در آن هنگام، باطل جویان، شک و تردید می کنند.» [66]
از مجموع سخنان معصومان(ع)به دست مي‌آيد که مهم‌ترين ويژگي مرتبط با امتحان و آزمايش انسان‏ها در اين دوران، گريز آن‌ها از دين و آموزه‌هاي آن و به اوج رسيدن دنيا پرستي است[67] که آن را از دوره‌هاي ديگر متمايز نموده است. معصومان(ع) براي اين دوران، پس از بيان برخي ويژگي‌ها، هشدارهايي را نيز داده‌اند، که با توجه به آن‌ها درمي‌يابيم آزمايش‌هاي بزرگ از مهمترين ويژگي اين دوران است.[68] افرادي که با ويژگي‌هاي اين دوران، ايمان خود را به خوبي حفظ كرده، پرواي الهي داشته باشند، ارزش والايي دارند. در اين‌‏باره وقتي ‏پيامبر اکرم(ص) از چهره‌هاي پيروز اين دوران ياد مي‌کند، با شگفتي به حضرت علي(ع) چنين مي‏فرمايد: يا عَلي اَعجَبُ النَّاسِ اِيمانا ًوَ اَعْظَمُهُمْ يَقيناً قَوْمٌ يَكُونُونَ فِي آخِرِالزَّمانِ لَمْ يَلْحَقُوا النَبِي وَحُجِبَ عَنْهُم الحُجَّةُ فَآمَنُوا بِسَوادٍ عَلَي بَيَاضٍ... [69]؛ اي علي! بدان شگفت آورترين مردم در ايمان و بزرگ‏ترين آنان در يقين، کساني هستند كه در پايان دوران ـ با آن‌كه پيامبر خود را درک نکرده‌اند و از امام خود در پرده‌اند ـ به نوشته‌اي سياه بر صفحه‏اي سپيد، ايمان مي‏آورند.افسوس بر آنان که در اين دوران، اسير وسوسه‌هاي بي‌پايان شيطان و هواهاي نفساني شده، در دام تاريک ناداني و عصيان، زندگي مي‌کنند.
احادیث دیگری[70] نیز وجه غیبت را امتحان مردم دانسته که مطابق با آیات خدا و تعلیمات دینی است.
[63]. شيخ طوسی, کتاب الغيبة, ص339.
[64]. شيخ کلينی, کافی, ج1, ص336؛ شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج2, ص359.
[65]. شيخ طوسی, كتاب الغيبة، ص170، شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ص 355.
.[66] کمال الدین، ج 2، ص 346، ب 33، ح 32; بحارالانوار، ج 52، ص 95، ح 8.
[67]. شيخ كلينی، كافی، ج 8، ص 306، ح 476؛ ر.ك: شيخ صدوق، ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، ص 253.
[68]. محدث نوری، مستدرك الوسائل، ج 11، ص 379، ح 13305؛ و نيز: ر.ك: مسلم بن حجاج قشيری, صحيح مسلم، ج 1، ص 131.
[69]. شيخ صدوق، من لا يحضره الفقيه، ج4، ص366؛ كمال‏الدين و تمام النعمة، ج1، ص288، باب 25، ح8.
.[70] کافی، ج 1، ص 326، باب فی الغیبة، ح 2 و ح 3; مرآة العقول، ج 4، ص 34، ح 2; همان، ص 35، ح 3، بحارالانوار، ج 52، ص 95، ح 10; علل الشرایع، ص 286، ح 4. مانند حدیث علی بن جعفر از برادر خود امام کاظم علیه السلام; کمال الدین، 351، باب 34، ح 1; کافی، ج 1، ص 376، باب فی الغیبة، مرآة العقول، ج 4، ص 34.

نویسنده

Etemadi / اعتمادی

Etemadi / اعتمادی

نظر دادن

Please publish modules in offcanvas position.