گوساله پرستی بنی اسرائیل

گوساله پرستی بنی اسرائیل

گوساله پرستی بنی اسرائیل

توسط / تدبر در قرآن / سه شنبه, 30 بهمن 1397 ساعت 18:23

در سوره طه از قرآن مجید (آیه 85 تا 96) اشاره ای به ماجرای گوساله سامری شده است، می فرماید: بعد از آنکه موسی(ع) برای دریافت آیات وحی به وعده گاه پروردگار (کوه طور) آمد: «خداوند (به موسی) فرمود: ما قوم تو را بعد از تو آزمودیم و سامری آنها را گمراه کرد

- موسی (ع) در حالی که خشمگین و غمگین بود به سوی آنها بازگشت و به آنها گفت: مگر پروردگارتان وعده نیکویی به شما نداده بود (وعده نزول تورات و بیان احکام آسمانی یا وعده نجات و پیروزی بر فرعونیان یا وعده آمرزش و مغفرت) آیا این وعده ومدت جدایی من از شما به طول انجامید (اقدام به پرستش گوساله نمودید) یا می خواستید مستحق خشم و غضب خدا شوید که به پیمان من وفا نکردید (و در غیاب من بت پرستی آغاز نمودید) .
گفتند : (ای موسی) ما به اختیار خود پیمان تو را نشکنیم ، ما زینت آلات قوم (فرعون) را که با خود داشتیم (در آتش) افکنیدیم و سامری این چنین القاء کرد، (و به ما تعلیم داد) – او برای آنان مجسمه ای از گوساله ساخت که صدایی همچون صدای گوساله داشت پس گفتند: این خدای شما و خدای موسی (ع) است او فراموش کرد (پیمانی را که با خدا در زمینه ثبات بر اصل توحید بسته بود).
آیا آنها نمی بینند که (این گوساله) پاسخ آنها را نمیدهد و مالک هیچ گونه نفع و ضرری برای آنها نیست؟ - و هارون قبل از آن به آنها گفته بود که ای قوم ، شما به این وسیله مورد آزمایش قرار گرفتند پروردگارتان تنها خداوند رحمان است ازمن پیروی کنید اطاعت فرمانم نمائید – ولی آنها گفتند ما همچنان بر گرد آن می گردیم (وگوساله را می پرستیم) تا موسی (ع) به سوی ما بازگردد.
موسی (بعد از بازگشت به هارون) گفت: ای هارون! چرا هنگامی که دیدی آنها گمراه شدند – ازمن پیروی نکردی آیا از دستور من سرپیچی کردی؟(چرا اجازه دادی آنها گوساله پرستی کنند و آنها را از این کار بازنداشتی – هارون گفت برادرم ریش (و موی) سر مرا نگیری ، من ترسیدم بگوئی میان بنی اسرائیل تفرقه انداختی و دستور مرا به کار نبستی.
(سپس موسی(ع) رو به سامری کرد و) گفت : تو چرا این کار را کردی ای سامری – گفت من چیزی دیدم که آنها ندیدند ، مقداری از آثار فرستاده خدا را گرفتم ، سپس آن را به دور افکندم (اطلاعاتی از آیین موسی(ع) را پذیرفتم و بعد کنار گذاردم) و هوای نفس من این گونه در نظرم مجسم ساخت (که بت سازم و دعوت به بت پرستی کنم) .
***
از مجموعه این آیات به خوبی استفاده می شود که بنی اسرائیل درغیاب موسی(ع) با وسوسه مرد گمراهی به نام «سامری» که گویا سابقه زرگری داشت از زینت آلات خود گوساله طلایی را ساختند و هارون در مقام مبارزه برآمد تا آنجا که قرآن می گوید: هارون در مقام عذرخواهی به موسی(ع) گفت : ان القوم استضعفونی و کادوا یقتلوننی: «این گروه مرا ناتوان ساختند و نزدیک بود مرا بکشند» (اعراف -15)
و بالاخره ، موسی (ع) سخت ازاین ماجرا ناراحت شد برادرانش را ملامت کرد و سامری را کیفر داد ، و بت او را آتش سوزانید، و خاکستر آن را در دریا ریخت و بنی اسرائیل را کیفر سخت داد.
اکنون ببینیم«تورات» در این زمینه چه می گوید:
در فصل 32 از سفر خروج در تورات چنین می خوانیم :
و هنگامی دیدن قوم که موسی(ع) از فرود آمدن از کوه درنگ می نماید ، آن قوم نزد هارون جمع آمده ، وی را گفتند برخیز و از برای ما خدایانی بساز که در پیشاپیش ما بروند ، زیرا این موسی(ع) مردی که ما را از ملک مصر بیرون آورد نمی دانیم که وی چه واقع شد – و هارون به ایشان گفت گوشواره زرینی که در گوشهای زنان و پسران! و دختران شمایند بیرون کرده و به هارون آوردند – و آنها را از دست ایشان گرفته ، آن را به آلت حکاکی تصویر نموده ، از آن گوساله ریخته شده ساخت و گفتند ای اسرائیل اینانند خدایان تو را که ترا از زمین مصر بیرون آوردند.
پس چون این را هارون دید ذبحی را در برابر آن ساخت و هارون ندا کرده گفت که فردا از برای خداوندعید خواهد بود – و بامداد سحرخیزی نموده قربانیهای سوختنی تقریب نمودند و هدیه های سلامتی نزدیک آوردند و قوم به خصوص اکل و شرب نشستند و برای بازی کردن برخاستند – و خداوند به موسی(ع) فرمود که روانه شده به زیر آی ، زیرا که قوم تو از زمین مصر بیرون آوردی فاسد شدند – بلکه از طریقی که امر فرموده بودم بزودی انحراف ورزیده گوساله ریخته شده از برای خودشان ساختند وبه او سجده نموده وهم برایش قربانی نموده ، گفتند که ای اسرائیل خدایان تو که ترا از زمین مصر بیرون آورده اند اینانند.
اما موسی از خداوند خدای خود درخواست نموده گفت: که ای خداوند! غضب تو چرا بر قومی که ایشان را از زمین مصر با قوت عظیم و دست قوی بیرون آوردی افروخته شده است چرا مصریان متکلم شده بگویند که ایشان رابه قصد بدی بیرون آورده است تا آنکه ایشان را در میان کوهها به قتل رسانیده ایشان را از روی زمین منقرض سازد از شدت قهر خود برگرد! و نظر به انزال بلا به قومیت تغییر به اراده ات بده . و بندگان خود ابراهیم و اسحاق و اسرائیل را به خاطر آور، چونکه به ذات خود برای ایشان قسم یاد نموده به ایشان گفتی که ذریه شما را مثل ستاره های آسمان بسیار خواهم گردانید و واقع شد که هنگامی که به اردو نزدیک آمد گوساله وهروله کنندگان را دید و غضب موسی افروخته شده لوحها را زا دستش انداخت ، و آنها به زیر کوه شکست . و گوساله که ساخته بودند گرفته به آتش سوزاند و آن را تا گرد نمودنش سحق کرد ( کوبید تا گرد شد) و بر روی آب پاشید و بنی اسرائیل را نوشانید!
و موسی به هارون گفت : که این قوم به تو چه کردندکه به این گناه عظیم ایشان را مرتکب گردانیدی و هارون گفت: که غضب آقایم افروخته نشود که این را می دانی که مایل به بدی هستند و به من گفتند که از برای ما خدایان بساز که پیشاپیش ما بروند زیرا که این موسی مردی که ما را از زمین مصر بیرون آورد نمی دانیم که وی را چه شد. و من به ایشان گفتم هرکس که طلا دارد آن را بیرون نماید پس به من دادند و آن را به آتش جهنم و این گوساله بیرون آمد! ...
و موسی به خداوند باز رفته گفت که آوخ این قوم مرتکب عظیم گردیده ، چونکه به جهت خودشان خدایان زرین ساختند پس حال اگر گناه ایشانه را رفع نمایی (که خوب) و الا تمنا اینکه مرا از کتابی که مکتوب ساختی (مقام نبوت) محو نمایی!
و خداوند به موسی گفت هرکس که به من گناه ورزیده است او را از کتاب خود محو می سازم پس حال روانه شده این قوم را بجایی که به تو گفته بودم هدایت نما .
از عبارات فوق که عینا از کتاب عهد قدیم نقل شده چند موضوع استفاده می شود :
1- دستور بت سازی و بت پرستی به وسیله هارون صادر گردید، و هم به کمک او اجراشد ، و او نه تنها جلوگیری از این عمل ننمود بلکه خود مروج و بنیانگذار آن بود ، و در این قسمت سخنی از سامری مطلق درمیان نیامده . آیا این عمل از کسی که جانشینی موسی و وزیر و همکار و همگام و رئیس کاهنان بنی اسرائیل – طبق گواهی تورات – بود امکان پذیر است . چگونه منطق و عقل قبول می کند که چنین نسبت ناروا و شرم آوری را به هارون بدهیم؟
2- خداوند از این جریان چنان غضبناک شد که می خواست قوم موسی را نابود کند ، اما موسی دو نکته را به خداوند خاطر نشان ساخت (مخصوصا در یک جمله به خداوند می گوید به خاطر بیاور!) و او را از سر خشم فرود آورد – نخست اینکه : اگر این کار را بکنی مردم مصر صفحه می گذارند و می گویند برای همین منظور بود که بنی اسرائیل را از مصر بیرون آوردی که در میان کوهها به قتل رسانیده و از روی زمین منقرض سازی.
دیگر اینکه : به ابراهیم و اسحاق و اسرائیل و یعقوب قول داده ای که فرزندان شما را مانند ستارگان آسمان زیاد خواهم نمود، و این عمل با آن قول و قسم سازگارنیست !
خداوند به دنبال این تذکرات موسی «تغییر اراده داد» (صریح تورات)
3- موسی پس از آنکه گوساله ای را به آتش سوزانید خاکسترش را در آب ریخت و آن آب را به بنی اسرائیل داد بنوشد – آیا خاکستر گوساله تبرک داشت که آب آن را بنوشند؟!
4- هنگامی که موسی به هارون اعتراض کرد هارون با کمال خونسردی گفت: تو میدانی که این قوم مایل به بدی هستند و ازمن درخواست کردند و من هم به در خواست آنها عمل کردم (عجب عذری؟! ...) و موسی هم دیگر اعتراضی به او نکرد (عجب مربی خونسرد)
5- آخر کار موسی به درگاه خداوند رفت و خدا را تهدید به «استعفا» از مقام نبوت کرد و گفت اگر این گناهکاران را می بخشی چه بهتر و الا اسم مرا از کتابی که مکتوب ساختی محو کن ! (واین کار پر دردسررابه دیگری واگذار! ...)
درست ملاحظه کنید تورات درهمین یک داستان چه ترسیمی از خدا و پیامبر و جانشینی نموده است سپس این قسمت تاریخی را با آنچه در قرآن آمده است مقایسه کنید!

نویسنده

Etemadi / اعتمادی

Etemadi / اعتمادی

نظر دادن

Please publish modules in offcanvas position.