امکانات طلایی در مسیر زندگی

امکانات طلایی در مسیر زندگی

امکانات طلایی در مسیر زندگی

توسط / تدبر در قرآن / سه شنبه, 28 اسفند 1397 ساعت 04:09

به نام خدای بی همتا، خدای قاهر و قادری که تمام وسایل عالم را مسخر انسان کامل کرده است خدایی که حکیمانه سرمایه های بیشماری را در اختیار انسان قرارداد تا به آنجا که باید برسد ، برسد؛ همانجا که انتهای انسانیت و بهشت برین است.


حال باید دید چگونه میتوان انسان کامل شد؟
خداوند چه وسایلی رابرای انسان کامل شدن در اختیار انسان قرار داده است؟
در قرآن کریم ذکر شده است که " وَإِن تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللَّهِ لَا تُحْصُوهَا ۗ إِنَّ اللَّهَ لَغَفُورٌ رَّحِيمٌ اگر بخواهید نعمت های خدا را بشمارید به شمارش در نمی آید."
پاسخ به این سوالات را ما در قالب امکانات طلایی درمسیر زندگی نام گذارده ایم.
امکانات طلایی در مسیر زندگی
عمر
اولین امکان طلایی و نعمت خداوند متعال عمر گرانبهای اوست ، اهمیت عمرآنقدر زیاد است که خداوند متعال در قرآن کریم به آن قسم خورده است آنجا که میفرماید: والعصر ان الانسان لفی خسر
عمر گرانبهایی که به هر فرد فقط یکبار اعطا می شود در این یکبار زندگی می توان هرآنگونه که دوست داشت زندگی کرد ولی نکته مهم اینجاست که هر نوع رفتاری پیامد خودش را دارد ؛ خداوند راه را از چاه نشان داده و همواره حجتی از خداوند چه حجتی درونی همچون عقل و خرد و چه حجتی بیرونی همچون معصومین علیهم السلام در این مسیر طلایی وجود دارد ( این نیز نعمتی دیگر است که شکر آن در همه حال بر ما واجب است.)
خداوند در همان سوره عصر اشاره کرده که همه مردم در خسران هستند به جز افرادی که ایمان بیاورند، عمل صالح انجام دهند وبه حق و صبرسفارش کنند.(تواصى ) به معناى سفارش كردن اين به آن و آن به اين است. و (تواصى به حق ) اين است كه : يكديگر را به حق سفارش ‍ كنند، سفارش كنند به اينكه از حق پيروى نموده و در راه حق استقامت و مداومت كنند، پس دين حق چيزى به جز پيروى اعتقادى و عملى از حق، و تواصى بر حق نيست، و تواصى بر حق عنوانى است وسيع تر از عنوان امر به معروف و نهى از منكر.
در آيه مورد بحث صبر را مطلق آورده، و بيان نكرده كه صبر در چه مواردى محبوب است، و نتيجه اين اطلاق آن است كه مراد از صبر اعم از صبر بر اطاعت خدا و صبر از معصيت و صبر در برخورد با مصائبى است كه به قضا و قدر خدا به آدمى مى رسد
در این عمرکوتاه داستانی عبرت انگیز برای شما ذکر می کنیم تا بدانید چقدر این عمرکوتاه است
ناله نیمه شب علی (ع) در محراب عبادت
یکی از پلیدترین نیرنگ های معاویه، پس از تسلط بر کوفه این بود که با انواع حیله ها، اصحاب علی (علیه السلام) را به سوی شام جلب می کرد، سپس در مجامع عمومی آنها را وا می داشت که سخن از علی (علیه السلام) بگویند، بلکه از زبان آنها عیبی نسبت به علی (علیه السلام) گفته شود و همین موجب تأیید سیاست معاویهگردد.
یکی از افرادی که در تنگنای چنین مجمعی قرار گرفت، «ضرار بن ضمره» بود، وی از یاران خاص و با معرفت علی (علیه السلام)به شمار می آمد، پس از شهادت علی (علیه السلام) ، معاویه او را (یا از روی تهدید و یا از روی تطمیع، درست معلوم نیست) به شام جلب کرد. در یکی از مجلس های عمومی به او رو کرد و گفت: «ای ضرار!از ویژگیهای علی (علیه السلام) چیزی بیان کن.
ضرار: مرا از این کار معاف دار.
معاویه: حتماً باید از اوصاف علی (علیه السلام) بگویی!
ضرار: اکنون که اجبار در کار است ناگزیرم به پاره ای از صفات علی (علیه السلام) اشاره کنم:
ضرار مطالبی گفت که خلاصه اش این است:
1 علی دینداران را احترام می کرد و معیار احترام او از اشخاص، بر اساس دین و ایمان بود.
2 مستضعفان و مستمندان را به خود نزدیک می کرد و به ثروت و زرق و برق سرمایه داران، اعتنا نداشت.
3 نیرومندان و صاحبان زور و قدرت، راه نفوذی بر آن حضرت نداشتند.
4 او امید ناتوانان را از عدالت و حقوق حقّه خویش قطع نمی کرد، و حق آنها را از غارتگران حقوق می گرفت، گرچه آن غارتگران، زورمند و قلدر باشند و...
تا این که سخن «ضرار» به اینجا (که در نهج البلاغه آمده است) رسید:
گواهی می دهم که شبی از نیمه آن گذشته بود و پرده های تاریکی و ظلمت خود را بر جهان گسترده بود، او در محراب ایستاده و محاسنش را گرفته و همچون انسان مار گزیده به خود می پیچید و می گریست و می گفت: «یا دنیا یا دنیا، الیک عنّی ابی تعرّضت، ام الیّ تشوّقت؟ لا حان حینک، هیهات! غرّی غیری لا حاجه لی فیک...؛ ای دنیا، ای دنیا! از من دور شو! آیا خود را به من عرضه می کنی؟ یا می خواهی مرا به شوق آوری؟! هرگز آن زمان که تو در من نفوذ کنی فرا نرسد، هیهات دور شو، دیگری را فریب بده، من نیازی به تو ندارم، من تو را سه طلاقه کرده ام که برگشتی در آن نیست زندگی تو کوتاه و موقعیت تو اندک و آرزوی تو پست و ناچیز است».
«آه من قلّه الزّاد و طول الطّریق و بعد السّفر و عظیم المورد؛ آه از کمی زاد و توشه و طولانی بودن راه و دوری سفر (آخرت) و عظمت مقصد».
این حرف را مولایی می زند که فقط خدا می داند چقدر نماز خوانده ، چقدر در راه خداوند چاه حفر کرده و درراه خداوند انفاق کرده اند و دیگر کارهایی که عقل همچون منی اصلا به آن قد نمی دهد.و این همه نشان دهنده کوتاهی عمرو بلندی سفرآخرت می باشد.
این دنیا محل و زمان خوبی برای توشه برداشتن است هرچه بکاری برداشت میکنی چنانچه پیامبر اکرم میفرماید: دنیا مزرعه آخرت است
متاسفانه دنیا زیباست و این زیبایی فریبنده کار را کمی سخت می کند .
مولانا جلال الدین رومی در مثنوی معنوی داستانی را در قالب شعر بیان می کند که بسیار تفکر برانگیز است ایشان می فرمایند که فردی از دست فیل مستی فرار می کرده و ناگزیر از طنابی که به داخل چاهی آویزان بوده آویزان می شود ، فیل می رود و خیال مرد راحت می شود اما وقتی مرد به اطرافش دقت می کند می بیند آن طنابی که از آن آویزان شده را یک موش سیاه و سفید دارندمی جوند وقتی پایین را نگاه می کند می بیند یک اژدها دهانش را باز کرده و منتظر است تا طناب به وسیله موشها جویده شود و مرد را بخورد مرد این دوصحنه را می بیند اما ناگهان نگاهش به عسل هایی می افتد که به دیواره چاه مالیده شده ، او اژدها را فراموش می کند و شروع می کند به خوردن عسل؛ ناگهان موشها طناب را می جوند و طناب پاره شده و مرد به دهان اژدها می افتد و تمام...
هدف از نقل این داستان زیبا بیان نکات ظریفی است که عرض خواهم کرد :
آن طناب عمر انسان است و آن موشهای سفید و سیاه روز وشب هستند که عمر را به پایان می برند و آن اژدها هم نمایانگر مرگ است و اما آن عسل دنیاو زیبایی هایی آن است و اما آغشته شدنش به خاک دیوار چاه نمایانگر این است که لذتهای دنیا خالص نیستند و لذت خالص بدون هیچ مخلوطی از درد و رنج و محدودیت فقط در بهشت یافت می شود.
وَ ما هذِهِ الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاّ لَهْوٌ وَ لَعِبٌ وَ إِنَّ الدّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُون اين زندگى دنيا جز سرگرمى و بازيچه نيست، و زندگى حقيقى همانا سراى آخرت است؛ اى كاش مى‌دانستند..
نکته اینجاست که دنیا وسیله ای برای رسیدن کمال است و اگر دنیاپرستی گاهی مورد سرزنش قرار گرفته است به خاطر دل بستن به دنیاست.
حال سوالی مطرح می شود: آیا با وجود این دنیای کوتاه و آخرتی به آن بی نهایتی ، جا برای این می ماند که بخواهیم از این سرمایه گرانبها خوب استفاده نکنیم ؟آیا می ارزد که زندگی طولانی آخرت را بخاطر این دنیای کوتاه ارزان بفروشیم؟؟
پس روشن شد که دنیا سرای زودگذری است که عمر دنیایی انسان ها در آن تحقق می یابد با شناخت دنیا واهمیت آن امید است خداوند بیش از بیش و پیش مارا یاری بفرماید و ما در سایه این شناخت و امکانات طلایی خداوند ، رفتاری عالی و خدا پسند داشته باشیم ؛
با ما با ادامه امکانات طلایی همراه باشید
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
نثار ارواح طیبه حضرا ت معصومین علیهم السلام صلوات

[1] نحل آیه 18

[1] سوره عصر

[1] تفسیر المیزان محمدحسین طباطبایی تفسیر سوره عصر

[1] همان

[1] شرح نهج البلاغه خویی، ج21، ص112

[1] نهج البلاغه حکمت 77

[1] مائده ،

 

 

 

نویسنده

Etemadi / اعتمادی

Etemadi / اعتمادی

نظر دادن

Please publish modules in offcanvas position.