اهل بیت

اهل بیت - دوشنبه, 01 مهر 1398 ساعت 17:51

آموزه ها ی تربیتی عاشورا

مطمئنا با توجه و تفکر بر قیام اباعبدالله می توان از این حماسه بزرگ درس ها و عبرت های فراوانی گرفت که در این مقاله سعی شده به بخشی از این درس ها اشاره کرد:
آموزه های سیاسی عاشوار
اشاره
حرکت و نهضت امام حسین علیه السلام یک جنبش خصوصی یا خانوادگی نبود بلکه حرکتی عظیم و انقلابی بزرگ علیه حکومت وسیع بنی امیه بود و از این رو یک حرکت سیاسی محسوب می شود که از جهات گوناگون می تواند سرمشق و الگوی سیاسی جوامع باشد که
مهمترین آنها عبارتند:
رعایت تعهدات و پیمان های سیاسی
امام حسین علیه السلام با اینکه معاویه را انسان شایسته ای برای رهبری جامعه اسلامی نمی دانست ولی تا وقتی معاویه زنده بود با او درگیری شدید پیدا نکرد و به جنگ برنخاست چرا که می خواست به پیمان صلحی که امام حسن علیه السلام با معاویه بسته بود احترام بگذارد [1] .اما هنگامی که معاویه تلاش کرد قبل از مردن خویش برای یزید بیعت بگیرد امام حسین علیه السلام تسلیم نشد ولی قیام خویش را تا بعد از مرگ معاویه به تأخیر انداخت [2].
مذاکرات سیاسی بعنوان مرحله ای از مبارزه
اشاره
امام حسین علیه السلام به عنوان یک مرحله از مبارزه با دشمن، مذاکره سیاسی را می پذیرد ولی نکات جالبی را رعایت می کند که مهمترین آنها عبارتند از:1
- در مدینه جواب صریحی به دشمن نمی دهد و از بروز فتنه و بهانه دادن بدست دشمن جلوگیری می کند و وقتی «ولید بن عتبه» از او می خواهد که با یزید بیعت کند می فرماید: «مردم را جمع کن که شخصی همچون من بیعت سری نمی کند [3] .»2 - با وعده دادن دشمن را معطل می کند.3 - مسائل امنیتی را رعایت می کند و بوسیله همراه بردن محافظ به کنار خانه حاکم مدینه (ولید) [4] و نیز هنگام مذاکرات با عمربن سعد از غافلگیر شدن خویش جلوگیری
می کند.4 - به فرمانده دشمن وعده هایی می دهد و سعی می کند او را به طرف خویش جذب کند [5] .5 - از تهدیدهای دشمن نمی هراسد و تهدیدهای سیاسی و نظامی را با شدت جواب می دهد. [6] .6 - رقیبان سیاسی و اهداف آنها را کاملا می شناسد و از این رو وقتی ابن زبیر (رقیب سیاسی او در مکه) خدمت امام حسین علیه السلام می رسد و او را نصیحت می کند... امام می فرماید: «بهترین چیزی که از شخص دوست می دارد این است که من به عراق بروم زیرا می داند که با وجود من، کسی در مکه به او تمایل پیدا نمی کند.»7 - گاهی جواب دشمن را نمی دهد تا او را تحقیر کند و در انتظار نگه دارد و از صلابت بیندازد و از این رو بود که به دو ناله ی عمربن سعد پاسخ نداد.

 

 

ستم ستیزی (عدم پذیرش ذلت سیاسی)

یکی دیگر از آموزه های سیاسی قیام حسین علیه السلام مبارزه با ظلم و زیر بار ذلت نرفتن است و این از شعارها و پیام های مهم عاشورا است که سرمشق و الگوی هر شیعه در طول تاریخ بوده است. آری رهروان حسین علیه السلام مرگ با عزت را بر زندگی ذلیلانه ترجیح می دهند.«موت فی عز خیر من حیات فی ذل.» [7] و حسینیان سعادت را در شهادت و خسارت را
در زندگی با ظالم می دانند. [8] آری این شعار پرچم هر روهرو حسین علیه السلام است که ذلت از ما دور است.«هیهات منا الذله» [9] .در مکتب حسین علیه السلام معیار سعادت، پول، زندگی و مرگ نیست بلکه معیار عزت و ذلالت است .چرا که مرگ هر چه هست برای همه هست اما مهم آن است که دیدگاه هر کس نسبت به مرگ چیست و حسین علیه السلام تعریف تازه ای از مرگ ارائه کرد و این دیدگاه را تغییر داد و روشن ساخت که مرگ در زندگی با ستمگران است و حیات در شهادت نهفته است.
آموزه های نظامی قیام
اشاره

وقتی انسان از دیدگاه نظامی به قیام عاشورا نظر می افکند و به نکات ظریفی برخورد می کند که امام حسین علیه السلام به آنها توجه کرده است و بنظر می رسد که او یک افسر نظامی تمام عیار است که در دانشکده های افسری بزرگ جهان دوره های عالی نظامی و فرماندهی را گذرانده است. برنامه های نظامی امام حسین علیه السلام در قیام عاشورا آموزه های زیادی دارد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
نظم در سپاه و فرماندهی
امام حسین علیه السلام اسوه نظم و نظام در ساماندهی لشگریان خویش بود. و از این جهت نیز آموزه هایی برای پیروان خود دارد، برای نمونه به موارد زیر توجه کنید:1 - امام علیه السلام برای سپاه خویش پرچم و علامت و یک نفر علمدار معین کرد که پرچمدار او برادرش ابوالفضل علیه السلام بود [10] و همین امور موجب نظم سپاه و جمع شدن سپاهیان گرد یک
محور می شد.2 - امام علیه السلام طرف راست و چپ لشگر را مجزا و منظم نموده بود [11] .3 - سلسله مراتب در سپاه امام حسین علیه السلام رعایت می شد برای مثال، در عصر تاسوعا وقتی لشکر دشمن به قصد حمله حرکت می کند امام علیه السلام از عباس علیه السلام برادرش می خواهد که از سپاه دشمن سؤال کند: قصدشان چیست؟او سؤال امام را از دشمن می پرسد ولی جواب آنها را نمی دهد بلکه از آنها می خواهد که صبر کنند و سخنان سران سپاه دشمن را به امام علیه السلام منتقل می کند تا از امام پاسخ آنها را دریافت کند [12]
جذب نیروهای جدید به سپاه

یکی از آموزه های تربیتی قیام امام حسین علیه السلام آن است که به فکر نجات نیروهای دشمن و افزایش نیروهای سپاه خود بود و در این مورد چنین عمل می کرد:اول: جذب نیروهای بی طرف
از صحنه ی نبردامام علیه السلام از راه های گوناگون سعی می کرد تا این افراد را هدایت کند و یا با سپاه حق همراه سازد. 1 - فرستادن نامه:امام نامه ای برای بزرگان کوفه [13] و برخی از سران بصره نوشتند و نامه امام بر بزرگان بصره تاثیر گذارد و عده ای از مردم بصره برای یاران امام شتافتند ولی دیر شده بود و در بین راه خبر شهادت شهادت امام حسین علیه السلام به آنها رسید [14] .2 - دعوت افراد بوسیله فرستادن پیک:امام حسین علیه السلام در محل «زرود» شخصی را نزد «زهیر بن قیس» فرستاد و او را به مذاکره و صحبت فرا خواند کرد اما زهیر پاسخ مثبت نداد اما زن زهیر به شوهرش پرخاش کرد که چرا دعوت فرزند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را اجابت نمی کنی و بدنبال این گفتگو زهیر خدمت امام حسین علیه السلام رسید و به سپاه حضرت ملحق شد [15] .3 - فرستادن پیک برای قبایل کربلا:امام علیه السلام «حبیب بن مظاهر» را به طرف قبیله «بنی اسد» فرستاد و اجازه داد که حبیب از آنها درخواست کمک کند.
رسیدگی به امور رزمندگان

یکی از برنامه های آموزنده امام علیه السلام رسیدگی به امور سپاهیان بود. برای مثال، در شب عاشورا خبر رسید که فرزند «محمدبن بشر خضرمی» (یکی از یاران آن حضرت) در ناحیه ی ری (ثغرالری) اسیر شده است و حضرت بیعت خود را از او برداشت تا برود و فرزندش را آزاد کند ولی او قبول نکرد.پس امام پنج پارچه قمیتی که هزار دینار ارزش داشت در اختیار «محمد بن بشر» گذاشت که به فرزند دیگرش بدهد تا بتواند برادرش را (با پرداخت بهای آزادی او) رها سازد [16
اهمیت به نظافت و عبادت نظامیان

یکی از آموزه های نظامی عاشورا توجه امام حسین علیه السلام به نظافت و عبادت سپاهیان بود، برای مثال، در شب عاشورا امام علیه السلام به اصحاب می فرمود: «قوموا فاشربوا من الماء یکن آخر زادکم و توضأوا واغتسلوا و اغسلوا ثیابکم لتکون اکفانکم.» [17] .بپاخیزید و آخرین بار آب بنوشید و وضو بگیرید و غسل کنید و لباسهایتان را بشویید تا کفن شما باشد.
آموزه های عبادی
اشاره

امام حسین علیه السلام در همان حال که به نبرد عاشورا اهمیت می داد و همچون فرمانده ای کارآزموده عمل می کرد، به امور عبادی و معنویات نیز اهمیت می داد، که به چند نمونه اشاره می کنیم:

اهمیت دادن به نماز

1 - امام حسین علیه السلام در میدان جنگ به همراه لشکر دشمن به نماز جماعت ایستاده و حتی لشکر دشمن نیز به او اقتدا کردند و این مطلب اهمیت نماز را در نظر حضرت نشان داد و نیز موجب دفع تبلیغات دشمن گردید. (که امام علیه السلام را خارجی می خواندند.)جالب این است که امام به فرزند خود دستور می دهد که اذان بگوید و با این کار کودکان را به صحنه ی نماز و عبادت می آورد و به آنها شخصیت می دهد 18] .2 - در روز عاشورا وقتی ابوثمامه (عمر بن عبدالله الصائدی) گفت: دوست داریم نماز ظهر را با شما بجا آوریم، حضرت فرمود:«ذکرت الصلوه جعلک الله من المصلین الذاکرین» نماز را یاد کردی خداوند تو را از نماز گزاران (و) ذاکرین قرار دهد.امام علیه السلام از لشکر دشمن خواست که دست از جنگ بردارند تا نماز را بجاآورند ولی آنان سکوت کردند. پس حضرت خود اذان گفت و زهیر و سعید به عبدالله در جلوی حضرت ایستادند و نصف افراد لشکر به امام اقتدا کردند، و نماز را به صورت «نماز خوف» به جا آوردند [19]

علاقه به تلاوت قرآن

عصر تاسوعا وقتی لشکر دشمن تصمیم گرفت که به طرف سپاه امام حسین علیه السلام حمله کند، امام علیه السلام به حضرت ابوالفضل علیه السلام می فرماید: «اگر می توانی جنگ را تاخیر بینداز تا این شب را به نماز و دعا و استغفار بگذرانیم - خدا داند که من نماز و تلاوت قرآن و دعای فراوان و استغفار را دوست دارم [20] .»
آموزه های اخلاقی قیام امام حسین

اشاره

قیام عاشورا یک حرکت نظامی نبود بلکه یک انقلاب بود که دارای ابعاد مختلفی بود. یکی از ابعاد آموزنده قیام امام حسین علیه السلام نکات اخلاقی بود که ایشان و یارانشان در مراحل مختلف رعایت می کردند.این نکات اخلاقی قیام عاشورا، آموزه و سرمشق همه ی پیروان حسین علیه السلام در طول تاریخ است. اینک این بعد قیام عاشورا را بررسی می کنیم:

رعایت ادب

در این مورد به چند نمونه و مثال توجه کنید:1 - امام حسین علیه السلام در موقع خروج از مدینه ادب را رعایت کرد و نخست به زیارت مرقد پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم رفت و با او خداحافظی کرد [21] . و نیز شبانه به زیارت مزار مادرش فاطمه علیهاالسلام رفت و نماز خواند و با او وداع نمود. و همچنین در کنار مزار برادرش امام حسن علیه السلام نماز خواند و خداحافظی کرد [22] .2 - وقتی کسی در روز عاشورا به امام حسین علیه السلام توهین می کرد او را نفرین نمود و به خدا شکایت کرد [23] و هیچگاه کلام مخالف ادب از او صادر نشد.
وقتی عمروبن سعید (حاکم مکه) نامه هایی برای امام علیه السلام فرستاد و به او امان داد، حضرت نپذیرفت، ولی به نوعی از او تشکر کرد و فرمود:«اگر تو بوسیله این نامه قصد داشتی که به من نیکی کنی، جزای خیر در دنیا و آخرت بر تو باد. [24] . [ صفحه 111]

نصاف و عدالت

امام حسین علیه السلام نسبت به دوست و شمن، عادل بود و رعایت انصاف را می نمود، اینک به چند مثال توجه کنید:1 - حاکم یمن مقداری حله
و... برای یزید فرستاده بود، امام علیه السلام در بین راه اموال حکومت طاغوت را مصادره کرد و بعد از مصادره آن اموال به شتربانان گفت: «من شما را مجبور نمی کنم هر کس دوست دارد با ما به عراق بیاید، کرایه اش را می دهم و همراهی او را گرامی می دارم و هر کس دوست ندارد از همین جا (در راه عراق) از ما جدا شود و کرایه راهی را که تا اینجا پیموده است به او می پردازم. [25] .و بعضی از شتربانان برگشتند و برخی با امام علیه السلام همراه شدند.

خدمت به فقرا و یتیمان (شیر جبهه و خادم ضعیفان در پشت جبهه)

پس از شهادت امام حسین علیه السلام بر پشت امام چیزی (نشانه از حمل بار) یافتند و از امام سجاد علیه السلام در مورد آن سؤال کردند؛ حضرت فرمود: «این اثر آن چیزهایی است که برای فقرا و یتیمان بر پشت خود حمل می کرد [26] »نکته قابل توجه این است که حضرت اصرار داشته که اموال را با دست خود به فقرا بدهد و گرنه می توانست به واسطه بدهد تا به فقرا برسانند.

اهمیت دادن به مشورت و نصیحت و نظرات دیگران

1 - وقتی محمد بن حنفیه (برادر امام علیه السلام) او را نصیحت کرد که به عراق نرود، فرمود: «انظر فیما قلت» در آنچه گفتی فکر می کنم [27] .و در جای دیگری از او تشکر می کند

صبر و استقامت

امام حسین علیه السلام در جایگاه های متعددی درباره ی صبر سخن گفته و اهل حرم را نیز به شکیبایی فرا می خواند [28] .او خود عملا درس استقامت و ایستادگی را آموزش داد، و در برابر دشمن تنها ایستاد، صبر کرد و تسلیم نشد. و در آخرین لحظات زندگی فرمود: «صبرا علی قضائک یا رب لا اله سواک»ای پروردگاری که جز تو هیچ معبودی نیست، بر قضای تو صبر می کنم.«صبرا علی حکمک یا غیاث من لا غیاث له»ای پناه بی پناهان بر فرمان تو صبر می کنم [29] .و این صبر تا آنجا ادامه می یابد که با حال عطش شهید می شود، اما تسلیم دشمن نمی گردد [30] بلکه در آخرین لحظات به قاتل خود لبخند می زند [31] . [ صفحه 12در1] (فغضب شمر لعنه الله و جلس علی صدر الحسین علیه السلام و قبض علی لحیته و هم بقتله فضحک الحسین علیه السلام...)
با توجه به مطالب بالا می توان اذعان کرد که نباید قیام اباعبدالله و حماسه بزرگ عاشورا را مختص به گریه و عزاداری دانست . گرچه که در روایات بسیاری از ائمه بر لزوم گریه و عزاداری برای سید و سالار شهیدان امام حسین (ع) سفارش شده است و جای هیچ بحثی در اهمیت این موضوع نیست ولی باید کنار گریه و عزادراری سعی کنیم معارف و آموزه های والای حماسه حسینی را دریابیم و شور حسینی مان را همراه با شعور حسنی کنیم . ان شالله
1)موسوعه کلمات امام حسین علیه السلام، ص 338.
2) همان، ص 252

3) موسوعه کلمات امام حسین علیه السلام، ص 281 و 283 و 286

همان، ص 279 - 280 از منابع متعددی نقل می کند.4)

همان، ص 387.5)

6)همان، ص 282

7) بحارالأنوار، ج 44، ص 192
8) همان، ص 192
9) موسوعه...، ص 425 - 423
10) موسوعه...، ص 298 و 471
11) همان، ص 422.

[76] 12)همان، ص 391
موسوعه...، ص 377.13)

[109] 14)همان، ص 315.
18
[110] 15)همان، ص 342
16) موسوعه، ص 403
17) موسوعه - ص 406
18)بحار، ج 44،ص 314
19) موسوعه، ص 444
20)موسوعه، 344
بحار، ج 44، ص 312، و موسوعه، ص 288.21)

[271] 22)موسوعه، ص 296.

[272] 23)همان، ص 503 - 500
24)موسوعه/صص 332
25) تاریخ طبری 296/3 - الارشاد، 219 - مقتل خوارزمی 220/1 - الکامل فی التاریخ 547/2 - لهوف، ص 30 - بحار 367/44 - اعیان الشیعه 594/1 -... به نقل از موسوعه، ص 335
26) ص190/بحار، ج 44
27) موسوعه، ص 329 و 289
28)موسوعه، ص 490.

29)موسوعه، ص 510 از منابع متعدد نقل می کند.

] 30)همان، ص 510.

] 31)بحار 56/45 - عوالم 300/17 به نقل از موسوعه، ص 510.

منبع : آموزه های تربیتی عاشورا ( درس ها و عبرت ها ) / پدیدآورنده : محمد علی رضایی اصفهانی

اهل بیت - شنبه, 30 شهریور 1398 ساعت 23:35

با کمپین «Who is Hussain» آشنا شوید

«Who is Hussain» نام کمپینی جهانی است که می خواهد امام حسین (ع) را به جهانیان معرفی کند. سراغ جمعی از اعضای این کمپین در تورنتو رفتیم تا درباره آن بیشتر بدانیم.

مجله مهر: «Who is Hussain»عبارتی است که وقتی آن را به زبان خودمان ترجمه می‌کنیم برای بسیاری از ما یادآور شعر محتشم است روی کتیبه‌های محرمی، کتیبه‌هایی که مدام توی کوچه پس کوچه‌های شهرمان این عبارت را فریاد می‌زنند که «این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست؟»امام حسین(ع) فارغ از یک شخصیت مذهبی بین ما شیعیان، یک شخصیت بی‌نظیر در تاریخ بشریت به حساب می‌آید، شخصیتی که هنوز هم بعد از ۱۴۰۰سال قیامش انقدر برای عده‌ای از آدم‌های روی زمین تازگی دارد که هنوز هم به یادش سیاهپوش می‌شوند و اربعین هرسال با بزرگ‌ترین جمعیت میلیونی دنیا داستانش را مرور می‌کنند تا به دنبال آن از «آزادگی» و «عدالت» حرف زده باشند.

اهل بیت - شنبه, 30 شهریور 1398 ساعت 23:29

متن سخنرانی حضرت زینب (س) در شام

متن سخنرانی و خطبه حضرت زینب(س) در شام بر اساس نص لهوف این چنین آمده است که در این مطلب می توانید آن را مطالعه نمایید.

به گزارش مجله شبانه باشگاه خبرنگاران، پس از شهادت امام حسین ـ علیه السّلام ـ در روز دهم محرم سال 61 هـ .ق اهل بیت ـ علیهم السلام ـ و حرم امام به اسارت دشمن درآمدند.

در بامداد دوازدهم محرم خاندان رسول اسلام ـ صلی الله علیه و آله ـ به رهبری زینب کبری ـ سلام الله علیها ـ و امام زین العابدین ـ علیه السّلام ـ از کربلا بطرف کوفه حرکت کردند. پس از ورود به کوفه، و خوشحالی درباریان و ابن زیاد و گرفتن مراسمی به خاطره پیروزی، به طرف شام، محل استقرار یزید حرکت نمودند. وقتی سر حسین ـ علیه السّلام ـ و یارانش و اسراء در مقابل یزید حاضر شدند، تشریفات درباری به همان فراوانی بارگاه ابن زیاد انجام شد. «زحر بن قیس که کاروان را به عنوان نماینده ابن زیاد هدایت می کرد سخنرانی طولانی ایراد کرد و در آن به شرح چگونگی شهادت امام حسین ـ علیه السّلام ـ و یارانش پرداخت.»

اهل بیت - چهارشنبه, 30 مرداد 1398 ساعت 04:45

حدیث غدیر در منابع روایی اهل سنت

موضوعی که در این مقاله به آن پرداخته شده است، کشف تاییدات و تناقضات علمای اهل سنت درباره حدیث غدیر است. سعی نویسنده در این مقاله بر آن است که برای تایید یا رد گفتار آنان در حد مقدور از کلمات خود آنان، نه متکلمان شیعه، استفاده کند تا معلوم شود توجیهات آنان بی اساس و بی پایه است و بر هیچ قانون و قاعده عقلی و نقلی استوار نیست.

گزارشی از واقعه غدیر
در آخرین سال عمر پیامبر، مراسم حجة الوداع باشکوهی هر چه تمام تر و با حضور مسلمانان مدینه و سایر نقاط عربستان برگزار شد. در بازگشت از این سفر روحانی با وجود آفتاب داغ حجاز، به خاطر لذت این سفر الهی گرمای طاقت فرسا در وجود همراهان پیامبر اثری نداشت. پس از پیاده روی بسیار، کم کم سرزمین جحفه و بیابان های خشک و سوزان غدیر خم از دور نمایان می شد. اینجا در حقیقت چهارراهی است که مردم سرزمین حجاز را از هم جدا می کند: راهی به سوی مدینه در شمال، راهی به سوی عراق در شرق، راهی به سوی غرب و سرزمین مصر و راهی به سوی یمن در جنوب پیش می رود.

جوانان مسلمان سرگرم زورآزمایی و مسابقه وزنه برداری بودند. سنگ بزرگی آنجا بود که مقیاس قوّت و مردانگی جوانان به شمار میرفت و هرکس آن را به قدر توانایی خود حرکت میداد. در این هنگام رسول اکرم صل الله علیه وآله رسیدند و پرسیدند:
«چه میکنید؟»
گفتند داریم زورآزمایی میکنیم؛میخواهیم ببینیم کدام یک از ما قویتر و زورمندتر است.
-میل دارید که من بگویم چه کسی ازهمه قویتر و نیرومندتر است؟
-البته! چه از این بهتر که رسول خدا داور مسابقه باشدو نشان افتخار را او بدهد...!؟

افراد جمعیت همه منتظر ونگران بودند که رسول اکرم کدام یک را به عنوان قهرمان معرفی خواهد کرد؟؟
عده ای بودند که هر یک پیش خود، فکر میکردند الآن رسول خدا دست او راخواهد گرفت و به عنوان قهرمان مسابقه، معرفی خواهد کرد.
رسول اکرم فرمود:
«از همه قویتر و نیرومندتر آن کس است که اگر از یک چیزی خوشش آمد و مجذوب آن شد، علاقه ی به آن چیز، او را از مدار حق و انسانیت خارج نسازد و به زشتی آلوده نکند؛ واگر درموردی عصبانی شد، و موجی از خشم در روحش پیدا شد، تسلط برخویشتن را حفظ کند، جز حقیقت نگوید و کلمه ای دروغ یا دشنام بر زبان نیاورد؛ و اگر صاحب قدرت و نفوذ گشت، و مانعها و رادعها از جلویش براشته شد، زیاده از میزانی که استحقاق دارد، دست درازی نکند.

وسائل.ج۲.ص۴۶۹

داستان راستان.ج اول.داستان۲۷

بسم الله الرحمن الرحیم

در این قسمت از سایت در صدد این هستیم تا - ان شاءالله - مطالبی کمتر شنیده شده در مورد پیامبر صلی الله علیه و آله و اهل بیت ایشان -که منظور دیگر معصومین علیهم السلام ، غیر از پیامبر هستند - را بیان کنیم ؛ امید است این مطالب مورد توجه قرار گیرد و بتوانیم آن ها را الگوی خود قرار دهیم.
**پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله**

اهل بیت - یکشنبه, 23 تیر 1398 ساعت 19:37

«سیره ی اخلاقی امام رضا(ع)»

ادب
اخلاق، یکی از عناصر مهم شخصیت انسان است، و کاشف کیفیت ذات، و درون اوست. امام رضا علیه السلام به اخلاق عالی و ممتاز، آراسته بودند، و بدین سبب دوستی عام و خاص را، به خود
از ابراهیم بن عباس صولی نقل شده، که گفته است:
من ابوالحسن الرضا علیه السلام را هرگز ندیدم در سخن گفتن، با کسی درشتی کنند.
من ابوالحسن الرضا علیه السلام را هرگز ندیدم سخن کسی را پیش از فراغ از آن، قطع کند.
هرگز درخواست کسی را، که قادر به انجام دادن آن بود، رد نفرمودند.
هرگز پاهای خود را، جلو همنشین، دراز نمی کردند.
هرگز در برابر همنشین تکیه نمی کردند.
هرگز او را ندیدم، که غلامان و بردگان خود را بد گویند.
هرگز او را ندیدم، که آب دهان بیندازند.
هرگز او را ندیدم، که قهقهه بزند، بلکه خنده اش تبسم بود.
تا آنجاکه می گوید: هر که بگوید در فضیلت، کسی را مانند او دیده، از او باور نکنید
محمد بن عباد درباره رفتار زاهدانه آن حضرت می گوید: پوشش ابوالحسن علیه السلام در طول تابستان همواره یک بوریا بود. ایشان در طول زمستان با همه عظمت و وقاری که داشتند پوششی ساده داشتند و به دور از هر گونه علامت گذاری و یا این که رنگ مخصوصی داشته باشد همیشه لباس زبر به تن می کردند مگر آن که می خواستند پیش مردم و به دیدن آنها بروند که در آن وقت بهترین لباس خود را می پوشیدند
امام می فرمودند: لباس مظهر خارجی انسان است نمی توان نسبت به آن بی توجه بود حرمت مومن ایجاب می کند که انسان در ملاقات با او، شئون خود و وی را رعایت کند و مقید باشد که پاکیزه و خوش لباس باشد
نمونه دیگری از اخلاق امام رضا علیه السلام این بود که در دوران ولایت عهدی و تصدی بالاترین مقام در دولت اسلامی به هیچ یک از غلامانشان دستور نمی دادند که کارهای ایشان را انجام دهند.
روایت شده که وقتی ایشان به حمام نیاز داشتند از این که به کسی دستور بدهند حمام را برای ایشان آماده کنند، تنفر داشتند و خود کارهای شخصی خویش را انجام می دادند. همچنین ایشان جهت همدردی با مردم به حمام عمومی شهر می رفتند و از
نزدیک با مردم معاشرت داشتند.
عبادت
عبادت، فروتنی در مقابل خداوند است. انسان کامل به هر اندازه به خدا نزدیک تر باشد به همان اندازه خشوع و بندگی اش در مقابل خدا بیشتر می گردد،
در مورد امام رضا علیه السلام باید گفت ایشان، اسوه کامل عبودیت بودند و در این راه به حدی رسیده بودند که ایشان را عاشق عبادت می دانستند. آن حضرت بسیاری از روزها را روزه داشتند و بسیاری از شب ها بیدار بودند. به طوری که در زمان ایشان و نه بعد از آن، کسی به این درجه نرسید حتی زاهدترین افراد.
نکته مهم دیگر این که امام رضا علیه السلام بسیاری از اوقات شبانه روز به درس و بحث مشغول بودند، فقه و علوم محمدی را به شاگردانشان درس می دادند زیرا ایشان درس را نمونه ای از ذکر و عبادت می دانستند و زمانی که از درس دادن فارغ می شدند به ذکر گفتن خدا می پرداختند. [22].
اباصلت می گوید: من در سرخس به خانه ای که حضرت را تحت نظر گرفته بودند رفتم، از نگهبان اجازه گرفتم او گفت: حالا موقع رسیدن به حضور ایشان نیست. گفتم: چرا؟ گفت: امام (علیه السلام) در هر شبانه روز هزار رکعت نماز می خواند و از نماز، یک ساعت پیش از ظهر و نزدیک غروب فارغ می شوند و همه اوقاتشان در جای نماز نشسته
و مشغول مناجات خدا می شود. اباصلت به نگهبان می گوید در همین موقع اجازه بگیر. اتفاقا اجازه گرفتند من در همان حال که ایشان انتظار نماز را داشتند به حضورش شرفیاب شدم
از دیگر ویژگی های آن حضرت این بود که هر دعایی را که شروع می کردند صلوات بر محمد و آل او می فرستادند در نماز یا غیر نماز بسیار صلوات می فرستادند، شبها موقعی که می خواستند بخوابند قرآن تلاوت می کردند، موقعی که به آیه ای می رسیدند که در آن از بهشت و دوزخ سخن می گفتند گریه می کردند و می فرمودند: «پناه می برم به خدا از آتش دوزخ»، آن حضرت هر سه روز یک بار تمام قرآن را تلاوت می کردند و می فرمودند:
«اگر خواسته باشم قرآن را در کمتر از سه روز تمام کنم می توانم ولی هیچ آیه را نخواندم مگر این که در معنی آن آیه فکر کنم، و درباره این که آن آیه در چه موضوع و در چه وقت نازل شده، از این رو هر سه روز قرآن را تلاوت می کنم .»
فردی به نام رجاء بن ابی ضحاک [20] در مورد عبادت و مناجات امام رضا علیه السلام چنین می گوید: مامون مرا نزد امام علیه السلام به مدینه فرستاد که ایشان را از مدینه به خراسان نزد وی ببرد، مامون سفارش کرده بود که مواظب امام باشد. مسیر راه بصره، اهواز، فارس، خراسان بود و خیلی سفارش شده بودند که شبانه روز از ایشان جدا نشوند وی می گوید من همیشه کنار امام بودم و کسی را با تقواتر نسبت به خدای متعال مثل او ندیده بودم، ذکر خدا همیشه بر لبانشان جاری بود، همیشه خدا ترس و پارسا بود، موقعی که وقت نماز می شد در سجده گاه خود می نشست و سبحان الله، لااله الا الله و ذکرهای دیگر می گفتند و بعد از نماز اطرافیان را نصیحت می کردند. [21] رجاء ابن ابی ضحاک اضافه می کند وقتی ایشان را نزد مامون بردم از من درباره احوالات امام پرسید من آنچه را دیده بودم برای او گفتم از رفتار و اعمال ایشان، رفتن و ماندنشان،
همه آنچه که اتفاق افتاده بود. مامون گفت: ای پسر ضحاک این مرد بهترین خلق خدا روی زمین است، از همه ی مردم دانشش و عبادتش بیشتر می باشد آنچه که از ایشان دیدی نزد کس دیگر نگو تا بزرگواری او بر کسی آشکار نشود مگر از زبان خود من. [22
سخاوت
از اصول اخلاقی که در زندگی همه ی امامان فراوان دیده شده است جود و سخاوت است.
سخاوت از «سخاء» گرفته شده است و «سخا النار و یسخوها»، یعنی این که اگر خاکستر آتش را از آتش پاک کنیم، بهتر می سوزد و روشنایی اش بیشتر می شود، بنابراین تعریف سخاوت که از همین ریشه است موجب روشنایی و گرم کردن کانون خانواده های بینوایان می شود . [24].
شاید بهترین تعریف درباره سخاوت بیان امام رضا علیه السلام باشد که فرمودند:
السَّخِیُّ یَأْکُلُ مِنْ طَعَامِ النَّاسِ لِیَأْکُلُوا مِنْ طَعَامِهِ وَ الْبَخِیلُ لَا یَأْکُلُ مِنْ طَعَامِ النَّاسِ لِئَلَّا یَأْکُلُوا مِنْ طَعَامِه
انسان سخاوتمند از غذای دیگران می خورد تا از غذای او بخورند، ولی انسان بخیل از غذای دیگران نمی خورد تا از غذای او نخورند .»
روایت شده که ایشان یک سال تمام ثروت خود را در روز عرفه بین نیازمندان تقسیم کردند. فردی به ایشان گفت: این گونه بخشش، ضرر است. حضرت فرمودند: این گونه بخشش ضرر و زیان نیست بلکه غنیمت است، هرگز چیزی را که به وسیله آن طلب اجر و کرامت می کنید، غرامت و ضرر به شما نیاور .
گزارش شده هر وقت سفره غذا را برای امام پهن می کردند کاسه ای نزدیک ایشان قرار می دادند، ایشان از هر نوع غذا مقداری را بر می داشتند و در آن کاسه می ریختند و دستور می دادند آن را بین فقرا تقسیم کنند.
شیوه امام علیه السلام در بخشش طوری بود که حتی کسی که مورد جود امام رضا علیه السلام قرار می گرفت، ذره ای احساس شرمندگی نکند. نقل شده که ایشان در مجلسی با یاران خود مشغول صحبت کردن بودند، جمعیت زیادی در آن مجلس حضور داشتند که ناگهان مردی بلند قامت و گندمگون وارد مجلس شد و به حضرت سلام کرد و گفت: من مردی از دوستان پدران و نیاکان شما هستم. از حج بر می گشتم که خرجی خود را گم کردم، اگر شما به من کمک نمائید تا به وطنم برسم پولی که شما به من می دهی، از طرف تان صدقه خواهم داد. حضرت فرمودند: بنشین. بعد از مدتی که جمعیت پراکنده شدند و جز عده ی کمی باقی نماندند امام به اتاقشان می روند و بعد از مدت کمی بازگشتند و دستشان را از بالای در بیرون آوردند و پرسیدند آن مرد کجاست؟ مرد جواب داد من در حضور شما هستم. ایشان فرمودند: این دویست اشرفی را بگیر و خرج کن، لزومی ندارد که از طرف من صدقه بدهی از نزد من خارج شو تا ترا نبینم و تو نیز مرا نبینی. بعد از رفتن آن مرد، فردی که در آنجا حضور داشت به امام رضا علیه السلام عرض کرد: شما نسبت به این شخص احسان و بخشش نمودید. علت این که فرمودید تا شما او را نبینید و او شما را نبیند چیست؟ ایشان فرمودند: از ترس این که مبادا شرمندگی در صورت او ببینم آیا از رسول خدا صلی الله علیه و آله) شنیده اید که فرمودند: حسنه مخفیانه با هزار حج برابر است . [29]
صبر و مقاومت
یکی از اصول مشترک در زندگانی امامان که همواره در زندگی آنها مشاهده گردیده صبر و مقاومت است.
در بررسی زندگی امام رضا علیه السلام می بینیم که ایشان نیز همچون دیگر امامان نمونه کامل این صفت اخلاقی بودند. شاید بتوان از موقعیت های دشواری که ایشان برای وداع خانه خدا به مکه رفتند لحظه جدایی آن حضرت از فرزندش ابی جعفر محمد بن علی جواد (علیه السلام) بود که ایشان با دلی استوار و مطمئن به قضا و قدر الهی این مصیبت را تحمل کردند شکیبایی و بردباری آن حضرت در دوره خلافت مامون در برابر سیاست های مرموز و پشت پرده او به ویژه جریان ولایتعهدی درجه صبر و تحمل آن حضرت را برای ما آشکار می کند .
امام رضا علیه السلام در دوران زندگی شان و زندانی بودن پدر بزرگوارشان مکرر سعه صدر از خود نشان می دادند و مراقب اهل و عیال پدر ارجمندشان بودند. ایشان اهل حلم و شکیبایی بودند. در برابر افرادی که با ایشان ستیزه و نزاع داشتند حلم و صبر می ورزیدند. در برابر دهن کجی های دیگران سعی می کردند سکوت کنند. افرادی بودند که نسبت به ایشان بی احترامی می کردند. اما این بزرگوار در برابر آنها خاموشی را انتخاب می کردند . [35].
رفتار امام رضا با خانواده
چون امام کاظم علیه السلام بیشتر عمر شریفشان در زندان ها سپری شد، امام رضا علیه السلام به عنوان فرزند ارشد مسئول نگهداری خانواده ایشان بودند، ایشان در این مدت طوری از خانواده شان مراقبت کردند، که اجازه ندادند کسی به آنها بی احترامی کند، نهایت احترام را به آنها می گذاشتند و خطرات دشمنان را از آنان دور می کردند.
علاقه حضرت به خانواده شان در محبتی که به امام جواد علیه السلام داشتند نیز قابل ملاحظه است. قبل از تولد امام جواد علیه السلام فردی به امام رضا علیه السلام می گوید شما کودکان را دوست دارید پس از خداوند بخواهید که پسری به شما عطا کند. حضرت فرمودند: خداوند پسری به من خواهد داد که وارث من می شود هنگامی که اباجعفر علیه السلام متولد شدند، حضرت در طول شب گهواره ایشان را حرکت می دادند و با او بازی می کردند. امام فرزندشان را آن قدر دوست می داشتند که شب را نمی خوابیدند و گهواره امام جواد علیه السلام را حرکت می دادند. به ایشان عرض شد آیا مردم با پسران شان چنین رفتار می کنند؟ حضرت فرمودند: این پسر مانند عامه مردم نیست به دنیا آمدن و رشد نمودن او مانند ولادت پدران پاکش است .
نمونه دیگر علاقه و وابستگی امام رضا علیه السلام، محبتی بود که به حضرت معصومه علیه السلام داشتند.
رفتار امام رضا با مردم
امامان با مردم نشست و برخاست داشتند و در تعاملات اجتماعی به نیکوترین صورت با آنان برخورد می نمودند.
ایشان بیشترین محبت و مهربانی را نسبت به مردم و اهل خانه و خدمت گزاران شان داشتند. در روزی که ایشان مسموم شدند و در آن روز به شهادت رسیدند بعد از این که نماز ظهر را خواندند به فردی که نزدیکشان بود فرمودند: مردم (منظور اهل خانواده کارکنان و خدمتگزاران شان بودند) غذا خورده اند؟ آن فرد جواب داد: آقای من در چنین وضعیتی کسی می تواند غذا بخورد؟ در این لحظه که امام علیه السلام متوجه می شوند کسی غذا نخورده، می نشینند و دستور آوردن سفره ای را می دهند همه را سر سفره دعوت می کنند و آنها را یکی یکی مورد محبت قرار می دهند .
ایشان در جایی که مربوط به شخص خودشان بود بزرگ ترین گذشت ها، عالی ترین ایثار ها و بیشترین محبت را نسبت به دیگران داشتند. رفتار عملی امام رضا علیه السلام نشانه انسانی کامل و نمونه است که هیچ علاقه ای به دنیا و ظواهر آن ندارد.
اگر فردی حتی کوچک ترین خدمتی برای امام رضا علیه السلام انجام می داد، ایشان نهایت تشکر و قدردانی را به جا می آوردند و حتما خدمت آن فرد را جبران می نمودند. آن حضرت به مستضعفان و گرفتاران توجه خاصی می کردند، اگر آنها گرفتاری و ناراحتی داشتند، سعی می کردند مشکل آنان را حل کنند. زیاد بودند افرادی که در سایه یاری رسانی ها ی امام علیه السلام به خیری دست یافتند

منبع:سیره ی اخلاقی امام رضا (ع) /
پدیدآورنده : طاهره بهره مند
.

 

 

هشام بن حکم از شاگردان زبردست و هوشمند امام صادق (ع) بود، روزی یکی از منکران خدا به نام عبدالله دیصانی با هشام ملاقات کرد و پرسید:

آیا تو خدا داری؟

هشام: آری.

عبدالله: آیا خداوند تو قادر است؟

هشام: آری، هم توانا است و هم بر همه چیز مسلط است.

ابن ابى ليلى - كه يكى از دوستان امام جعفر صادق عليه السلام است - حكايت نمايد:

روزى به همراه نعمان كوفى به محضر مبارك آن حضرت وارد شديم ، حضرت به من فرمود: اين شخص كيست ؟
عرض كردم : مردى از اهالى كوفه به نام نعمان مى باشد، كه صاحب راءى و داراى نفوذ كلام است .
حضرت فرمود: آيا همان كسى است كه با راءى و نظريّه خود، چيزها را با يكديگر قياس مى كند؟
عرض كردم : بلى .
پس حضرت به او خطاب نمود و فرمود: اى نعمان ! آيا مى توانى سرت را با ساير اعضاء بدن خود قياس نمائى ؟ نعمان پاسخ داد: خير.
حضرت فرمود: كار خوبى نمى كنى ، و سپس افزود: آيا مى شناسى كلمه اى را كه اوّلش كفر و آخرش ايمان باشد؟ جواب گفت : خير.
امام عليه السلام پرسيد: آيا نسبت به شورى آب چشم و تلخى مايع چسبناك گوش و رطوبت حلقوم و بى مزّه بودن آب دهان شناختى دارى ؟
اظهار داشت : خير.
ابن ابى ليلى مى گويد: من به حضور آن حضرت عرضه داشتم : فدايت شوم ، شما خود، پاسخ آن ها را براى ما بيان فرما تا بهره مند گرديم .
بنابراين حضرت صادق عليه السلام در جواب فرمود: همانا خداوند متعال چشم انسان را از پيه و چربى آفريده است ؛ و چنانچه آن مايع شور مزّه ، در آن نمى بود پيه ها زود فاسد مى شد.
و همچنين خاصيّت ديگر آن ، اين است كه اگر چيزى در چشم برود به وسيله شورى آب آن نابود مى شود و آسيبى به چشم نمى رسد؛ و خداوند در گوش ، تلخى قرار داد تا آن كه مانع از ورود حشرات و خزندگان به مغز سر انسان باشد.
و بى مزّه بودن آب دهان ، موجب فهميدن مزّه اشياء خواهد بود؛ و نيز به وسيله رطوبت حلق به آسانى اخلاط سر و سينه خارج مى گردد.
و امّا آن كلمه اى كه اوّلش كفر و آخرش ايمان مى باشد: جمله ((لا إ له إ لاّ اللّه )) است ، كه اوّل آن ((لا اله )) يعنى ؛ هيچ خدائى و خالقى وجود ندارد و آخرش ((الاّ اللّه )) است ، يعنى ؛ مگر خداى يكتا و بى همتا.(1)

1-بحارالا نوار: ج 2، ص 295، ح 14، به نقل از علل الشّرايع .

بسم الله الرحمن الرحیم
سپاس از آن خداوندی است که اول و آخر است و حی و قیوم ، او که بندگانش را در مسیر تقرب به خود وا نمی گزارد و تمام وسایل لازم را برای انسان شدن در اختیارش قرار داده است.
او عمر گرانمایه ای را که در اختیار بشر قرار داده است به اسلامی کامل مزین نموده است همان اسلامی که نقصی ندارد و هر عیب که هست از مسلمانی ماست.
در ادامه مبحث اسلام، به پاسخ به سوالی که در مورد اسلام به ذهن برخی خطور می کند اشاره می کنیم:
آیا افرادی مثل ادیسون که مسلمان نبودند به جهنم می روند؟
در يك نگاه كلي دربارة نتيجه اعمال نيك افراد غير مسلمان سه ديدگاه عمده وجود دارد:
1. نظر افراط:
برخي از روشنفكران عقيده دارند كه بين مسلمان و غير مسلمان در پاداش و رفتن به بهشت فرقي وجود ندارد. شهيد مطهري مي‌نويسد:
" معمولاً كساني كه داعيه روشنفكري دارند، با قاطعيت مي‌گويند هيچ فرقي ميان مسلمان و غير مسلمان، بلكه موحد و غير موحد نيست. هر كس عمل نيكي انجام دهد! خدمتي از راه تأسيس يك مؤسسة خيريه و يا اكتشاف و اختراع و يا از راه ديگر انجام دهد، استحقاق ثواب و پاداش از جانب خداوند دارد. مي گويند خداوند عادل ميان بندگان خود تبعيض نمي‌كند. . . ". (1)
طرفداران اين نگرش هم به دليل عقل استدلال كرده‌اند و هم به دليل نقل(روایات).
دليل عقلي آنان بر دو مقدمه استوار است:
مقدمه يكم: خداوند با همه موجودات نسبتي مساوي داشته . . . بندگان و مخلوقات براي او يكسان هستند و با هيچ‌ كس خويشاوندي و رابطه خصوصي ندارد؛ بر اين اساس به افعال و عملكرد همگان پاداش و ثواب مي‌دهد؛ و چون نسبت خداوند به همة موجودات يكسان است، دليلي ندارد كه عمل نيك از يك نفر مقبول باشد و از يك نفر ديگر مقبول نباشد. (2)
مقدمه دوم: خوبي و بدي اعمال، قراردادي نيست، بلكه واقعي است، يعني حسن و قبح افعال ذاتي بوده و هر كدام آثار خود را دارد؛ از اين رو پاداش و ثواب آن در راستاي حسن ذاتي آن است. هر گاه اعمالي به‌وجود آمد كه حسن ذاتي داشته باشد، ثواب دارد.
شهيد مطهري مي‌نويسد: ". . . از اين دو مقدمه چنين نتيجه مي‌گيريم كه چون خداوند اهل تبعيض نيست و چون عمل نيك از هر كس نيك است، پس هر كس كار نيك بكند ضرورتاً و الزاماً از طرف خداي متعال پاداش نيك خواهد داشت. . . ". (3)
دليل نقلي نيز دليل عقل را تأييد و تأكيد مي كند؛ زيرا در آيات و روايات تصريح شده است كه عمل نيك پاداش و عمل بد عذاب را در پي دارد: "فَمَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ خَيْرًا يَرَهُ * وَ مَن يَعْمَلْ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ. (4) پس هر كس هم وزن ذرّه‏اى كار خير انجام دهد آن را مى‏بيند!
و هر كس هم وزن ذرّه‏اى كار بد كرده آن را مى‏بيند " يا آياتي مشابه كه در همين رابطه معنا مي شود (5)
از اين قبيل آيات استفاده مي‌شود كه پاداش و عذاب بر اعمال مترتب بوده و مسلمان بودن در اعطاي پاداش شرط نشده، همان ‌طوري كه در عذاب شدن غير مسلمان بودن شرط نشده است.
2. نظر تفريط:
برخي ديگر عقيده دارند كه به فعاليت‌هاي نيكوي غير مسلمانان پاداش داده نشده و به بهشت نمي‌روند. اين نگرش معمولاً از سوي مقدس مآب ها ابراز شده است. طرفداران اين نگاه نيز به دليل عقل و نقل استدلال نموده‌اند. دليل عقلي اين گروه اين است كه اگر بنا باشد اعمال غير مسلمان و يا مسلمان غير شيعه مقبول درگاه خداوند باشد، پس فرق ميان مسلمان و غير مسلمان در چيست؟ اصولاً اگر تفاوت مسلمانان با غير مسلمانان در پاداش ظهور نكند، اسلام و تشيع لغو خواهد بود. برخي از آيات نيز آمده است كه عمل كافر غير مقبول است. در آيه 18سوره ابراهيم اعمال كفار به خاكستري تشبيه شده است كه به وسيلة تند بادي پراكنده شود:
" مَثَلُ الَّذينَ كَفَرُوا بِرَبِّهِمْ أَعْمالُهُمْ كَرَمادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ في‏ يَوْمٍ عاصِفٍ لا يَقْدِرُونَ مِمَّا كَسَبُوا عَلى‏ شَيْ‏ءٍ ذلِكَ هُوَ الضَّلالُ الْبَعيد؛ (6) اعمال كساني كه به پروردگارشان كافر شدند. همچون خاكستري است در برابر تندباد در يك روز طوفاني، آن‌ها توانايي ندارند كمترين چيزي از آن چه را انجام داده‌اند ، به دست آورند و اين گمراهي دور و درازي است. "
شهيد مطهري بعد از بررسي اين آيات مي‌نويسد: « . . . از ضميمه ساختن اين آيه با آيه قبل چنين استنباط مي‌كنيم كه اعمال نيك كافران با همه ظاهر فريبا، سرابي بي واقعيت است و اما اعمال بد ايشان وامصيبتا شر اندر شر و ظلمت روي ظلمت است» . (7)
3ـ ديدگاه اعتدال:
ديدگاه سوم، ديدگاه اعتدال است كه از آيات و روايات استفاده مي‌شود. شهيد مطهري و برخي از نظريه سازان اسلامي، طرفداران اين ديدگاه هستند. بر اساس اين نگرش فعاليت و خدمات غير مسلمانان مثل افرادي كه اعمال نيكي را انجام داده اند همچون مخترعان و مكتشفان و خادمان به بشريت ، پاداش داشته و در عذاب آن‌ها تخفيف داده مي‌شود .
شهيد مطهري بعد از بررسي آيات و روايات درباره وضع مخترعان و مكتشفان غير مسلمان مي‌نويسد:" افرادي اين‌چنين كه البته در همه زمان‌ها كم يا بيش پيدا مي‌شوند، حداقل اين است كه در عذاب آن‌ها تخفيف داده مي‌شود و يا عذاب آن‌ها به كلي برداشته مي‌شود ". (8)
پس ایمان شرط اساسی در بهشتی شدن است ؛ در تفسير نمونه در اين خصوص مي خوانيم :
« از نظر جهان بيني اسلام مطالعه نفس عمل به تنهائي كافي نيست، بلكه عمل به ضميمه و همراه محرك و انگيزه آن ارزش دارد، بسيار ديده شده كساني بيمارستان يا مدرسه يا بناي خير ديگري مي‌سازند و تظاهر به اين هم دارند كه هدف شان صد در صد خدمت انساني است به جامعه‌اي كه به آن مديونند، در حالي كه زير اين پوشش مطلب ديگري نهفته شده است و آن حفظ مقام يا مال و ثروت يا جلب توجه عوام، و تحكيم منافع مادي خود، و يا حتي دست زدن به خيانت هائي دور از چشم ديگران است!.
ولي به عكس ممكن است كسي كار كوچكي انجام دهد، با اخلاص تمام و انگيزه‌اي صد درصد انساني و روحاني. مسلماً خداوند عالم عادل آن ها را محروم نمي كند، اما چگونه و چطور ؟ جزئياتش بر ما روشن نيست، همين اندازه مي توان گفت "خداوند اجر چنين نيكوكاراني را ضايع نمي‌كند" (البته اگر آن‌ها در مورد پذيرش ايمان ، مصداق جاهل قاصر( کسی که در علم یابی کوتاهی نکرده) باشند، مسئله بسيار روشن تر است). دليل بر اين مسئله علاوه بر حكم عقل، اشاراتي است كه در آيات و يا روايات آمده است.
ما هيچ دليلي نداريم كه جملة « َإِنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنينَ(9) خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نخواهد كرد » شامل اين‌گونه اشخاص نشود، زيرا محسنين در قرآن فقط به مؤمنان اطلاق نشده است، هم بندهاي يوسف در زندان بي آن كه او را بشناسند به او گفتند:« ِ إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنينَ ؛(10) ما تو را از نيكوكاران مي‌دانيم».
از اين گذشته آيه: « هر كس به اندازه سنگيني ذره اي كار نيك كند آن را مي‌بيند و هر كس به مقدار ذره اي كار بد كند آن را خواهد ديد» (11) به وضوح شامل اين‌گونه اشخاص مي‌شود.
از پيامبر اكرم(ص) دربارة عبدالله بن جدعان كه از مشركان معروف جاهليت و از سران قريش بود، نقل شده : " كم عذاب ترين اهل جهنم ابن جدعان است، سؤال كردند : چرا؟ فرمود : گرسنگان را سير مي‌كرد". (12)
در روايت ديگري مي‌خوانيم كه پيامبر به عدي بن حاتم (فرزند حاتم طائي ) فرمود: دفع عن ابيك العذاب الشديد بسخاء نفسه : " خداوند عذاب شديد را از پدرت به خاطر جود و بخشش او برداشت". (13) ؛ در نتيجه هرچند در صدق عنوان عمل صالح براي رفتارهاي غير مسلمانان تاملاتي وجود دارد ، اما در هر حال كارهاي نيك آنان مورد توجه قرار مي گيرد .
در عين حال اين نكته هم حائز اهميت است كه ما معتقد نيستيم تنها شرط ورود در بهشت مسلمان بودن است زيرا مشكل كفر و دوري از اسلام مربوط به افرادي است كه حقانيت دين اسلام بر آن ها آشكار و واضح گشت، ولي از روي تعصب و يا عناد و يا هواي نفس و يا عوامل ديگر از حق پيروي نكردند ؛ اين افراد قطعا در قيامت در عذاب خواهند بود .
اما كساني كه در كشف حقيقت كوتاهي نكردند، ولي دين حق را نيافتند و يا اصلا در محيطي بودند كه امكان دسترسي به دين حق نداشتند و يا خوب به آن ها معرفي نشده، به آنان منكر و مخالف اطلاق نمي شود كه مستحق عقوبتي باشند. شهيد مطهرى (ره) در اين باره مى‏گويد :
«اگر كسى در روايات دقت كند، مى‏يابد كه ائمه (ع) تكيه‏شان بر اين مطلب بوده كه هر چه بر سر انسان مى‏آيد، از آن است كه حق بر او عرضه بشود و او در مقابل حق، تعصب و عناد بورزد و يا لااقل در شرايطى باشد كه مى‏بايست تحقيق و جستجو كند نكند اما افرادى كه ذاتاً و به واسطه قصور فهم و يا به علل ديگر در شرايطى به سر مى‏برند كه مصداق منكر و يا مقصر به شمار نمى‏روند، آنان در رديف منكران و مخالفان نيستند. ائمه اطهار بسيارى از مردم را از اين طبقه مى‏دانند. اين گونه افراد داراى استضعاف و قصور هستند و اميد عفو الهى درباره آنان مى‏رود».
وى از مرحوم علامه طباطبايى نقل مى‏كند: «همان طورى كه ممكن است منشأ استضعاف(مستضعف بودن)، عدم امكان تغيير محيط باشد، ممكن است اين جهت باشد كه ذهن انسان متوجه حقيقت نشده باشد و به اين سبب از حقيقت محروم مانده باشد». (14)
اين گروه در فرهنگ دين به عنوان مستضعفان فكري و فرهنگي شناخته مي شوند. اگر واقعاً و حقيقتاً به دنبال حقيقت و دين حق بودند، اما به دلايلي بر آن دست نيافتند ،ولي بر اساس باورهاي فطري و عقلي و يا ديني كه داشتند ، مؤمن بودند و انسان هاي درستكار بودند ، مورد عفو الهي اند.
در قرآن هم خداوند مي فرمايد: ما از هر كس بيش از اندازه وسع و توانش تكليف نمي خواهيم (15).
پس محاسبه اعمال آنان، و بهشتي بودن يا نبودن و رتبه آنها در بهشت بر پايه عدل خداوندى به نسبت توان شان و ميزان مطابقت اعمال و كردار آنها با امور وجداني و فطري و عقلاني بشري و علم و باورهاي ديني آن ها صورت مي گيرد .
بر اين اساس بدون آنكه بخواهيم در مورد اشخاصي همچون اديسون و ... و ماهيت دوري آنان از اسلام قضاوتي بنماييم ، اصل اين نكته حائز اهميت و قابل توجه خواهد بود و ممكن است بر اين اساس بسياري از غير مسلمانان اعم از مخترعان و نيكوكاران بزرگ يا افرادي عادي و ساده اهل بهشت گردند .
در اين خصوص مطالعه كتاب عدل الهي استاد شهيد مرتضي مطهري را توصيه مي نماييم .
پي نوشت ها:
1. شهيد مطهري، مجموعه آثار، نشر صدرا، تهران 1374 ش ، ج 1 ص 279 .
2. همان، ص 337 ـ 338.
3. همان، ص 339.
4. سوره زلزال آية 7 ـ 8.
5. سوره كهف آيه 30.
6. سوره ابراهيم آية 18.
7. عدل الهي، همان، ص 347.
8. همان، ص 377.
9. سوره هود آيه 115 .
10. سوره يوسف آيه 36 .
11. سوره زلزال آيه 7 و 8 .
12. محدث نوري، ميرزا حسين، مستدرك الوسايل، موسسه آل البيت، قم، 1408ه.ق، ج7، ص247.
13. همان، ج7، ص14.
14. مرتضى مطهرى، همان، ج 1، ص 320 به بعد.
15. سوره بقره آيه 282 .
(برگرفته از سایت مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی)
در ادامه با سوالات و مباحث دیگری در مورد اسلام با ما همراه باشید.
نثار ارواح مطهر معصومین علیهم السلام وشهدا صلوات

Please publish modules in offcanvas position.