جایگاه حجامت درمانی در عصر جدید

جایگاه حجامت درمانی در عصر جدید

جایگاه حجامت درمانی در عصر جدید

توسط / طب اسلامی و تغذیه / دوشنبه, 29 بهمن 1397 ساعت 03:46

قدیمی ترین سند معتبر موجود درباره ی حجامت، مربوط به 3300 سال قبل از میلاد مسیح است که در مقدونیه عمل حجامت انجام می گرفته و سپس به یونان باستان رخنه میکند. همزمان با تأسیس دانشگاه جندی شاپور توسط یونانیان در ایران، حجامت توسط آن ها به ایران آورده شد. 400 سال قبل از میلاد مسیح سقراط نحوه ی عمل حجامت و موارد کاربرد آن را به رشته تحریر درآورد.

در اوراق پاپیروس که در مصر باستان بدست آمده حدوداً 2200 سال قبل از میلاد مسیح، حجامت امری رایج بوده است. همچنین در نوشته های باستانی هند "آیوروودا" یعنی 1500 سال قبل از میلاد مسیح در هندوستان حجامت انجام می گرفته است.
جالینوس 120 سال بعد از میلاد، مطالب متنوعی درباره حجامت در آثار خود نوشته است که همه ی آن اطلاعات در کتاب Paracelsus (1541-1493) تکرار شده و حاصل آن همه تجربیات در جملات زیر خلاصه می شود:
"در جایی که طبیعت دردی را حادث می نماید، در آن جا مواد مضری انباشته می گردد، چنان چه طبیعت قادر به خنثی کردن این مواد زاید نباشد، وظیفه ی پزشک است به کمک تیغ زدن آن نقطه را باز کند و به کمک بیمار بشتابد."
از این جملات درمی یابیم که حجامت یکی از مؤثرترین روش های معالجه بوده است. در قرن 16 میلادی در تمام کشورهای اروپایی، حجامت امری متداول و رایج بود. پزشکان معروفی در این قرن از جمله FallopioوVidiusوDallacroce هر کدام ابزار خاصی جهت حجامت ابداع کرده بودند. معروفترین پزشک قرن نوزدهم آلمان به نام " کریستف وبلی بالد هوفلند " امر حجامت را درمانی معجزه آسا برای بیماری های چشم ، ریه ، قلب، عروق و بیماری های درد پشت توصیه می کرد.
از اوایل قرن بیستم تا امروز عمل حجامت عمدتاً از سوی مراکز درمان طبیعی انجام می گیرد و بعضی از پزشکان طب جدید هم به این امر مبادرت می ورزند.
مشهورترین چهره ی علمی و پزشکی اتریش که در سال 1883 متولد شد به نام "برنهادر آشتر" همواره از طرفداران جدی امر حجامت و درمان های طبیعی بود. وی که بعداً به درجه ی پروفسوری در آلمان نائل آمد، در اصل متخصص روماتیسم بود و عملاً مبادرت به درمان های طبیعی می نمود و از جمله بیماری های رماتیسمی ، افسردگی ها، دیسک کمر، آرتروز و بی نظمی در قاعدگی های زنان را به این شیوه معالجه می نمود و اکنون کتاب های وی مرجع علمی غنی برای طرفداران طب سنتی به شمار می آید.
1400 سال قبل که اسلام ظهور نمود 533 بار از دهان مبارک حضرت رسول (ص) و دیگر ائمه ی هدی تأکید بر انجام حجامت شده است به طوری که حدیث مشهور نبوی "الحجامة دواء لکل داء" ( حجامت درمان هر دردی است ) در رأس همه ی احادیث قرار دارد.

توطئه ی طب استعماری علیه سنت نبوی حجامت
در ایران نیز حجامت سابقه ای دیرینه دارد. دلایل فراوانی دارد که قبل از اسلام در ایران حجامت وجود داشته است (به نحوی که در زمان حاکمیت بنی عباس در میان مردم ایران رایج بوده و هارون الرشید به توصیه ی یکی از حَجّام های ایرانی حجامت کرده و از مرگ جان بدر برده است.
و در هزار سال قبل، بوعلی سینا حجامت را به عنوان یک رکن درمانی مطرح کرده و استفاده های گوناگونی از آن می کند. [ قانون در طب ، ج1، ص 491]همچنین سایر دانشمندان طب در ایران مانند ابوعلی سینا، جرجانی و محمد بن زکریای رازی، ابن قیّم و دیگران همه از حجامت بهره گرفته اند، و از آن پس نیز حجامت در فرهنگ ما جایگاه ویژه ای داشته است و به عنوان یک سنت مؤکد جزء اعتقادات مردم بوده است.
بزرگسالان در حمام حجامت می نموده اند و در بهاران، کودکان خود را ملزم به انجام حجامت می کرده اند.
مردم بر اساس توصیه ی رسول اکرم (ص) که می فرماید "نعم العید عید الحجامة"، بهترین عید، دوره ی حجامت است، عیدِ خون می گرفتند و روز مشخصی از سال را برای این کار تعیین می کردند.
این روند ادامه داشت تا این که در سال 1334 ( دو سال بعد از کودتای ننگین 28 مرداد) و همزمان با وضع قانون نظارت بر درمان، به شکل گسترده ای با حجامت مبارزه شد و ژاندارم ها حجامتگران را در سراسر کشور دستگیر می کردند و بدین ترتیب این سنت الهی پرسابقه از روند رفتارهای سنتی جامعه خارج گردید و تنها در مناطقی از کشور که تحت تسلط کامل دولت نبود این سنت اجرا می شد و مردم بیماری های خود را به وسیله ی آن مداوا می کردند و به همین منوال وضعیت ادامه داشت تا در سال 1365 در جمعی که به انگیزه ی کشف یک راه درمانی ساده و فراگیر و ارزان قیمت و به منظور ارائه ی یک روش درمانی پیشگیرانه تشکیل شده بود، این سنت پیشنهاد و مورد توجه و تحقیق قرار گرفت و پس از آن در سال 1368 در قالب مؤسسه ی تحقیقات حجامت ایران به ثبت رسید.
در ابتدای کار تعریف مشخصی از حجامت وجود نداشت. اطلاعات لازم پیرامون حجامت بسیار پراکنده و ناقص بود؛ تجربیات درمانی حجامت فقط در اذهان معدود پیرمردانی وجود داشت که در اقصی نقاط کشور حضور داشتند. تأثیرات کاربردی حجامت و شیوه ی انجام آن نیز در کتابی تدوین نگردیده بود. جمع آوری این اطلاعات قبل از این که یک کار پژوهشی در گوشه ی کتاب خانه ها و آزمایشگاه ها باشد یک کار تحقیقی، فرهنگی و مردم شناسی بود. علاوه بر آن در سال 69 با درک این مطلب که منطق تجویز حجامت به نقش جاذبه ماه بر روی مایعات زمین و بالاخره بر بروی بدن انسان ارتباط دارد، روند مطالعات اولیه تغییر کرد و مطالعه بر روی تغییرات جوّی و جاذبه ی ماه و خورشید و جزر و مد آب دریا نیز به آن اضافه شد و زمان تأثیر قطعی انجام حجامت بر بیماری ها در مؤسسه مشاهده شد که ضوابط ایام حجامت رعایت گردید.
روند منسوخ شدن حجامت به تناسب فراگیر شدن طب شیمیایی در سراسر جهان پیشرفت داشته و همراه با نفوذ فرهنگ استعماری در جوامع مختلف، به تناسب خودباوری زدایی فرهنگی و دینی جوامع، ساز و کار طبابت جدید نیز جای باز نموده و شیوه های درمان دینی و سنتی از روند رفتارهای اجتماعی خارج شده است. و به دلیل این که برنامه های فرهنگی استعماری به شکلی سیستماتیک طراحی گردیده و حلقه های به هم پیوسته ای دارد، توانسته است این رویکرد دیرینه ی بهداشتی – دینی فراگیر و بسیار با سابقه و مؤثر را از ردیف رفتارهای بهداشتی درمانی جامعه خارج نماید و مردم جهان را نسبت به آن جاهل ونا آگاه نگهدارد.
حذف نام حجامت از صفحات کتب طبی دانشگاه و تنظیم برنامه ی مدّون نظام پزشکی و قوانین نظارت بر درمان متناسب با شیوه های درمانی تدریس شده در دانشگاه و ضدیت شدید با سیستم درمانی سنتی و در اختیار داشتن ابزار و نیروهای حکومتی، قدرتی را به این اهداف مغرضانه داده است که توانسته است به وسیله ی آن در مدت زمان کوتاهی یک سنت الهی ریشه دار تاریخی را از متن جامعه بشری بزداید و آثاری از آن باقی نگذارد.
امام خمینی (ره) در کتاب رساله ی نوین فقه پزشکی ماهیت فرهنگ استعماری از جمله طب استعماری را این گونه ترسیم کرده اند:
"غرب همه چیز استعماری دارد: طب استعماری، فرهنگ استعماری که برای کشورهای عقب افتاده صادر می کند. آن ها می خواهند ما وابسته باشیم و چیزهایی که به ما می دهند وابستگی می آورد. اگر می خواهید رشد حقیقی پیدا کنید و مستقل شوید، اول این وابستگی فکری و قلبی را کنار بگذارید."
و اینک با پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی ایران، بار دیگر، بارقه ی رویکرد به طب اسلامی و احیای فرهنگ طب ایرانی درخشیدن گرفت و بسیاری از پزشکان با تحصیلات آکادمیک راجذب طب اصیل اسلامی به ویژه پدیده ی ریشه دار حجامت نموده است، هر چند که سالیانی پیش از این چینی ها در کتاب طب سوزنی، طب حجامت را در میان افراد جامعه ی خود، توسعه و رونق بخشیدند و هم اکنون در آلمان و برخی کشورهای پیشرفته نیز به اهمیت علمی و طبی آن پی برده و آن را در دستور کار چشم انداز پیشرفت های علمی خود قرار داده اند.

حجامت در طب اسلامی
اگر نفوس بشر با راهکارها و شیوه ها ی درمانی به وسیله ی دارو پاک گردد، در حقیقت این پروردگار مهربان است که بیماری و درمان آن را اراده فرموده و طبیب متعهد باید از انواع راهکارهای عملی مکتب اسلام به عنوان تفکر علمی، معرفت دینی، سلامت و جامع کرامت انسانی برای مداوا از آن بهره گیرد.
یکی از مهمترین روش های تجویز شده ی مکتب ما "حجامت" است که به عنوان "عملی مقدس" از آن یاد شده است. زیرا این شیوه از حیث گستردگی، زمان، منابع قدیم و جدید قابل پژوهش و تجربه و مواضع آن بسیار عجیب و در عین حال مفید به نظر می رسد.
"حجامت" ساز و کار و روشی زیبا، لطیف و روحانی است که هر فردی با اقدام به تکرار آن لذت و حکمتش را بیشتر درک می نماید. به همین دلیل آن را از عادات پسندیده شمرده اند.
هر کس که در آن وادی قدم نهد به خوان احسان پروردگار مهربان حضور یافته است و از فیض "عیدش" برخوردار می گردد زیرا در آن روز سموم را می زداید و با خون پاکش آماده ی پذیرش جمال طبیعت می شود.
در وصف این فریضه، "پیامبر اکرم" (ص) آن چنان زیبا سخن رانده است که در کنار عسل و سیاه دانه، درمان را شیرین نموده است و بدون حجامت گویی خلاء جسمی و روحی آشکاری پدید آمده است . امیرالمؤمنین علی (ع)، بهره گیری از آن را برای بهبود بدن و تقویت قدرت تفکر ضروری دانسته است. بر اساس کیفیت خلقت انسان و مبانی مستحکم سنت رسول گرامی اسلام، مغز متفکر جهان شیعه امام صادق (ع) کیفیت، نامگذاری، اجرای حجامت را به دقت در کنار سایر روش های درمانی بیان نموده است.
امان صادق (ع) می فرماید: بهترین درمان ها کنار روش های دیگر درمانی، استفاده از مواد استنشاقی و حمام و تنقیه و روش های بهداشتی مسواک و خلال و داروی نظافت که از سنن پیامبران به شمار می رود حجامت است، حتی نگاه کرده به خون حجامت، بیماری های چشم را تا نوبت بعدی پیشگیری می نماید.
امام ششم به ابی بصیر می فرماید: در چه روزهایی با چه قصدی حجامت کند و نزدیکان خویش راچگونه به آداب قبل و بعد از عمل آشنا نماید. محل حجامت ناحیه ی (سر) را دقیقاً تعیین می کند. سؤالات و اختلاف نظر ها را در مورد حجامت جواب می گوید و نحوه ی برخورد صحیح را تعیین می فرماید.
سایر معصومین گرانمایه بر این "سنّت" بیاناتی افزوده اند،مخصوصاً طبیب آل محمد امام رضا (ع) مطالب مبسوطی را در طب و بهداشت به مقتضای کشور پهناور ایران و مهد تمدن آن زمان برای ما توضیح داده اند که در آن، جایگاه حجامت در ماه های مختلف و سپس علت بیماری و حالاتی مانند فَرَح و حزن را مطرح می نماید.
سپس از تدابیر ایام و مزاج هر کدام اثر گذاری آن بر جسم با دقت، مطالب را توضیح می دهد و زمان حجامت را به نسبت سن ( فرد 30 ساله تقریباً ماهی یک بار) و ترجیح آن را بیان می دارد. بافت شناسی و تشریح آن را با یک جمله ی مفید و مختصر و چند پاراگراف ساده مشخص می کند. مکانیسم درمان با حجامت را چنین می فرماید:
حجامت خون را از میان گوشت توسط عروق کوچک ( مجاری لنفاوی و کاپیلرها) بیرون می کشد بدون آن که بر بدن ضعف عارض شود بر خلاف "فصد" ( که خون دادن مستقیم از طریق رگ می باشد).
حجامت از گودی پس سر (جهت اطفال) سنگینی سر را فرو می نشاند و حجامت وسط سر ( یک وجب از نوک بینی برای هر فرد ) بیماری های صورت و چشم ها و دندان ها را علاج می نماید. حجامت زیر چانه، فساد لثه و همه ناراحتی های دهان را بهبود می بخشد. حجامت بین دو کتف برای غلبه ی حرارت و التهاب و امتلاء ( سنگینی معده و یا گاستریت و کولیت و ایلئیت ) مفید است.
حجامت از ساق های پا برای درمان بیماری های مزمن کلیه و مثانه و رحم و کمبود عادت ماهانه و جوش ها به کار می رود، گر چه ممکن است با ضعف همراه باشد (با تقویت همراه گردد): سپس به تکنیک حجامت دقیقاً می پردازد. حجامت کننده چهار زانو بنشیند و دعای حجامت را بخواند. مطلب دیگر؛ نحوه ی بادکش در هر مرحله ای است که باید به تدریج اضافه گردد ( حداقل تا سه مرتبه )، سپس از آن به لزوم عمل ماساژ قبل از حجامت با روغن اشاره می نماید. ( در فصد نیز از روغن زیتون و نمک جوشیده که سپس سرد می شود) و زمانی تیغ زد می شود که موضع کاملاً سرخ گردد و تیغ را به نرمی در پوست نرم می نشانند. پس از خروج خون لازم است تا دوازده ساعت نزدیکی انجام نگردد.
روزی که حجامت می کنند باید هوا صاف باشد و باد شدید نوزد و مقداری خون بیاید تا روشن گردد و در آن روز انسان حمام نرود که سبب عارضه می گردد و تا یک ساعت هم آب گرم به سر و بدن نریزد که اگر چنین کند به تب دائم مبتلامی شود.
سپس در موضع حجامت پارچه ی نرمی از ابریشم بگذارد و از تریاق اکبر1 به اندازه ی یک نخود میل کند و از سکنجبین عنصِلی (پیاز عنصلی به جای نعناع) بنوشد، یا از شراب معتدل (آب انار ملس) یا مرکبات، آب میوه های نشاط آور و مفرّح قلب استفاده کند و اگر نبود هر آب میوه یا آب صاف بنوشد. خوردن نیم گرم پودر سیاه دانه نیز سفارش شده است. اگر از سکنجبین در زمستان استفاده نماید از لرزش و برص و بهق (لک و پیس) و جذام به اذن پروردگار جلوگیری می گردد. مکیدن انار ملس نفس را قوی می کند و خون را جلا می دهد (غلظت را کاهش می دهد). خوردن غذای شور تا سه ساعت خطر جرب (خارش شدید) را دارد و باید از آن امتناع ورزید.
در زمستان بعد از حجامت غذایی مانند زنجبیل،دارچین، میخک، زعفران، سنبل الطیب، کاسنی،مصطکی که با بهره گیری از چشمه های شرقیه یا آب باران استفاده می شود.طرز تهیه ی آن چنین است: بعد از جوشانیدن تقریباً 5 کیلو مویز هسته گرفته بعد از تبخیر دو ثلث در نوبت اول سپس نگهداری (شب تا صبح در تابستان و 3 شب در زمستان) و جوشاندن با تقریباً نیم کیلو عسل مصفا در نوبت دوم و قرار دادن ادویه جات به نسبت مساوی (بجز زنجبیل و زعفران دو برابر تقریباً 75/1 گرم ) و کنار گذاشتن آن تا 3 ماه برای قوام گرفتن مورد استفاده قرار می گیرد.
از دیگر دستورات ماساژ با روغن خیری (شب بو) است و کمی مشک و گلاب زدن به سر است. اگر حجامت در تابستان انجام گیرد خوراک شوربا، حلیم (با انگور یا کشمش) و غذاهای خالص صاف کننده ی خون مناسب است و پس از حجامت از عطر بنفشه و گلاب و کافور استفاده گردد و از حرکت زیاد و خشم و هیجانات عصبی باید پرهیز کرد.

نتیجه
حجامت از نظر قرآن و سنت که به مدرک متواتر از طریق همه ی علمای شیعه و عامه وارد شده مهم محسوب می شود روشی محرز و ارزشمند است و در اصل آن شکی نیست امر حجامت از سوی خداوند در پاسخ به چشم زخم یهود نسبت به سلامت پیامبر اعظم (ص) بوده است.
اولین دلیل آن مستند به آیه ی مبارک سوره ی اسرا می باشد که حدیث معراج در صعود پیامبر اکرم به آسمان هفتم را یادآورد می گردد. این دلیل از حیث سند معتبر و از حیث مفهوم متعالی است. زیرا هدیه ای از سوی همه ی فرشتگان برای امت اسلامی است.
در احادیث دیگر نیز که از پیامبر و سایر امامان به خصوص امام باقر، امام صادق و امام رضا (ع) نقل شده که حجامت را به عنوان اولین روش درمان اکثر بیماری ها مطرح فرموده اند.
در این پیام ها انواع بیماری ها، زمان،موضع و اصول آن توضیح داده شده است و از معصومین به گونه ای تا امام عسکری (ع)1 درباره ی این سنت تأکیدات فراوان به عمل آمده است.
به همین دلیل فقهای گرانقدر شیعه نیز فتوا بر فواید و کاربرد آن صادر فرموده اند.

اقدامات قبل ازحجامت
1. حجامت عملی انتخابی و مطلوب است، برخوردی نیکو و نظم و انضباطی صحیح را می طلبد.
2. کسانی که از حجامت ترس دارند با مقدماتی مثل وضو، ذکر، مطالعه و استراحت مختصر بهتر است خود را آماده نمایند1.
3. دعای حجامت و آیة الکرسی و وضو توسط طبیب و حکیم روحانی اثر معنوی بسیاری بر این عمل خدا دارد.
4. بیمار نباید کاملاً گرسنه یا با معده ی بسیار پر باشد و بهترین خوردنی ها قبل از حجامت انار و کاهو می باشد.
5. در کسانی که طبیب به هر دلیل احساس ضعف مفرط یا ترس در آن ها نماید مایعات قبل از حجامت را می تواند تجویز کند.
6. بررسی مزاج و طبع گرم و سرد، تری و خشکی جزء اصول درمان هر طبیب حاذق است.
7. سرخی صورت و چشم، برجستگی نبض های ضرباندار، احساس خالی شدن زیر پا، دردهای بدن و استخوان ، احساس راه رفتن مورچه روی پوست، احساس شیرینی و تلخی دهان، خارش و گزگز بدن، برخی سردردها ،کندی ذهن با کسالت بدن همراه خواب آلودگی علائم غلبه ی خون است.

ضمن حجامت
1. بیمار معمولاً مانند هر حجامت شونده چهار زانو ( متربع) می نشیند، آیة الکرسی را به خصوص در روزهای چهارشنبه و در غیر از اوقات عادی و ترجیجاً با افزودن روحیه و دعا و تشویق شروع می نماید.
2. گرچه بهتر است بیمار در حال حجامت ضعف و عصبانیت نداشته باشد،ولی عجیب است که در افراد با حالت عصبی که به این عمل مستحب می نشینند بعد از آن احساس سبکی جسمی و راحتی روانی و عصبی می نمایند.
3. در صورت ضعف یا حالت شوک بعد از حجامت حتی گذاشتن یک قاشق عسل در دهان،ضعف را جبران می کند. در صورت نبودن عسل ،آب مفید واقع می شود. خوابیدن به پهلوی راست و کنترل فشار خون و حال عمومی بعد از ده تا بیست دقیقه حال بیمار را بهبود بخشد. برای تسریع در بازگشت بهتر است بیمار را روی تخت در حالت خوابیده و نشسته کمی ماساژ داد.
4- باید توجه داشت حالت شوک موقت، ارتباطی با میزان خون ندارد، بلکه برخی از بیماران با دیدن خون و حجامت خشک بدون خونگیری این حالت نوروژنتیک را از خود نشان می دهند که همه ی موارد آن قابل برگشت است.
5- اکثر پزشکان متخصص قلب بعد از سکته ی قلبی بیمارانشان اظهار کرده اند که اگر بیمار قبلاً حجامت نکرده بود ممکن بود در اثر سکته قلبی عادی جان خود را از دست بدهد.1
6- زمان بادکش تقریباً بین سه تا پنج دقیقه برحسب نرمی یا خشونت پوست است.در حجامت های کوتاه تر و متعددتر، خون بیشتری ممکن است گرفته شود و معمولاً سه تا پنج بادکش انجام می شود.
7- حداکثر عمق زخم در حدود لایه ی بشره و به زیرجلد نمی رسد . خراش ها در جهت درماتوم ( خطوط پوستی) باید باشد که آسیب کمتری به بافت ها وارد آورد و جهت حجامت بعدی بسته به نوع بیمار اثر کمتر می گذارد.
8- پس از انجام بادکش و حجامت و خونگیری و قبل بانداژ روی موضع حجامت، کمی عسل روی محل خونگیری التیام را تسریع می کند.

بعد از حجامت
1- بیمار در همانجا که حجامت می شود جهت ملاقات با طبیب، جهت راهنمائی و معاینات دقیق تر و دستورات غذائی مناسب پس از حجامت ویزیت می شود و پرونده تکمیل می گردد.
مهم ترین نکات تا تقریباً دوازده ساعت بعد از حجامت عبارتند از :
2- نخوردن لبنیات
3- عدم مقاربت در همان روز و شب
4- عدم فعالیت شدید جسمی و روانی و هیجانات اضطرابی
5- نخوردن تندی و شوری
6- خوردن انار رسیده (شیرین) و بر حسب تمایل مکیدن آب آن، شربت عسل، شربت کاسنی، سکنجبین، خوردن ماهی، در مزاج های خونی و صفراوی برخی ترشی های بی نمک.
7- در صورت ضعف بیشتر می توان از کباب (گوسفندی) آبگوشت و مصرف مایعات زیاد به خصوص خود آب میوه استفاده کرد.
8- حمام بهتر است در همان روزحجامت به واسطه ی رسیدن بدن به تعادل مناسب انجام نپذیرد.
9- البته حجامت مانع نماز نمی باشد در صورت افزایش زیاد و غیرعادی خون از موضع حجامت فضای خارج محل خراش را می توان با آب سرد شستشو داد.
10- روش های انجام حجامت قدیم در حمام ها در صورتی که بلافاصله بعد از آن دوش گرفته شود موافق روایات نیست. البته می توان گرمابه ای با تمام امکانات طب اسلامی اعم از محل مالیدن روغن های مطبوع، استخرهای با روش جدید یا آب های معدنی (خنک) شفابخش ایجاد نمود، که محل حجامت و بعد از استحمام با شربت های شفا بخش برای استراحت جسم و روح فراهم گردد.1

نقش موثر حجامت، در پیشگیری از سکته های قلبی
مجله ای اشپیگل در یکی از شماره های خود می نویسد: آیا اضافه بودن عنصر آهن در خون انسان موجب بالا رفتن ضریب سکته ی قلبی است؟ یک تحقیق و بررسی طولانی مدت که توسط یک تیم پزشکی فنلاندی انجام گرفته این احتمال را قوی تر و واقعی تر جلوه می دهد.
مانفرد نرلینگر وزنه بردار صاحب نام و قهرمان المپیک بارسلون موفق شد وزنه 5/232 کیلویی را با تلاش بالای سر ببرد و افتخاری به افتخارات خویش در این زمینه بیافزاید . این وزنه ها از آهن بودند و این مرد پولادین را به هِن هن و نفس کشیدن های مقطع و عمیق واداشتند. نیرومندی وی تنها به دلیل خوردن غذاهای مقوی و انرژی زا نیست بلکه او آهن نیز مصرف می کند.
جگر گوسفند، قلوه، اِستیک و همچنین عدس و اسفناج به دلیل سرشار بودن از عنصر آهن، خواه و ناخواه مقدار فراوانی از این عنصر را وارد بدن می کنند. تمام مواد غذایی نامبرده شده حاوی مقدار نسبتاً زیادی از عنصر آهن بوده و آن را به بدن هر موجود خورنده وارد می کنند.
علاقه وافر" مانفرد نرلینگر" به این گونه غذاهای پر از عنصر آهن نه تنها در مورد وی بلکه در مورد عده ی بسیار زیادی از مردمان اروپای غربی علاقه ی مشترکی محسوب می گردد، می توانند در بررسی علل یک مرگ برق آسا و ناگهانی به صورت سکته ی قلبی نقش تعیین کننده ای داشته باشد . این امر، یعنی افزایش مقدار آهن در خون انسان، یک نقش حساس و محوری در بروز سکته های قلبی بازی می کند.
نتایج به دست آمده از یک پژوهش دراز مدت و عمیق که بیش از دو هزار مرد 42 تا 60 ساله را در بر می گرفت، گویای صحت مطلب عنوان شده تحت مراقبت و اندازه گیری های مقادیر آهن موجود در بدن قرار داشته اند . مقادیر اندازه گیری شده " فریتین" در بدن انسان، که خود یک نوع پروتئین به شمار می رود، نمایانگر مقدار عنصر آهن موجود است . 51 نفر از این افراد طی مدت 5 سالی که تحت نظر پزشک و پژوهشگران موضوع یاد شده قرار داشتند دچار سکته ی قلبی گردیدند و در همه ی این افراد، یعنی 51 نفر مزبور، مقدار آهن موجود در بدن بیش از حد متعارف و معمول گزارش شده است . در فهرستی که از این افراد و علت سکته های قلبی آنان تنظیم گردیده وجود فشار خون و کلسترول از عوامل درجه دوم به شمار رفته اند. سیگاری ها نیز از افرادی که سیگاری نبوده اند، بیشتر بوده اند. پژوهش های انجام شده سوء ظن ها و گمان هایی که در این زمینه وجود داشتند را به حقیقت نزدیک تر نموده اند. بر اساس این نظریه وجود آهن در بدن موجب شتاب گرفتن ایجاد پلاک ها و لخته می شود. این لخته ها و پلاک ها موجب مسدود شدن سرخ رگ ها شده ضایعاتی را در گردش جریان طبیعی خون به قلب پدید می آورند. از طرف دیگر به نظر می رسد که وجود بیش از اندازه این فلز در بدن باعث یک سری فعل و انفعالات زنجیره ای مهلک و مرگباری می گردد که هنگام بروز یک حمله ی ناگهانی قلبی، تعداد بی شماری از سلول های ماهیچه قلب را به سرعت نابود می کند.
سرپرست تیم پزشکی مزبور " دکتر یوکاسالونن" میزان متعادل " فریتین" در بدن را حدود 200 میلی گرم در هر لیتر خون نام می برد . چنانچه این مقدار به هر دلیل مثلاً خوردن بیش از حد مواد گوشتی یا به علت اختلال در سوخت و ساز بدن بالاتر برود، احتمال بروزسکته ی قلبی به دو برابر افزایش می یابد. آیا به راستی می دانید که چرا خانم ها در سال های پیش از یائسگی از این بیماری در امان هستند؟ و آیا چرا این بیماری در این طبقه از انسان ها بعد از شروع یائسگی به سرعت نمودار می گردد؟ در مورد چگونگی تأثیر آسپیرین در زمینه ی ممانعت و پیشگیری از انسداد شریان ها نیز تا این زمان، توجیه عملی قانع کننده ای ارائه نشده بود . در مورد تسریع انسداد خون سرخ رگ ها در اثر مصرف گوشت گاو نیز توضیح قانع کننده ی علمی در دست نبود . کار تحقیقاتی این دکتر پرحوصله و کنجکاو به تمام این پرسش ها جواب های منطقی و معقول داده است .
خانم ها در هنگام عادت ماهانه ( قاعدگی) به طور مرتب و کم و بیش از بدن خود خون ترشح می کنند و بدین طریق مقداری آهن از جریان خونشان خارج می شود. برای جبران این فلز از دست رفته و حفظ تعادل آن، با همکاری و تردستی ارگان های زنانگی، مقدار مورد نیاز آهن از محل های تجمع این فلز در بدن مثل طحال، جگر و مغز استخوان تأمین می گردد.
در نتیجه در سنین میانی بانوان، مقدار آهن در خون آن ها بین 24 الی 50 میلی گرم در لیتر می باشد یعنی حدود یک سوم مقدار آهن در مردان هم سن آن ها .
اثر شفا بخشی اسرارآمیز آسپیرین در این مورد با انواعی از روغن ماهی ها با کمک تئوری جدید کشف شده توسط دکتر سالونن توجیه می شود.
این مواد در دُزهای بالا می توانند لخته های میکروسکوپی خون را حل نمایند و این عمل، خود کاهش و تحلیل مقدار آهن در بدن را به دنبال خواهد داشت .
وی تصمیم دارد هر دو ماه یک بار از تمام افرادی که تحت نظر وی تحقیقات قبلی را پشت سر گذاشته اند 400 میلی گرم خون بگیرد و تحقیقات خویش را ادامه دهد. وی امیدوار است با این روش از ایجاد ناهنجاری در خون پیشگیری بشود. در صورتی که انجام این گونه تحقیقات به نتایج مثبت و درمان آوری منتهی گردد، می توان بیماران و اشخاصی را که در معرض تهدید سکته ی قلبی قراردارند درمان کرد. این همان روشی است که در قرن های پیش به عنوان درمان کننده و داروی همه دردها بر علیه هر نوع از امراض سخت و صعب العلاج تجویز می شده است .
بله درست حدس زده اید، " حجامت" یا رگ زنی به گفته ی یکی از پزشکان "حجامت در راه تجدید حیات" قرار گرفته است .
(مجله ی اشپیگل سپتامبر 1992)

فصد و خواص درمانی آن
در فضیلت و خواص فصد
هر زمان که همه ی خلط ها زیاد گردد به وسیله ی فصد از هر خلطی مقداری کم می شود زیرا مرکب همه ی خلط ها خون است. بدین جهت گفته اند (فصد استفراغ کلی است) . هر گاه همه ی اخلاط در بدن زیاد گردد هیچ استفراغی بهتر از فصد نیست و بهترین فضیلت است. رگ را گشوده، رنگ خون و قوّت بیرون جستن و قوام او را می نگرند تا حالات را بشناسند.

در خواص و اهمیت خون
خون در بدن انسان شش فضیلت بزرگ دارد که هیچ خلطی دارای این منفعت نیست .
1- غذای صالح و سالم، خون است که در راستای مدد پرورش تن و بازسازی بدن است که در صورت تحلیل، خون به وجود می آید.
2- بدن حرارت طبیعی خود را از خون می گیرد، این به غیر حرارت غریزی است که از دل بر می آید.
3- اگر چه قوام دل و حرارت غریزی حاصل از خون نیست ولی ترکیب حرارت غریزی و قوّت و نیروی حیوانی از خون است که هر گاه خون بیرون آمده زیاد باشد نبض ضعیف می شود و کاهش نیرو باعث غش کردن می گردد.
4- دل کانون حرارت غریزی است و حرکت او مداوم است و به سبب تداوم حرکت، تحلیل وی زیاد است و به علت کاهش قدرت ضربان از سایر اندام ها نیازمند تر است ، به همین جهت رگی بزرگ از جگر (فوق کبدی) به آن پیوسته است و خون موجود در نیروی حیوانی و دل ، در شریان ها روان می گردد و نیروی حیوانی در صورت صحت آن به همه ی تن می رسد و هرگاه خون ازهمه ی شریان ها بیرون رود نیروی حیوانی تلف و حیوان هلاک می شود.
5- خون، انرژی و غذا را به اندام ها می رساند و گرما می دهد و آن ها را طراوت و لطافت می بخشد تا همه ی فرآیندها به آسانی انجام شود.
6- خون، پوست مردم را رنگین و تازه و بانشاط نگاه می دارد . گاهی پیشینیان به همین دلیل خون گرفتن را به هیچ حال روا نمی داشتند که در این رأی به خطا بودند.
منفعت خون به دو شرط بستگی دارد، اول آن که مقدار آن کافی نباشد و دوم کیفیت خون است که از لحاظ غلظت و رقیق بودن است و باید متناسب بدن باشد در غیر این دو صورت سبب بیماری ها است . برخی گفته اند با کمتر شدن یا گرفتن غذا نیروی صرف شده برای تغذیه کم می گردد و خون به تعادل و اعتدال می رسد ولی این فرآیند کافی نیست به خاطراین که مدت زیادی لازم است تا این فرآیند انجام گیرد: در حالی که خون از طرق دیگر مانند خون دماغ و حیض نیازمند خروج از بدن است .
خون را با توجه به شرایط فوق، جهت سه منظورمی گیرند:
اول آن که خون ناصالح کمتر شود.
دوم آن که خون کم گردد.
سوم آن که جهت حرکت خون به طرفی دیگر جریان پیدا کند.
بیماری هایی چون عرق النسا یا سیاتیک ( کمر درد یا سیاتالژی)، نقرس، درد مفاصل، سردرد، گلودرد خونی، درد چشم، التهاب احشاء، بواسیر و قطع زود هنگام قاعدگی را می توان با خون گیری از رگی که خون به آن میل کرده است درمان کرد.

عللی که تأخیر فصد را واجب می کند
در بیماری های یاد شده اگر خون زیاد باشد پیش از حرکت، فصد جایز است اما هنگامی که پس از حرکت، خون در اوایل گرفته شود خلط های بد و خام (سودا و صفرا) درون بدن را به حرکت و جوشش در می آورد و این خلط ها با خون در رگ ها مانده و جاری می شود و مضرات آن فراوان است . بعد از این مرحله ی اولیه که اثر نضج خلط ظاهر می شود نیاز به فصد می باشد.
در امتلاء ( پرخون شدن عضو از خون) با علامت خونی نباید در فصد شتاب کرد زیرا هر پُری فصد را واجب نمی کند و چه بسا که امتلاء از خلط دیگر و هنوز خام است که در این صورت قوّت را ازبین می برد و بیماری طولانی و منجر به مرگ می شود. در بیماری های مزمن ابتدا اگر به شربت و تدبیر درمانی تسکین ممکن باشد باید اقدام کرد و اگر ممکن نبود باید فصد کرد ولی مقدار خونگیری باید کم باشد تا قوت ضعیف نشود.
همچنین اگر در زمستان نیاز به فصد گردد و تأخیر شود اختلالی به وجود می آید که باید فصد کرد ولی خون اندکی باید خارج کرد. حایض و آبستن را نباید فصد کرد مگر ضرورتی بزرگ باشد که فصد واجب می گردد (اکلامپسی).
اگر در بدن خلط صفراوی شدید باشد ابتدا با مسهل لطیف، صفرا یا قی، باید کاهش یا تسکین داد سپس فصد کرد و یا به تدبیرهای لطیف کننده در خلط های غلیظ اقدام کرد، مانند گرمابه، ریاضت (روزه داری) و سکنجبین که با گیاه زوفا پخته شده باشد.

در بیان اصولی که در حال فصد باید به آن توجه کرد
برای فصد به سال های عمر، مزاج، فصل، حال و هوای شهر، چاقی و لاغری، قوّت فم المعده( دهانه ی معده) باید توجه داشت . در این حال طبیب باید بگوید کدام رگ را باید زد، چه مقدار و تا چه زمانی خون گرفت زیرا فصد هم در صحت سلامت نافع است و هم در علاج بیماری قوی است .
ممکن است محل فصد درد کند و جراحت آن دیربسته شود در بسیاری از مواقع سبب فصد طبع خشک آدمی است . در انواع کلیت ها به فصد حاجتی نیست ( مگر در موارد التهاب و سرطان روده). در فصد به رنگ خون باید نگاه کرد اگر به سپیدی زد در همان لحظه باید رگ را بست و همیشه باید کوشید که فصد سبب حرکت صفرا و غلظت و خامی خلط گردد.

نشانه های فراوانی خون بدن
نشانه های فراوانی خون هفت نوع است:
1- سرخی رنگ صورت
2- دمیدگی و پُری (طول، عرض، ارتفاع) رگ ها
3- غلیظی نبض
4- حس سنگینی و ماندگی، درون تمام بدن و اندام ها
5- احساس حرارتی خوش درون تمام اعضا
6- سستی و دشواری حرکت
7- آرزوی میل به غذا با احساس گرسنگی1


هر گاه از این نشانه ها داخل عضوی باشد نشانی که خاصه آن عضو است پدید می آید و خون بدان عضو میل می کند، چنان چه در سر حرکت شریان قوی و ضربان در سر پدید می آید. اگر به جانب کبد میل نماید باعث سوزش در جگر می شود. در معده با احساس گرسنگی و تغییر مزاج و در طحال با تظاهرات اختصاصی و سوزش آن همراه است . علایم کلی دیگری شامل سرگیجه، خارش چشم و صورت، شیرینی طعم دهان و خنده های بی سبب در غلبه خون وجود دارد.

نشانه های تباه شدن خون دربدن
نشانه های فساد خون سه چیز است:
اوّل: آن که رنگ صورت بیمار تغییر کند،
دوم: نبض قوی گردد،
سوم : حس درد و کسالتی پدید آید.
پس هر گاه خون فاسد شد، رنگ صورت بیشتر مواقع به سرخی متمایل می گردد و زمانی که به علت بلغم باشد رنگ صورت به سپیدی و اگر سودا باشد به تیرگی و سیاهی می گراید و اگر از جهت تیزی حرارت صفرا باشد به زردی می گراید . اگر در خون فساد ایجاد شود . اگر دست به هر عضوی بزنند درد می کند، گاهی بعضی نواحی خاص مانند محل زخم درد می کند و اگر مدتی بگذرد و فصد یا حجامت ننماید به تب مبتلا می شود که جوش ها و طاعون بد خیم به وجود می آید و اگر نیرو تدارک نشود از بین می رود. بالاخره بخار فاسد کننده ی خون به دل می رسد و بیمار را هلاک می نماید.

حالات خون پس از گرفتن
پس از گرفتن خون چهار موضوع را باید جستجو کرد:
1- رنگ؛ 2- قوام؛ 3- بوی آن؛ 4- آن که خون را در ظرفی پوشش دار قرار داده و بعد از یک ساعت به آن نگاه می کنند، اگر خون خوشبو دارای قوام معتدل و رنگ آن طبیعی باشد سالم است .
خون صفراوی رقیق تر است معتدل و از سرخی به زردی مایل می شود و بسیار گرم و بوی آن تیز و شدید است و دیر لخته می گردد و طعم تلخ دارد.
خون بلغمی به محض خروج رقیق و کمتر گرم است . زود غلیظ و لخته می شود و بویی ضعیف دارد اما اگر عفونی باشد، بوی بد و تعفن می دهد و بعد از یک ساعت آبی رقیق بر روی آن ظاهر می شود.
خون سودایی غلیظ و سیاه و بویی بد دارد بوی ترشی می دهد و زود لخته می شود. اگر مقداری آب در آن بریزند و تکان بدهند رشته رشته می شود( چون لیف) و ازآن آبی کبود جدا می شود. هر گاه این سه نوع خون، سوخته شود قوام یافته و غلیظ می گردد و بویی ناخوشایند می دهد.
عوامل فساد خون
بر سه نوعند:
1- شیوه های بد تغذیه همراه با غذاهای گرم و چیزهای تند و تیز و شراب کهنه و آن چه مانند آن است .
2- گرمی مزاج دل و جگر به خصوص در سال های جوانی و فصل تابستان
3- فساد به علت تغییر انتظام فصل های سال و بادها و باران ها و غبارهای فراوان.

خون در هر مزاج و سال عمر
مزاج سودایی خشک و خون آن تیره و مزاج های مرطوب سرد و تر و سرخی خون آن ها کمتر است . رطوبت، خون را غلیظ می کند . مزاج صفراوی رقیق تر است. اما در کودکان، خون، رقیق و ضعیف و در جوانان غلیظ و سرخ و خون میانسالان به سیاهی می گراید و غلیظ می باشد و خون پیران رقیق و ضعیف ( کمرنگ) است .

دانشنامۀ طب اهل بیت علیهم السلام
دکتر محمّد دریایی متخصص علوم زیستی و گیاهان داروئی

نویسنده

Etemadi / اعتمادی

Etemadi / اعتمادی

نظر دادن

Please publish modules in offcanvas position.